سیاست آلترناتیو برای اپوزیسیون: نه جنگ، نه جمهوری اسلامی و مخالفت فعال با مذاکرات پنهانی و غیرعلنی و غیرشفاف

By | 2019-05-15

-در روزهای اخیر با افزایش فشارهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی، عراق و عمان و ژاپن اعلام آمادگی کردند بین تهران و واشنگتن میانجیگری کنند.
-آمریکا به دنبال مذاکره مستقیم با جمهوری اسلامی و «تغییر رفتار رژیم» در چارچوب شروط ۱۲گانه است و از بیان آن به صدای بلند هیچ پروایی ندارد. ترامپ حتی یک شماره تماس مستقیم از طریق سوییس در اختیار مقامات تهران گذاشته است.
– ولی چرا جمهوری اسلامی از مذاکره مستقیم با ترامپ نگران است؟ چرا ترامپ از میانجی‎گیری‎ها استقبال نکرده؟! پنهانکاری و عدم شفافیت به سود کیست؟

حامد محمدی, كيهان چاپ لندن:

بعد از عراق و عمان اکنون ژاپنی‎ها برای میانجیگری میان رژیم ایران و آمریکا با هدف کاهش تنش‌ها‎ و باز کردن مسیر مذاکره میان تهران و واشنگتن چراغ سبز نشان دادند.

راهپیمایی حکومتی ضد آمریکایی به مناسبت سالگرد خروج ترامپ از توافق اتمی و در حمایت از بیانیه شورای‌ عالی امنیت ملی برای اقدام متقابل علیه واشنگتن؛ جمعه ۲۰ اردیبهشت ۹۸

مقام‎های ژاپنی ضمن اشاره به آگاهی از مناقشات میان جمهوری اسلامی و آمریکا بر سر توافق اتمی اظهار امیدواری کرده‌اند که بتوانند بین آنها نقش سازنده داشته باشند.

به گزارش روزنامه تایمز ژاپن، یاسوتوشی نیشیمورا، پنجشنبه نهم ماه مه، در یک کنفرانس خبری گفته، خواهان به کار گرفتن روابط دیرینه ژاپن با ایران برای دستیابی به صلح و امنیت در منطقه‌ هستیم.

وی تاکید کرد، «ما برنامه ایران در مورد برجام را به دقت زیر نظر داریم.»

در این گزارش تاکید شده، با وجود افزایش تنش‌های نظامی بین ایران و آمریکا و اعزام ناو هواپیمابر به خلیج فارس و با وجود «محدودیت‎های موجود» هر دو طرف به دنبال مذاکره هستند و مقام‏ات توکیو در جستجوی راه‌هایی برای گفتگو میان آنها تلاش کرده و ژاپن می‎تواند نقش مؤثری در این میان ایفا کند.

یوشیهید سوگا دبیر کابینه ژاپن نیز چند روز پیش گفته بود روابط دوستانه ایران و ژاپن ضامن حل مشکلات منطقه از جمله مسئله برجام است.

این روزنامه همچنین نوشته ژاپن از زمان خروج آمریکا از توافق اتمی نیز همسو با کشورهای اروپایی بوده و تاکید داشته که اگر این تصمیم آمریکا بر برجام تأثیر منفی بگذارد، بسیار تاسف‌آمیز خواهد بود.

پس از افزایش فشارهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی در حوزه نفت، پتروشیمی و فلزات از تهران زمزمه‎هایی مبنی بر خروج ایران از توافق اتمی به گوش رسید. دولت ژاپن در کنار فرانسه و روسیه و چین از جمله کشورهایی هستند که به رژیم ایران در مورد زیر پا گذاشتن توافق اتمی هشدار داده‌اند.

یوشیهید سوگا سخنگوی کابینه ژاپن، چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت، در سخنانی گفت «تصمیم امروز دولت ایران خروج از برجام نیست» و تاکید کرد توافق اتمی هماهنگی‌های بین‎المللی را برای اجرای پیمان منع تکثیر سلاح هسته‌ای تقویت کرده و موجب برقراری صلح و ثبات در منطقه می‌شود.

ژاپن از جمله کشورهایی است که از بازار ایران سود می‎برد و همزمان کمک‎های مالی زیادی در حوزه‎های مختلف فرهنگی، علمی، بازرگانی و محیط زیست به ایران می‎کند اما بخش عمده‎ی همکاری‎های غیراقتصادی یا کمک‎های مالی بلاعوض ژاپن در جیب موسسات دولتی و غیردولتی‎ خاص می‌‏رود؛ به عنوان مثال، NGOهایی که مدیران آنها مسئولان سیاسی فعلی یا پیشین جمهوری اسلامی یا یکی از اعضای خانواده‎ یا بستگان آنها هستند!

اینکه روابط جمهوری اسلامی و ژاپن در چه سطح بالایی قرار دارد را می‎شود از طریق اخبار بخش فارسی وبسایت سفارت ژاپن در تهران جستجو کرد. برای نمونه، ژاپن در قالب پروژه‎های تأمین نیازهای اولیه انسانی (GGP)، اواخر بهمن ۱۳۹۷، بیش از ۷۵ هزار یورو کمک بلاعوض به رژیم ایران کرد که مشخص نیست این پول‎ها کجا و چطور خرج شده و چه میزان از آن را دولت به جیب زده است؟ ژاپن اعلام کرده به ارائه کمک‎های انساندوستانه و عمرانی خود به سازمان‎های دولتی و غیردولتی در جمهوری اسلامی ایران ادامه می‎دهد.

ژاپن یکی از کشورهایی است که در نمایشگاه کتاب تهران که چهار تا ۱۴ اردیبهشت برگزار شد شرکت کرد و غرفه داشت.

معامله‌ی پنهان اوباما با ایران

جمهوری اسلامی تلاش می‎کند شبیه آنچه در جریان مذاکرات اتمی و امضای برجام پشت درهای بسته و در خلوت صورت گرفت از بیراهه‌‏های مختلف به کاخ سفید پل بزند. وقتی مسیرهای مذاکره پنهان باشد رد شدن از حقوق شهروندان و زیرپا گذاشتن مطالبات عمومی سهل‎تر و بده و بستان‎ها و زد و بندهای سیاسی که نفع آن فقط برای جریان‎های زورگو و مافیای حاکم خواهد بود بیشتر ممکن می‎شود. چنانکه محمدجواد ظریف و تیم او با جان کری و تیم‌اش بریدند و دوختند و بر تن کردند. در این میان میلیاردها دلار پول از اموال کشور آزاد و به جیب جمهوری اسلامی و امنیتی‎هایش سرازیر شد و از سوی دیگر عده‎ای تبهکار بین‎المللی که یک سرشان به کارتل‎های قاچاق و سر دیگرشان به حکومت وصل بود با آمریکایی‌های به گروگان گرفته شده در ایران مبادله شدند.

در این زمینه گزارش پولیتیکو در مورد «معامله‌ی پنهان اوباما با ایران» که ژوئن ۲۰۱۷ منتشر شد و کیهان لندن ترجمه‌ی کامل آن را منتشر کرد بسیار افشاگرانه و خواندنی است.

طرح از پولتیکو

مقام‎های کاخ سفید از دونالد ترامپ گرفته تا مایک‎ پمپئو و جان بولتون بارها و از طریق مسیرهای رسمی شرایط و راه‎های مذاکره مستقیم با جمهوری اسلامی را بدون پنهانکاری و با صدای بلند اعلام کرده‌اند و از اینکه بگویند در پی مذاکره‌ی مستقیم با زمامداران جمهوری اسلامی هستند هیچ ترسی ندارند. به تازگی خبرگزاری CNN که ضد ترامپ نیز هست، به نقل از منابع آگاه خبر داد که دولت آمریکا از طریق سوییس به عنوان حافظ منافع آمریکا در ایران شماره تماس مستقیم در اختیار رژیم قرار داده تا اگر درخواست مذاکره کردند این شماره را در اختیار آنها بگذارند.

مقام‎های جمهوری اسلامی تشنه‎ی مذاکره با آمریکا هستند اما نه از کانال عادی و علنی و حقوقی بلکه در خلوت و پنهان که از یکسو زیر پرچم آمریکاستیزی بتوانند هواداران ساده‌اندیش خود را با نمایش اقتدار و اعتبار مصنوعی در داخل و منطقه حفظ کنند و از سوی دیگر به کاسبی خود در فضایی غیرشفاف و غیرپاسخگو به مردم ادامه دهند.

در دنیای امروز مخالفت با مذاکره میان دولت‎ها حتی اگر منطقی هم باشد در چارچوب دیپلماسی ناخوشایند است. سیاست بدون مذاکره یا به بن‌‏بست می‎رسد یا به جنگ. مذاکره رژیم ایران با کشورهای ۱+۵ برای رسیدن به برجام در نهایت به زیر پا گذاشتن مطالبات مردم در همه‎ی ابعاد، از حقوق بشر و آزادی گرفته تا اقتصاد و معیشت منتهی شد؛ همزمان بطور موقت بر عمر نظام نیز افزود اما مخالفت با آن هرچند که منطقی می‌بود اما در چارچوب دیپلماسی قابل اجرا نبود.

میل به مذاکره و منفعت‌گرایی

اصلی‎ترین دلیل «مخالفان مذاکره رژیم ایران و دولت دونالد ترامپ» نگرانی از زد و بندهایی است که در این چهل سال میان رژیم و طرف‎های غربی صورت گرفته و به عمر نظام افزوده و نتیجه‎ی آن چیزی نبوده جز شکستن استخوان‏‌های دموکراسی، ذبح آزادی‎های فردی و اجتماعی و غارت اموال عمومی و اختلاس و دزدی که اتفاقاً فقط پشت زد و بندها و مذاکره‎های پنهان می‌توانست ممکن شود و دولت اوباما و جان کری وزیر خارجه‌اش در این پنهانکاری و عدم شفافیت نهایت همکاری را با جمهوری اسلامی کردند.

اما بر اساس رفتار و اخلاق مبتنی بر Utilitarianism [واژه «اوتیلیتاس» از زبان لاتین به معنی سود و امتیاز] و اصالت فایده یا منفعت‌گرایی، اینکه ترامپ و دولت او با هدف سود حداکثری در پس جدال‎های عمیق با رژیم ایران میل به نشستن پای میز مذاکره با آنان را دارد دور از ذهن نیست. در نظر گرفتن این واقعیت محتمل گرچه ممکن است ناخوشایند به نظر برسد اما راهبردی است.

در شرایط کنونی که طرفداران دموکراسی و حقوق بشر که مخالف هرگونه درگیری نظامی و جنگ هستند، حتما یکی از گزینه‎های برخی از مخالفان جمهوری اسلامی، «مخالفت» با هرگونه مذاکره میان رژیم ایران و آمریکاست ولی گزینه‌ی آلترناتیو که علیه جنگ و جمهوری اسلامی هر دو است، می‎تواند مخالفت قاطعانه با هرگونه مذاکره‌ی پنهانی و غیرعلنی و غیرشفاف باشد که در آن طبق تجربه، خواسته‎های مردم و اپوزیسیون مدافع دموکراسی زیر پا له شده و چند صباحی بر عمر نظام افزوده می‌شود تا بار دیگر در بن‌بست جدیدی گرفتار آید. در چنین فضایی بار مسئولیت بر دوش اپوزیسیون و مخالفان داخل و خارج و همچنین منتقدان بین‌‏المللی نظام است.

از سلسله دیدارهای غیررسمی ظریف و کری در هتل‎ها و رستوران‎ها در جریان مذاکرات اتمی

در شرایط فعلی اپوزیسیون مدافع دموکراسی و حقوق بشر که سال‌هاست علیه جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند به اندازه رژیم تهران و متحدان آن و همچنین کشورهایی که از بقای جمهوری اسلامی نفع می‏‌برند در سیاست خارجی ابزار و امکانات ندارد که مستقیم جریان‎ساز یا اثرگذار باشد اما رژیم تهران حجم بزرگی از سیاست‎های مخرّب در زمینه تروریسم، موشک‎پرانی، پولشویی، زیرپا گذاشتن قوانین بین‏‎المللی و نقض حقوق بشر دارد که با دست‌گذاشتن و بازتاب هر کدام از آنها می‌توان ضربه‌های کاری بر رژیم وارد کرد.  از همین رو «رسانه» و «همبستگی» در خبررسانی ابزار اصلی برای بازتاب رفتار پرمخاطره‎ی رژیم ایران و اثرات منفی مماشات و کنار آمدن با چنین رژیمی است. در واقع اطلاع‌رسانی همراه با روشنگری و آگاهی دادن در مورد ابعاد مختلف هزینه‎هایی که کنار آمدن با نظام جمهوری اسلامی در پی خواهد داشت در حال حاضر بهترین و کم‌هزینه‌‎ترین راهکار اپوزیسیون است.

از شواهد پیداست دولت ترامپ به درک این واقعیت رسیده‌ است که از یکسو تصمیم نهایی در مورد رژیم ایران با مردم ایران است و از سوی دیگر مقام‎های جمهوری اسلامی به دنبال مسیرهای بیراهه برای مذاکرات پنهانی و غیرشفاف هستند.

روز پنجشنبه ۱۹ اردیبهشت، ترامپ در یک سخنرانی گفت: «می‌دانید دوست دارم درباره ایران چه اتفاقی بیفتد؟ دوست دارم به من زنگ بزنند. می‌دانید که جان کری با آنها زیاد صحبت می‌کند. جان کری به آنها می‌گوید به ما زنگ نزنند. این نقض قانون لوگان است و او باید بابت این موضوع تعقیب قضایی شود… چیز زیادی از آنها [جمهوری اسلامی] نمی‌خواهیم. ما به آنها کمک خواهیم کرد بار دیگر اوضاع‌شان فوق‌العاده شود. الان اوضاع‌شان بد است. چشم به راه روزی هستم که به ایران کمک کنم. دنبال آسیب زدن به ایران نیستم. می‌خواهم آنها قوی و فوق‌العاده باشند و اقتصاد فوق‌العاده‌ای داشته باشند. ولی آنها دارند حرف جان کری را گوش می‌کنند…»

چاه عمیق ترامپ پیش پای علی خامنه‎ای

دولت آمریکا برای نشستن پای میز مذاکره با رژیم ایران و رسیدن به توافق جدید ۱۲ شرط مشخص کرده که اغلب آنها ارتباط مستقیم با برجام ندارد و مربوط به اساسی‎ترین منافع کلان حکومتی به‌خصوص سپاه پاسداران است و پذیرش آنها از سوی تهران مستلزم تغییرات بنیادی است. دور زدن این چاه بزرگ که ترامپ پیش روی علی خامنه‎ای کنده است، حتی اگر با حفظ ساختار جمهوری اسلامی عملی باشد، مرحله‌ی سخت‎تر را که انعقاد یک توافق جدید خواهد بود به دنبال خواهد داشت. توافقی که ترامپ بارها تاکید کرده باید در چارچوب قانون دنبال شود و به تصویب کنگره آمریکا برسد.

سیدحسین موسویان سفیر سابق جمهوری اسلامی در آلمان در زمان «ترور میکونوس»، چهارشنبه چهارم اردیبهشت، در یادداشتیکه در روزنامه دولتی ایران منتشر شد، به چند نکته کلیدی اشاره کرد: «محبوبیت ترامپ افزایش یافته؛ «راه مفری» نیست و همچنین تاکید کرد، «کنگره آمریکا در مقطع فعلی با هر فشار و اقدامی علیه جمهوری اسلامی ایران منهای اقدام نظامی موافق است پس در افزایش تحریم‌ها نیز متحد کاخ سفید است.»

در چنین شرایطی است که باید گفت برجام بهانه است و تاکید آمریکا بر «تغییر رفتار رژیم» هدفی را دنبال می‌کند که چیزی جز به قول موسویان «تغییر رژیم» نیست.