در نوشته زیر که جمع آوری می باشد از پژوهشهای الکساندر داونز (بهویژه آثارش از جمله “Forced to Be Free: The Limits of Foreign Imposed Regime Change”) و تحقیقات همکارانهاش با جوناتان مونتِن (Montein) و لیندزی اوردونِز وُپِن استفاده شده است.
مخالفان حکومتهای استبدادی گاه به مداخله خارجی برای تغییر رژیم دل میبندند. اما پژوهشهای مستقل و مبتنی بر دادههای تاریخی، بهویژه از سوی الکساندر داونز، استاد علوم سیاسی دانشگاه جورج واشنگتن، نشان میدهد که چنین مداخلاتی نهتنها اغلب به شکست میانجامند، بلکه در بلندمدت ویرانگرتر از آناند که در ابتدا تصور میشود.
داونز در بررسی آماری و کیفی ۱۲۰ مورد تغییر رژیم با مداخله خارجی بین سالهای ۱۸۱۶ تا ۲۰۰۸ به نتایج مهمی دست یافته است:
۱- بیش از نیمی از مداخلات تنها به تغییر رهبر منجر شدهاند، بدون اصلاح ساختارهای نهادی قدرت
۲- در ۸۳٪ مواردی که پس از مداخله جنگ داخلی رخ داده، نوع مداخله از این جنس بوده است
۳- رهبران دستنشانده معمولاً عمر کوتاهی دارند و در بسیاری از موارد با خشونت از قدرت کنار زده میشوند
از دید داونز، شکست این مداخلات دو ریشه اصلی دارد:
۱- فروپاشی ارتش و نهادهای امنیتی: ارتشها پس از شکست یا انحلال، اغلب تجزیه میشوند و جای خود را به نیروهای شبهنظامی یا گروههای شورشی میدهند. در نبود نظم، کشورها به سرعت به سوی هرجومرج میروند.
۲- تعارض اولویتها: رهبران جدید، که مشروعیت خود را از قدرت خارجی گرفتهاند، نمیتوانند همزمان رضایت مردم و رضایت کشور مداخلهگر را تأمین کنند. این شکاف اغلب به اعتراض، شورش یا کودتا میانجامد.
داونز همچنین تأکید میکند که مداخلههای خارجی، حتی اگر ظاهراً با هدف “دموکراسیسازی” انجام شوند، در عمل منجر به افزایش خشونت و نقض حقوق بشر میشوند. در واقع، دادههای او نشان میدهد که کشورهایی که بهصورت تحمیلی دموکراسی را تجربه میکنند، در مقایسه با کشورهایی که بهصورت بومی تحول یافتهاند، نرخ بالاتری از خشونت سیاسی، سرکوب و شکنندگی نهادی را تجربه میکنند.
– برخلاف تصور رایج، روابط کشور مداخلهگر با کشور هدف بهبود نمییابد. طبق یافتههای داونز، مبادلات تجاری بین دو کشور پس از مداخله تا ۴۵٪ کاهش مییابد و بیاعتمادی سیاسی تا سالها باقی میماند.
او همچنین با بررسی موردی کشورهایی مانند عراق، افغانستان، هائیتی، پاناما و شیلی، نشان میدهد که حتی در مواردی که ظاهر قضیه موفقیتآمیز است، کشور هدف اغلب وارد دورهای از ناپایداری سیاسی یا بازگشت اقتدارگرایی میشود.
داونز در آثار خود بارها هشدار میدهد:
«تمرکز بر سرنگونی حکومت هدف، بدون برنامهای برای بازسازی دولت و مصالحه داخلی، نهتنها کافی نیست، بلکه اغلب فاجعهبار است. حتی مداخلاتی که از نظر نظامی “موفق” تلقی میشوند، در بلندمدت به افزایش خشونت، تضعیف مشروعیت سیاسی و بیثباتی پایدار منجر میشوند.»
در نهایت، از نگاه داونز، مداخلهی خارجی نه ابزار آزادی، بلکه اغلب ماشهای برای بینظمی، فروپاشی نهادها و تجزیهی اجتماعی است.
استکهلم
۱۰ جولای ۲۰۲۵
فرشید. نوروزی
