چرا جامعه ایران، استعداد از این بدتر شدن را همچنان دارد؟ ناصر مستشار

By | آبان ۲۹, ۱۴۰۴
کم گو که کاوه کیست تو خود فکر خود نما
با نام مرده، مملکت احیا نمیشود.
چرا اکثریت مردم از جنبش سراسری مهسا حمایت نکردند؟ و ساکت و نظاره گر ماندند؟
همواره می شنیدیم و می خواندیم که جامعه به یک بشکه باروت شباهت یافته است و فقز منتظر یک جرقه است تا منفجر گردد.جنبش مهسا بهترین جرقه سراسری در تمام ایران بود و جوانان دلاور به خیابانها آمدند امَا مردم از آنها حمایت نکردند.
سالهاست که کار ما این شده ، شما دوست گرامی زحمت می کشید و مطلبی می نویسید ومن در فیسبوک یا سایت های مختلف آنرا می خوانم وشاید من چند سطری می نویسم و شما می خوانید! پس مردم در کجای کارند ،معلوم نیست؟
رژیم اسلامی پس از جنبش مهسا در انتقام گیری از شعار زن،زندگی ،آزادی با گازهای سمی به مدارس دخترانه حمله بُرد امَا مردم هیچ اعتراضی و هیچ دفاعی از فرزندانشان نکردند!
علم الهُدا به دختران ایرانی توصیه کرد با عراقی ها ی عتابات شیعه همخوابی کنند چون برکت دارد ،امَا مردم که به قتل های ناموسی مشهور هستند هیچ اعتراضی نکردند.تن فروشی زنان مزدوج با اطلاع همسر در سایه فقر،بیکاری اوج گرفته است اما مرد غیرتمند ایرانی که همچنان خود را ناموس پرست جلوه می دهد به غیرتش آسیبی نمی رسد!
چرا پس از ۴۷ سال حکومت دینی و چشیده شدن عوارض زهر آگین دخالت دین در امور دولتمداری که از جانب همگان تصدیق شده است،اما هنوز آلترناتیو ی که زمینه های بنیادین جدائی دین از حکومت را بر ای مردم سازماندهی نماید ،شکل نگرفته است؟
اصلاح طلبان و نمایندگان شناخته شده آنها مانند محمد خاتمی و دیگران به التماس افتاده اند تا شاید جایگاهی در کنار خامنه ای برای خود بوجود آورند.سرخوردگی جامعه ایران به مرحله ای رسیده است که همه رئوس و خواسته های اساسی دوره های گذشته در چهارچوب همین نظام نیز به فراموشی سپرده شده است.بیشتر پایوران بدنام دوران قبلی نظام ، خود را مُحق نشان می دهند و از گذشته جنایت بار خود به هیچ وجه پشیمان نیستند!
زاظهار درد ، درد مداوا نمیشود
شیرین دهان بگفتن حلوا نمیشود
درمان نما ، نه درد که با پا زمین زدن
این بستری زبستر خود پا نمیشود
میدانم ار که سر خط آزادگی ما
با خون نشد نگاشته ، خوانا نمیشود
باید چنین نمود و چنان کرد چاره جست
لیکن چاره با من تنها نمیشود؟
تنها منم که گر نشود حکم قتل من:
حاشا، چنین معاهده امضا نمیشود
گر سیل سیل خون زدرودشت ملک هم
جاری شود؟ معاهده اجرا نمیشود
مرگی که سر زده بدر خلق سر زند
من در بدر پی وی و پیدا نمیشود
ایرانی ار بسان اروپائیان نشد
ایران زمین بسان اروپا نمیشود
زحمت برای خود کش که خود بخود
اسباب راحت تو مهیا نمیشود
کم گو که کاوه کیست تو خود فکر خود نما
با نام مرده ، مملکت احیا نمیشود
ضایع مساز رنج و دوای خود ای طبیب
دردیست درد ما که مداوا نمیشود
مرغی که آشیانه بگلشن گرفته است
او را دگر ببادیه مأوا نمیشود
جانا فراز دیدۀ ، عشقی است جای تو
هر جا مرو ، ترا همه جا ، جا نمیشود
میرزاده عشقی
دوست گرامی بنده در پاسخ شعر ارسالی میرزاده عشقی برای من چنین نوشته است:
“هرآینه بازشناسی درد، نخستین گام در راه درمان درد است. تا درد را نشناسیم و به ریشه یابی نپردازیم، نمی توانیم در راه درمان آن نیز بکوشیم. پس نخست در ریشه یابی درد بکوشیم. سپس راه و یا راه هایِ درمان را بجوییم و بررسی کنیم.”
ودوست دیگر چنین یادآوری کرده است:
چون ما فاقد حافظه تاریخی هستیم،باید این مسائل را همواره بازگو نمود…
اساسا چرا ما مانند آن شاگرد تنبل مدرسه ـ فاقد حافظه تاریخی هستیم؟
سئوالی آسیب شناسانه بر محور تحقیق ، جامعه شناسی ،روانشاسی در طول تاریخ معاصر از دوستان محترم وگرامی که بطور شبانه و روزی برای آزادی و عدالت اجتماعی برای مردم ایران تلاش می ورزند مطرح می نمایم تا شاید به یک تریبونال تفحص و کاوشگری در درون جامعه سیاسی ایران بیانجامد!
از اینکه شاهد دائمی رنج مردم ایران هستیم و به شدت شکنجه فکری و روحی می کشیم و تنها جسم ما در خارج هست، وگرنه تمام روح و اندیشه همه ما هر روز در کنار مردم و در ایران است تا کی می تواند این وضع ادامه یابد . چرا هیچگاه تا کنون وضعیت بهتر شدن را در جامعه نداشته ایم اما چرا برعکس استعداد بدتر شدن را مردم ایران بیشتر دارا هستند؟ جامعه ایران در طول تاریخ ثابت کرده است که استعداد از این بدتر شدن را هم دارد.نیروهای سیاسی ایران ثابت کرده اند که برای از این بدتر شدن هم استعداد بیشتری دارند وتاکنون با انزوا وبی عملی و واکنش گرائی محض این موضوع را بخوبی نشان داده اند.
چرا هیچگاه تا کنون وضعیت بهتر شدن را در جامعه نداشته ایم اما چرا برعکس استعداد بدتر شدن را بیشتر دارا هستیم؟ و همه اینها دست به دست هم داده اند تا جامعه و نیروهای سیاسی ایران در یک دوره ائی کاملا وحشتناک و غیرقابل پذیرش از قعر ۱۴۰۰ ساله تاریخ ،خمینی راانتخاب نماید و پس از به خاکسپاری میلیونی آن ملعون ،بازماندگان خمینی توانستند خامنه ائی را به اریکه قدرت برسانند و جامعه ونیروهای سیاسی همچنان در انتخاب اشخاصی مانند خاتمی ، احمدی نژاد روحانی و برگشت به دوران طلائی امام راحل، مهندس میرحسین موسوی سرگردان مانده اند و مردم هنوز نتوانسته اند اراده و صف مستقل و آرزوی اصلی و قلبی خود را ابراز نمایند بلکه دائما مراحل تاریخ را با استفاده از ابزار تکراری در قامت افراد گوناگون طی می نمایند وتقیه می کنند.این جامعه است که باید زیر بازوان خامنه ائی را خالی کند تا او سرنگون گردد و مردم راه درست خویش را بیابند، نه اینکه خامنه ائی را از جامعه گرفت ،چرا که رژیم مانند خامنه ائی زیاد دارد و مردم نیز در فقدان آگاهی سیاسی و آلترناتیو روشنگر، استعداد اطاعت فراوان از خامنه ای ها ی تازه زاده شده را زیاد دارد.به همان اندازه که ترور خامنه ائی ها تا کنون در جامعه کارساز نبوده است.
آنقدری که حکومت اسلامی در ۴۷ ساله گذشته ـ خودش آبروی خود را همچنان می برد ،هیج نیروئی به اندازه خود این نظام را بی اعتبار نکرده است.اما غرب مترقی وشکست خورده در عراق و افغانستان ! همین ملاها را با همه ارتجاعی بودن بخاطر حفظ امنیت خلیج فارس وانتقال نفت با همکاری آخوندها را طالب هستند و در ثانی چون می بینند مردم به این همین ملاهای عقب مانده رای داده اند پس نتیجه می گیرند که لیاقت مردم در همان اندازه رژیم اسلامی است.
نزدیک به ۴۷ سال هست که جمهوری اسلامی زندگی متحجرانه را برمردم ایران حاکم کرده است. نصف جامعه یعنی زنان را سرکوب و توهین می کند. آخوند ها بارها بر سر منبر عربده کشیده اند که زنان بی حجاب فاحشه اند!! اما مردان ایرانی هیچگاه از این توهین شنیع به خواهران ومادرانشان غیرتی نشده اند .براستی چرا؟هرهفته افرادی به نام امام جمعه در شهرهای مختلف مشغول به عربده کشی و لوطی گری هستند اما از این جامعه خفته هیچ اعتراضی بر نمی خیزد!
می گویند در ۴۷ سال پیش ـ اعراب برایران حاکم شده اند و کشور ایران در اشغال عربهاست.خوب پس چرا مردم شریف و آزاده ضد اعراب!؟ هر چهارسال بجای اعتراض به اشغالگران به نمایندگان رهبران عرب منش و اسلامیست رای داده اند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *