آرش طلوع؛ شکنجه شدید و کما در بازداشتگاه اطلاعات سپاه و جان‌ باختن در بیمارستان

By | اسفند ۴, ۱۴۰۴

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد آرش طلوع شیخ‌زاده، معترضی که پس از اعتراضات دی‌ماه مشهد بازداشت شده و پس از شکنجه شدید و شکستن دست‌‌ها و پاها و سرش به کما رفته و در بیمارستان ولایت این شهر بستری شده بود، علی‌رغم نشانه‌های بهبود نسبی با قطع روند درمان جان‌ باخته است.

پیکر این معترض ۳۵ ساله شنبه دوم اسفند در میان حضور پرشمار نیروهای لباس‌شخصی و نظامی به خانواده‌اش تحویل داده شد و در آرامستان «بهشت رضا» در مشهد به خاک سپرده شد.

بر اساس شهادت یک منبع نزدیک به خانواده، مادر و دیگر اعضای خانواده آرش که با وجود مخالفت ماموران موفق شدند پیکر او را پیش از دفن ببینند، تایید کردند آثار شکنجه از جمله کبودی شدید سر و صورت و «رد واضح ضربات سنگین باتوم بر استخوان شکسته سر» به‌وضوح نمایان بوده است.

ماموران امنیتی در روزهایی که آرش در کما بود، در پاسخ به پیگیری‌های مادرش گفته بودند که هیچ ضرب و جرحی در کار نبوده و این جوان سالم «خودش سکته کرده است»، اما شواهد بعدی نشان داد او زیر شکنجه‌های ماموران اطلاعات سپاه به کما رفته است.

این معترض جوان با سطح هوشیاری ۲.۵، روز ۲۳ بهمن در بیمارستان ولایت تحت تدابیر شدید امنیتی بستری شد، اما سه روز بعد در ۲۶ بهمن، با وجود نشانه‌های بهبود نسبی، با خاموش‌ کردن دستگاه تنفس مصنوعی به زندگی او پایان داده شد.

آرش معترض بود

آرش متولد ۲۳ آذر ۱۳۶۷، جوانی هنرمند بود که به‌تنهایی در مشهد زندگی می‌کرد و به‌عنوان باریستا در یک کافه کار می‌کرد.

او بر اساس آن‌چه در صفحه اینستاگرامش دیده می‌شود، جوانی حساس به موضوعات اجتماعی و سیاسی بود که از بیان دیدگاه‌هایش هراسی نداشت.

او از جمله در یکی از پست‌هایش در دی‌ ۱۴۰۰، باورهای مذهبی خرافی را نقد کرد و هشدار داد جهل سرچشمه همه مشکلات است.

آرش در پستی دیگر در خرداد ۱۴۰۱ با بازنشر آهنگ انتقادی «سلام پس‌مانده»، پس از زدن هشتگ «سلام فرمانده» خطاب به علی خامنه‌ای نوشت: «بعد از سلام، خواستم بگم کم‌کم جمع بکن بساطتو که وقت رفتنه.»

آرش که با هشتگ «انقلاب ۱۴۰۱» هم درباره خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» پست منتشر کرده بود، در آخرین پستش در ۹ بهمن ۱۴۰۴، ویدیویی ترکیبی از اعتراضات مردمی مشهد در ۱۸ و ۱۹ دی‌ منتشر کرد.

یک هفته پس از انتشار این پست، آرش ۱۷ بهمن با هجوم ماموران اطلاعات سپاه به خانه‌اش بازداشت شد.

منبع آگاه در این رابطه گفت: «مادرش پس از چند روز بی‌خبری از آرش و اینکه گوشی را جواب نمی‌دهد و بعد هم موبایلش کلا خاموش شده، به خانه‌اش می‌رود و می‌بیند خانه‌ به‌ هم‌ ریخته، شیشه‌ها شکسته و خبری از پسرش نیست.»

بازداشت، شکنجه و انتقال به بیمارستان

پس از پیگیری‌ مادر آرش و مراجعه به نهادهای امنیتی، اطلاعات سپاه اعلام کرد او در بازداشت این نهاد است، اما به او اجازه تماس یا دیدار با فرزندش را نمی‌دهند. همچنین به او هشدار دادند در مورد بازداشت آرش سکوت کند تا برای پسر دیگرش هم اتفاقی نیفتد.

چند روز بعد در ۲۳ بهمن، خانواده آرش از طریقی مطلع می‌شوند که «ماموران اطلاعات سپاه او را با دست‌ و پا و سر شکسته‌شده و جمجمه آسیب‌دیده» به بیمارستان ولایت مشهد منتقل کرده‌اند.

این منبع به خانواده آرش اطلاع می‌دهد که او با سطح هوشیاری ۲.۵ به کما رفته، در آی‌سی‌یو بستری شده و با کمک دستگاه تنفس مصنوعی زنده است.

مادر آرش پس از آگاهی از این موضوع، چندین روز متوالی به بیمارستان مراجعه کرد تا بتواند پسرش را ملاقات کند: «بار اول که مادرش به بیمارستان رفت، پس از تلاش زیاد اجازه دادند بچه‌اش را از دور از پشت شیشه ببیند. او می‌بیند سر آرش باندپیچی‌شده، دست‌ها و پاهایش هم باندپیچی شده و کلا بیهوش و در کماست.»

به گفته منبع آگاه، «مادر آرش پریشان از این وضعیت، از ماموری که او را همراهی کرده، پرسید چرا بچه‌ام این‌طوریه؟ مامور می‌گوید ما کاری نکردیم. او خودش سکته کرده و در پاسخ به چرایی شکسته‌ شدن دست‌ها و پاهایش هم می‌گوید ما کاری نکردیم، همین‌طور بود.»

این ادعاها در حالی مطرح می‌شود که آرش در جریان اعتراضات مشهد آسیبی ندیده و سالم مانده بود و روزهای پس از اعتراضات هم تا زمان بازداشت، سر کارش حاضر شد.

مراجعه مادر آرش در چند روز پیاپی بعد از آن برای ملاقات فرزندش بی‌نتیجه ماند و هر بار ماموران حراست بیمارستان با این عنوان که اجازه ملاقات ندارد، مانع ورود او شدند.

قتل حکومتی در بیمارستان

سه‌شنبه ۲۸ بهمن یک منبع بیمارستانی به خانواده آرش که برای گرفتن خبری از او تماس گرفته بودند، گفت آرش یک‌شنبه ۲۶ بهمن «فوت کرده است».

منبع بیمارستانی اما تاکید کرد حال آرش «به‌وضوح رو به بهبود بود» و تصمیم برای قطع دستگاه ونتیلاتور منجر به مرگش شد:‌ «وقتی آرش را به بیمارستان می‌برند، سطح هوشیارش ۲.۵ بود، اما پس از سه روز بستری، سطح هوشیارش به ۵ رسیده بود که نشانه‌ای از بهبود نسبی است، با این حال دستگاه آرش را قطع کردند و عملا او را کشتند.»

خانواده آرش پس از این تماس به بیمارستان ولایت مراجعه کردند، اما ماموران دوباره مانع ورود آن‌ها شدند: «به‌دروغ گفتند آرش زنده است و حالش هم بهتر شده و به یک بخش دیگر منتقل شده، شما بروید ما خودمان خبرتان می‌کنیم.»

به گفته منبع نزدیک به خانواده، با وجود مرگ آرش، آن‌ها نمی‌خواستند هم‌زمان با شروع مراسم‌‌های چهلم جان‌باخته‌ها، پیکر او را تحویل دهند و برای همین به‌دروغ به خانواده می‌گفتند او زنده است.

با ادامه پیگیری‌ها و مراجعه مداوم خانواده آرش به بیمارستان و اطلاعات سپاه، ماموران جمعه اول اسفند به مادرش اطلاع دادند که پیکر پسرش را تحویل می‌دهند: «گفتند جنازه را می‌دهیم. اجازه کالبدشکافی ندارید. دفن بی‌سروصدا، فقط اقوام درجه یک. این‌که لباس روشن بپوشید، بخواهید دست بزنید، شادی کنید، برقصید و این داستان‌ها را نباید داشته باشید. خیلی بی‌سروصدا. اگر نه، جنازه را تحویل نمی‌دهیم.»

رد باتوم روی سرش مانده بود

قرار می‌شود پیکر را شنبه دوم اسفند ساعت ۳ بعد از ظهر در بهشت رضا تحویل دهند: «برای ساعت سه گفته بودند اما دیر تحویل دادند و دور و بر پر از مامور بود، هم با لباس‌ شخصی و بعضی‌ها هم علنا با لباس نظامی. حال پدر مادرش بد بود و در شوک بودند. فقط به کسانی که آمده بودند، گفتند ما نمی‌توانیم چیزی بگوییم ولی شما بدانید که بچه ما را کشتند.»

ماموران امنیتی تاکید کرده بودند خانواده حق ندارند کفن دور آرش را باز کنند و باید بلافاصله خاکسپاری انجام شود:‌ «وقتی پیکر را آوردند، مادر و خانواده‌اش طاقت نیاورند و کفن را از سر و صورت آرش کنار زدند. موهای سرش را تراشیده بودند، صورتش کبود بود و ورم کرده بود، رد باتوم روی سرش و شکستگی استخوان بادکرده کاملا واضح بود. وحشتناک بود. بچه را چقدر شکنجه کرده بودند.»

خشونتی بی‌رحمانه که به گفته منبع نزدیک به خانواده، «به‌خاطر حضور آرش در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ و عدم هراس از انتشار ویدیوی این اعتراضات در صفحه‌ اینستاگرامش بود».

به گفته این منبع، گوشی تلفن همراه آرش همچنان در دست اطلاعات سپاه است و دوستانش متوجه شده‌اند ماموران با حساب کاربری آرش، در حال چک کردن استوری‌ها و رصد شبکه‌های اجتماعی نزدیکان او هستند.

شاهد علوی

ایران‌اینترنشنال

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *