سرکوب شهروندان ایرانی در داخل و خارج از کشور همزمان با آغاز جنگ تشدید شده و در ابعاد مختلفی در جریان است. جمهوری اسلامی دور جدید سرکوب مردم را با قطع اینترنت جهانی آغاز کرد؛ اقدامی سرکوبگرانه که حدود ۱۲۰۰ ساعت بهطور پیوسته ادامه داشته و به نظر هم نمیرسد مقامات حکومت فعلا قصد بازگشایی اینترنت را داشته باشند. جدا از فشارهای روانی و اجتماعی ناشی از قطع اینترنت بر مردم، اینترنت در اقتصاد مدرن بهعنوان یک «زیرساخت» حیاتی شناخته میشود. فقدان این زیرساخت در چند هفته گذشته خسارتی حدود دو میلیارد دلار به اقتصاد شکننده کشور تحمیل کرده که معادل ارزش چند زیرساخت عمرانی و صنعتی است.
شهروندان در ایران با سرکوبهای دیگری نیز روبرو هستند؛ موج گسترده بازداشتها در ایران با اتهامات امنیتی، نه تنها فعالان صنفی، سیاسی و مدنیِ منتقد و مخالف حکومت را هدف قرار داده است بلکه صدها شهروند عادی نیز در هفتههای گذشته و همزمان با جنگ بازداشت شدهاند.
در کنار پروندهسازی امنیتی برای شهروندان، روند صدور و اجرای احکام اعدام علیه فعالان سیاسی و شهروندان بازداشتشده در اعتراضات نیز سرعت پیدا کرده است بهطوریکه ۱۴ زندانی سیاسی طی یک ماه اعدام شدند که آماری کمسابقه در سالهای گذشته ارزیابی میشود.
از سوی دیگر برقراری ایستهای بازرسی توسط دستگاه سرکوب حکومت و تفتیش اتومبیلها، موبایلها و دیگر وسائل شخصی نیز سبب هراسآفرینی در میان شهروندانی شده که هفت هفته است با مصائب و فشارهای ناشی از جنگ نظامی دستوپنجه نرم میکنند.
ایرانیان خارج کشور نیز از موج جدید سرکوب جمهوری اسلامی در امان نبودهاند و اموال صدها تن از آنها در درون کشور توقیف شده و حتی صدور وکالتنامه برای کلیه ایرانیان خارج کشور جهت نقل و انتقال اموال ممنوع شده است؛ اقدامی که نشاندهنده محرومیت جمعی ایرانیان مهاجر از یکی از سادهترین حقوق شهروندی است.
جمهوری اسلامی در حالی، طی تلاشی ۴۷ ساله، مسبب بروز یک جنگ تمام عیار نظامی علیه کشور شده است که همزمان همین جنگ را بهانهای برای انتقامجویی و سرکوب هر چه بیشتر مردمی کرده که بهعنوان «منابع انسانی»، از مهمترین «زیرساخت»های توسعه بهشمار میروند.
بیش از چهار دهه است جمهوری اسلامی در جنگی بدون آتشبس علیه ملت ایران قرار دارد؛ صدها هزار نفر در این مدت اعدام، زندان و بازداشت شدند؛ میلیونها ایرانی برای حفظ جان و امنیت، یا برخورداری از امکانات و حقوق اولیه زندگی، ناچار به مهاجرت از کشور شدهاند و دهها میلیون شهروند مانده در ایران هم همواره هزینه ناکارآمدیهای حکومت را پرداخته و مورد انواع سرکوب، تحقیر، فلاکت و محرومیت قرار گرفتهاند.
این نبرد آشتیناپذیر سالهاست فاصله میان مردم و حکومت را عمیق و عمیقتر کرده، چنانچه این دره دیگر با هیچ نمایش و تلاشی از سوی رژیم پُر نخواهد شد؛ در مقابل، ظرفیت گسترده و همبستهای را میان ملت ایران برای مبارزه با حکومتی ایجاد کرده که با ایستادن بر یک ایدئولوژی تباهکار و ویرانگر، کشور را به جنگ و ویرانی، و سرنوشت مردم را به بازی گرفته است.
روشنک آسترکی
کیهان لندن
