مصلای خمینی، آیینه نظام ناتمام جمهوری اسلامی

By | اردیبهشت ۹, ۱۴۰۵

مصلای خمینی در قلب شهر تهران، عمارتی نیمه‌تمام در نظامی است که همواره نیمه‌تمام اندیشید، نیمه‌کاره رها کرد و نیمه‌کاره در حال فروپاشی است.

عمارت نخراشیده مصلی، در یکی از نقاط زیبای تهران، نمونه‌ای از وضعیت همیشه نیمه‌تمام جمهوری اسلامی در همه موارد، به‌خصوص در ساختار خود است. حکومتی که همواره از نزدیک بودن به قله سخن گفت اما هیچ‌گاه نتوانست در هیچ موضوعی به تمامیت برسد. نه در ساختار سیاسی، نه پایداری اقتصادی و نه نظم اجتماعی.

​مصلای تهران که به نام روح‌الله خمینی، بنیان‌گذار حکومت اسلامی در ایران نام‌گذاری شده، اکنون نزدیک به چهار دهه است درگیر یک ساخت‌وساز فرسایشی و نمایشی شده و دیگر یک «پروژه عمرانی» به حساب نمی‌آید، بلکه وضعیتی ناتمام برای نمایش بی‌کفایتی نظام جمهوری اسلامی و ریشه‌های فساد و رانت در بدنه آن است.

​ماجرا از سال ۱۳۶۱ آغاز شد؛ زمانی که علی خامنه‌ای و اکبر هاشمی رفسنجانی، در نامه‌ای به خمینی، از او خواستند: «اجازه بفرمایید به مقدار یک میلیون متر مربع از اراضی مزبور در حد فاصل خیابان شهید بهشتی به سمت شمال، که قسمت اعظم آن نیز با موافقت شهرداری محصور گردید و در اختیار مصلی است، به ساختمان مصلی و تا حد لازم در محور قبله از شمال آن برای سایر مرافق اختصاص یابد.»

آن‌ها در نهایت توانستند ۶۳۰ هزار متر مربع از آن اراضی را تصاحب کنند. زمین‌هایی که پیش از انقلاب سال ۵۷ قرار بود تبدیل به «شهستان پهلوی» شود.

​این روزها، وقتی دود جنگ هنوز از فراز شهرهای ایران پراکنده نشده، وقتی زمان زیادی از کشتار دی‌ماه نگذشته و ایده‌پرداز این سازه هنوز دفن نشده، این غول بتنی، آیینه تمام‌نمای نظامی است که در تمام عمرش یک چیز را خوب بلد بود: شروع کردن و نیمه‌تمام رها کردن.

عمارت ارعاب

​رهبر کشته شده جمهوری اسلامی همواره ادعا داشت وارث تمدن صفوی است؛ همان دولت‌مذهبی که شاه و مرجع دینی را در یک نقطه ادغام و ایران را به کانون تشیع جهانی تبدیل کرد.

صفویان به معماری و ساخت بناهای بزرگ و مسحورکننده علاقه داشتند تا انسان در برابر عظمت بنای مذهبی، خود را کوچک ببیند.

آن‌ها مسجد شاه اصفهان را ساختند. بنای زیبایی که بر اساس معماری ایرانی، یکی از مهم‌ترین سازه‌های ایران به لحاظ مهندسی و هنر به شمار می‌آید.

این بنا، قدرت حکومت صفویان را در زمان شکوهشان نشان می‌دهد.

​دیکتاتورهای دوران مدرن نیز علاقه زیادی به ساختن بناهای بزرگ داشتند. برای نمونه، بنیتو موسولینی در ایتالیا دستور ساخت بناهای عظیم بتنی را داد و می‌خواست احیاگر امپراتوری روم باشد.

انگار خامنه‌ای نیز به همین سندروم مبتلا بود: دیکتاتوری مذهبی که رویای احیای صفویه را داشت و می‌خواست امپراتوری تشیع را در ایران زنده کند. به همین خاطر، مصلای خمینی در تهران، عمارتی بتنی است که فرسنگ‌ها با ظرافت معماری ایرانی در ساخت مساجد فاصله دارد.

در این مصلی تقریبا همه‌چیز وارونه است: ایوان‌های ۷۲ متری و شبستان‌های عظیم، بتن عریان و احجام صلب، سنگین و بی‌تزیین.

خامنه‌ای این سازه را «نماد تمدن نوین اسلامی» خواند، اما آنچه ساخته شده و نیمه‌تمام مانده، نه تمدن است و نه اسلام.

​رانت و فساد در لایه‌های سیمان

​پروژه‌ای که باید ۱۰ ساله تمام می‌شد، تقریبا ۴۰ سال است بودجه و ثروت ملی را در بطن خود می‌بلعد. واگذاری فازهای کلیدی به «قرارگاه خاتم‌الانبیا» (بازوی اقتصادی سپاه پاسداران) بدون مناقصات شفاف، مصلی را به یک جریان نقدینگی دائمی تبدیل کرده است، چرا که تمام شدن پروژه به معنای بسته شدن این شریان پولی برای کسانی است که این رانت را به مسیر مالی مطمئنی برای خود تبدیل کرده‌اند.

​این الگو بر تمام تصمیم‌گیری‌های نظام مورد علاقه خامنه‌ای حاکم بود: صنعت هسته‌ای که دهه‌ها بودجه بلعید اما نه به بمب رسید و نه به توافق، مذاکراتی که بارها «پیشرفت تاریخی» خوانده شدند اما هرگز ثمر ندادند و در آخر به جنگ منجر شدند، و اقتصادی که با سقوط ارزش ریال به پایین‌ترین سطح تاریخی خود رسید.

در حالی که زیرساخت‌های آب و انرژی کشور در حال فروپاشی بود، اعتبارات نجومی به این چاه ویل بتنی سرازیر می‌شد.

​میراث ناتمام

​مصلای خمینی نه مسجدی است که کسی در آن آرام بگیرد، نه پناهگاهی است که در روزهای بمباران از مردم محافظت کند و نه وارث شکوه صفویه‌ای است که خامنه‌ای ادعایش را داشت.

این غول بتنی، صادقانه‌ترین پرتره نظامی است که تمدن را با ارعاب اشتباه گرفت: نیمه‌کاره؛ درست مثل تمام وعده‌هایی که این حکومت به ایران داد.

​قرار بود جنازه دیکتاتور کشته‌شده ایران را در مصلای خمینی تشییع کنند، اما او تا همین امروز که دو ماه از کشته شدنش گذشته، هنوز تشییع و دفن نشده است.

حالا ایده‌پرداز این بنا بدون قبر مانده، جانشینش پنهان است و ایرانِ عزادار از کشتار دی‌ماه، تجربه یک جنگ ویرانگر را هم از سر گذرانده است.

حسین ذوقی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *