پاشنه آشیل تاب‌آوری جمهوری اسلامی در برابر «خشم اقتصادی»

By | اردیبهشت ۱۱, ۱۴۰۵

چهارم اردیبهشت و سالروز یکصدمین سال بنیانگذاری سلسله پادشاهی پهلوی، امسال در حالی فرا رسید که ایران با شرایط جنگ و محاصره نظامی روبروست و شهروندان ایران زیر شدیدترین فشارهای اقتصادی قرار دارند. مقایسه  ایرانِ دوران پهلوی با ایرانِ زیر سلطه جمهوری اسلامی، آیینه‌ای است در برابر جامعه‌ای که امروز با رجوع به حافظه تاریخی، در حسرت سالها امکان‌ از دست‌رفته‌ی رفاه و توسعه، شاهد ویرانی این روزهای میهن است.

ساختار مدرن دولت-ملت که با انقلاب مشروطه بنانهاده شده بود با تلاش دو پادشاه فقید پهلوی تثبیت شد و در درون آن ساختار چشم‌انداز پیشرفت و توسعه ایران ترسیم شد. ایران از دل آشوب و ملوک‌الطوایفی و ناامنی و عقب‌ماندگی به مسیر توسعه آموزشی، اقتصادی و اجتماعی وارد شد. نوسازی، گسترش زیرساخت‌ها، ارتقای جایگاه زنان، ایجاد ارتش ملی قدرتمند، نظام اداری متمرکز، شکل‌گیری طبقه متوسط شهری و ورود به اقتصاد جهانی از جمله نتایج آن روند بود که در کوتاه‌مدت میسر شد. اقتصاد ایران که در دوران پهلوی با رشد بیش از ۱۰ درصدی و میانگین تورم ۶/۸ درصدی روبرو بود، امروز با تورم عمومی بیش از ۷۰ درصد و تورم بیش از ۱۰۰ درصدی مواد خوراکی روبروست و رشد اقتصادی به زیر صفر سقوط کرده و منفی شده است.

جمهوری اسلامی، ساختار توسعه‌گرای اقتصاد ایرانِ پیش از انقلاب را به ساختاری رانتی، امنیتی، ایدئولوژیک و فاسد تبدیل کرد. مافیاهای حکومت در تار و پود اقتصاد کشور ریشه دواندند، نبض اقتصاد را در دست گرفتند و در عمل حاکم بر اقتصاد و سکانداران اصلی مسیر سیاست داخلی و خارجی نظام شدند. در نتیجه عملکرد این ساختار است که امروز اقتصاد ایران، با وجود منابع سرشار، نیروی انسانی تحصیل‌کرده و موقعیت ژئوپلیتیک ممتاز، در برابر هر تنش و تکانه بیرونی به‌شدت آسیب‌پذیر شده است.

در چنین شرایطی است که عملیات «خشم اقتصادی» و فشار بر شریان‌های تجارت خارجی جمهوری اسلامی با محاصره دریایی به تهدیدی جدی علیه حیات نظام تبدیل شده است که می‌تواند بسترساز بروز «دولت شکست‌خورده» (failed state) شود.

برای کشوری با منابع و ظرفیت‌های اقتصادی ایران، پیامدهای ۴۰ روز جنگ نظامی و سه هفته محاصره دریایی نباید اینچنین عمیق و ویرانگر باشد اما زنگ خطر بروز ابرتورم در کوتاه‌مدت و کشیده شدن دولت به سمت فروپاشی به صدا درآمده است.

اینهمه نشان می‌دهد شکنندگی امروز اقتصاد ایران محصول فرسودگی مزمنی است که طی چهل‌وهفت سال حکمرانی ناکارآمد و فاسد شکل گرفته است. اقتصادی که در آستانه انقلاب ۵۷ می‌توانست با ترکیه و کره‌جنوبی رقابت کند، اکنون از قافله توسعه جا مانده و شهروندانش با تورم، بیکاری، فقر، مهاجرت، ناامیدی و سقوط قدرت خرید دست‌وپنجه نرم می‌کنند. جمهوری اسلامی نه‌تنها فرصت تاریخی توسعه ایران را سوزاند، بلکه اقتصاد ایران را که پیش از انقلاب۵۷ در حال تثبیت جایگاه به‌عنوان یکی از قطب‌های آسیا بود، با بحران‌های پی‌درپی پیوند زده است.

شکنندگی اقتصاد ایران حالا به پاشنه آشیل جمهوری اسلامی تبدیل شده است. حکومت نه تنها در برابر فشارهای اقتصادی تاب‌آوری ندارد بلکه دیر یا زود با خشم عمومی ناشی از سفره خالی، ناامیدی و تحقیر ملی نیز روبرو خواهد شد.

روشنک آسترکی

کیهان لندن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *