سحر نزدیکه
۱۳۶۵
زمانی بود
که مغزهامون گرم بود
زمانی اومد
که قلبهامون گرم شد
توفان که آمد
نه به شاخه رحم کرد
نه به تنه—
درخت را
از ریشه ش ک ست
زمانی شد
که صدامون سرد شد
حرفهامون
پشت دیوارها یخ زد
اما هنوز
زیر این شهر در خواب
یه گرمایی هست
که خاموش نمیشه
هنوز
یکی آروم میگه:
نترس از این شب
سحر نزدیکه
ریگا
۱ مای ۲۰۲۶
فرشید نوروزی
