تروریسم هیئتی

By | 2022-08-13

همان اندازه که برنامه ترور بولتون، ساده‌لوحانه و ناشیانه بود، برنامه ترور فخری‌زاده پیچیده و دارای طراحی سطح بالا بود

با توجه به جزئیات طرح جمهوری اسلامی برای ترور جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا، این ترور را می‌توان تروریسم هیئتی نامید؛ اما تروریسم هیئتی چیست و آیا خطرناک است یا نه؟

تروریسم هیئتی از یک سو نشانه اراده حکومت ایران برای اجرای اقدام‌های تروریستی آن هم از نوع تروریسم دولتی است که می‌تواند به مخالفان جمهوری اسلامی آسیب وارد کند؛ ولی از طرف دیگر، نشانه تفکر هیئتی حاکم بر تمامی اقدام‌های جمهوری اسلامی است.

تفکر هیئتی به چه معنا است؟

تفکر هیئتی برگرفته از رفتاری است که در هیئت‌های مذهبی صورت می‌گیرد؛ نوعی تلاش جمعی اما بدون سازماندهی لازم برای اجرای کاری خاص بدون آنکه برای اجرا استراتژی و روش خاصی در کار باشد یا هزینه و فایده‌های آن محاسبه شده باشد.

رفتار و اقدام‌های شهرام پورصفی، ملقب به مهدی رضایی، به عنوان کسی که از طرف سپاه پاسداران طرح ترور جان بولتون را پیگیری کرد، نشانگرغیرحرفه‌ای بودن اقدام‌های او و حتی نوعی ساده‌لوحی خطرناک و هیئتی بودن آن است.

او ابتدا تلاش کرده برای گردآوری اطلاعات درباره ترور بولتون، در رسانه‌های اجتماعی کسی را پیدا کند. سپس گفت که ۵۰ هزار دلار به او خواهد داد و اگر برای ترور بولتون هم کسی را پیدا کند، ۲۰۰ هزار دلار دیگر هم به او پرداخت خواهد کرد. در مجموع و پس از چانه‌زنی، رقم نهایی تا حدود ۳۰۰ هزار دلار تغییر کرد.

شهرام پورصفی سپس با شیوه‌ای ساده‌لوحانه به فردی که قرار بود اجیر شود، گفت که «از سوژه هم عکس تهیه کن داداش» و چون سوژه پیاده‌روی می‌کند، او را با تصادف اتومبیل به قتل برسانید. در اقدامی دیگر که کاملا آماتور و هیئتی به نظر می‌رسد، به فردی که قرار بوده برای ترور جان بولتون اجیر شود، وعده داده شد که اگر ترور بولتون موفق باشد، یک کار یک میلیون دلاری دیگر هم به او سفارش خواهد داد که ظاهرا منظور از این «کار دیگر»، ترور مایک پومپئو، وزیر خارجه پیشین آمریکا، بوده است. غافل از آنکه مکاتبات این دو در رسانه‌های اجتماعی زیر نظر اف‌بی‌آی بود و نهادهای اطلاعاتی آمریکا از همان ابتدا شهرام پورصفی را زیر نظر داشتند.

مقایسه این روش ساده‌لوحانه برای ترور مقام‌های بلندپایه آمریکا که از حمایت‌های اطلاعاتی و حفاظتی برخوردارند، با روش‌های دم‌دستی جمهوری اسلامی برای ترور بولتون، نشانگر آن است که جمهوری اسلامی اگرچه مایل است کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه را تلافی کند، توانایی‌های حرفه‌ای آن هرگز در حد سرویس‌های اطلاعاتی رقبایش نیست.

برای نمونه، می‌توان تلاش سپاه برای کشتن جان بولتون را با طرح ترور محسن فخری‌زاده، مهم‌ترین چهره برنامه هسته‌ای ایران، مقایسه کرد. همان اندازه که برنامه ترور بولتون، ساده‌لوحانه و ناشیانه بود، برنامه ترور فخری‌زاده پیچیده و دارای طراحی سطح بالا بود و استفاده از تکنولوژی فوق پیشرفته انجام شد؛ به گونه‌ای که برای ترور او، یک تیربار اتوماتیک مجهز به دوربین به وزن یک تن تهیه شد و سپس در قطعات جداگانه و از طریق تیم‌های متفاوت به داخل ایران منتقل، در خود ایران مونتاژ و بعد به یک وانت منتقل شد. سپس این وانت در خیابان محل ترور فخری‌زاده مستقر شد و از آنجا که حرکت او از شمال ایران به تهران ردیابی شده بود، رسیدن او به محل ترور را یک تیم دیگر تایید کرد و اطلاعات تایید حضور هدف به اپراتور تیربار منتقل شد و با محاسبه چند ثانیه تاخیر و حرکت سوژه، دستور شلیک صادر شد. ترور به گونه‌ای انجام شد که تمام گلوله‌ها درست به محسن فخری‌زاده اصابت کردند و همسرش که کنار دست او در خودرو بود، حتی یک گلوله هم نخورد. تیربار سپس خود را منفجر کرد؛ به گونه‌ای که مقام‌های جمهوری اسلامی تا ساعت‌ها نمی‌دانستند فخری‌زاده چطور ترور شده است.

حالا این ترور را نه فقط با طرح ساده‌لوحانه ترور بولتون بلکه با بقیه تلاش‌های تروریستی جمهوری اسلامی علیه آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها و حتی طرح شکست‌خورده ربودن و ترور مسیح علی‌نژاد، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی سرشناس ایرانی مقیم نیویورک، مقایسه کنید.

طرح اخیر ترور مسیح علی‌نژاد با دستگیری فردی مظنون که در حال فیلمبرداری در اطراف خانه او بود و یک اسلحه کلاشنیکف در خودرو خود مخفی کرده بود، خنثی شد. پیش از این هم جمهوری اسلامی در طرحی ساده‌لوحانه، تلاش کرده بود با محاسباتی ساده و نه چندان حرفه‌ای، او را برباید و به یک قایق منتقل کند و به ونزوئلا و از آنجا به ایران منتقل کند. حتی در اینترنت برای مصرف میزان سوخت در این مسیر جست‌وجو هم انجام داده بود که به لو رفتن این طرح آماتوری کمک کرد.

سال ۲۰۱۲ در تایلند، یک بمب در دست تیم بمب‌گذار جمهوری اسلامی منفجر شد که در پی آن پنج نفر مجروح و بازداشت شدند. اوایل سال ۲۰۲۱ در هند، بمب‌گذاری جمهوری اسلامی فقط به شکستن شیشه چند ماشین جلو سفارت اسرائیل منجر شد. در تابستان همان سال، تلاش جمهوری اسلامی برای ربودن و ترور یک تاجر میلیاردر اسرائیلی در قبرس با واکنش به‌موقع و اشراف سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل خنثی شد. موساد همچنین در سال ۲۰۲۲، طرح سپاه برای ترور یک دیپلمات اسرائیلی در استانبول، یک ژنرال آلمانی و یک روزنامه‌نگار در پاریس را هم از طریق بازداشت موقت و اعتراف‌گیری عامل سپاه در خود تهران و سپس آزاد کردن او، خنثی کرد.

پس از آنکه یک سرهنگ نیروی قدس سپاه تابستان ۱۴۰۱ در تهران، ترور شد و چندین مهندس هوافضای سپاه به طرز مشکوکی جان باختند، جمهوری اسلامی تلاش کرد با اعزام یک تیم ترور به ترکیه شماری از گردشگران اسرائیلی و یک دیپلمات سابق این کشور را به همراه همسرش برباید. با وجود این، نهادهای اطلاعاتی ترکیه از همان بدو ورود، تیم ترور جمهوری اسلامی، گشت‌های آن‌ها اطراف فرودگاه و اقامتشان در هتل محل اقامت اسرائیلی‌ها را زیر نظر داشتند و حتی تصویر تمرین تیراندازی آن‌ها در اتاق هتل را هم ضبط کرده بودند.

نیروهای امنیتی ترکیه در نهایت اسرائیلی‌ها را بدون اطلاع تیم ترور جمهوری اسلامی از هتل خارج و تیم تروریستی ایران را هم بازداشت کردند و به دادگاه فرستادند که به تنش در روابط ایران و ترکیه هم منجر شد.

مجموع این اقدام‌ها نشان می‌دهد که تمام ترورهای جمهوری اسلامی به رغم خطرناک بودن، از نوع تروریسم هیئتی‌اند.

ایندیپندنت فارسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.