در اخرین لحظات تهیه این گزارش، خبرگزاری رویترز به نقل از چهار منبع آگاه گزارش داد که آمریکا و ایران بر سر پیشنویس یادداشت تفاهمی برای تمدید آتشبس ۶۰ روزه به توافق رسیدهاند، اما دونالد ترامپ هنوز آن را تائید نکرده است.
در این میان اختلافات آمریکا و اسرائیل بر سر موضوعاتی چون برنامه موشکی ایران و نیروهای نیابتی همچنان پابرجاست.
همزمان، دولت ترامپ تلاش کرده بود که توافق احتمالی با ایران را به گسترش “پیمان ابراهیم” و عادیسازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل گره بزند.
از سوی دیگر، برخی گزارشهای منتشرشده حاکی از آن است که واشنگتن تمایلی به ورود به یک جنگ منطقهای گسترده بخاطر “اقدامات یکجانبه اسرائیل” ندارد.
در داخل ایران نیز جریانهای مخالف توافق، از هماکنون علیه هرگونه مصالحه با آمریکا وارد میدان شدهاند و تلاش دارند فضای داخلی را علیه تیم مذاکرهکننده تحریک کنند.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا این تنشهای نظامی بخشی از فشارهای سیاسی و امنیتی پیش از توافق است، یا منطقه در آستانه مرحلهای تازه و خطرناکتر قرار دارد؟
“تشدید تنش میتواند آمریکا و ایران را به عقبنشینی وادار کند”
رضا طالبی روزنامهنگار و تحلیلگر مسائل ایران درگیریهای کنونی را نمایش قدرت پیش از توافق مینامد و میگوید آمریکا و ایران در تلاشند با کمترین امتیاز وارد مذاکره شوند و تداوم تنش میتواند هر دو طرف را به عقبنشینیهای تدریجی وادار کند.
طالبی تاکید میکند موضع اسرائیل در این میان کاملا مشخص است؛ اسرائیل خود خواهان قرار گرفتن خارج از توافق است و آمریکا نیز هیچ ضمانتی درباره اسرائیل نمیدهد. این خود نقطه قوتی برای آمریکاست که در صورت از سرگیری جنگ، خود را از آن مبرا بداند.
به گفته این کارشناس این همان الگوی کلاسیک “جنگ برای صلح” است. نگرانیها و حساسیتهای طرفین روشن است و تمرکز بر مسئله تنگه هرمز نشان میدهد که تأثیر اقتصادی جنگ هم بر ایران، هم بر آمریکا و هم بر اقتصاد جهانی بسیار زیاد است. همین امر از یک سو میتواند زمینهساز تفاهم باشد و از سوی دیگر عامل درگیری بیشتر. به نظر میرسد طرفین در حال سنجش میزان تابآوری و آمادگی یکدیگر هستند، چه برای رسیدن به تفاهم مشترک، چه برای ادامه مواجههای شکننده.
اسرائیل و آمریکا؛ شراکت یا فاصله؟
در این میان، آمریکا و اسرائیل در قالب یک ائتلاف علیه جمهوری اسلامی عمل میکنند، اما اسرائیل شروط توافق احتمالی را کافی نمیداند؛ زیرا به گفته مقامهای اسرائیلی، موضوع برنامه موشکی و شبکه نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در آن لحاظ نشده است.
با این شرایط، این پرسش مطرح میشود که آیا بدون رضایت اسرائیل اساسا امکان رسیدن به توافقی پایدار وجود دارد؟
رضا طالبی در پاسخ به این پرسش دویچه وله میگوید روابط آمریکا و اسرائیل به گونهای نیست که به سادگی قطع یا خدشهدار شود. اگرچه شخصیت ترامپ چنان است که میتواند هر لحظه تصمیم دیگری بگیرد، اما به نظر میرسد خطای محاسباتی که منشأ آن نتانیاهو است، موجب دلخوریهایی در ایالات متحده شده است. این دلخوری میتواند از یک سو مذاکره با ایران را تسهیل کند و از سوی دیگر در درازمدت، بدون ترک مخاصمه با اسرائیل، هر توافقی را شکننده نگه دارد.
آیا اسرائیل توان ورود مستقل به جنگ را دارد؟
بنا به تحلیل طالبی اسرائیل میتواند مستقیما وارد جنگ شود، اما بدون حمایت آمریکا توان ادامه آن را ندارد. هدف اسرائیل ساختن یک “دولت شکستخورده” از ایران است. به نظر میرسد در این مقطع اسرائیل به برخی از اهداف خود رسیده، اما به هدف نهایی دست نیافته است.
ادامه وضعیت “نه جنگ نه صلح” میتواند این هدف را در درازمدت محقق کند، اما در کوتاهمدت همچنان ناتمام است.
در بخش پایانی صحبتهای خود این کارشناس به سه سناریوی احتمالی آتی اشاره میکند؛ در سناریوی نخست، احتمال رسیدن به یک تفاهم و ادامه روندی مشابه برجام مطرح است؛ تفاهمی که بر پایه چند یادداشت تفاهم شکل میگیرد، اما بدون تضمین قطعی و حتی بدون ورود شورای امنیت، بیشتر شبیه یک تنفس موقت خواهد بود.
در این تحلیل تأکید میشود که اگر تغییرات ساختاری در ایران رخ ندهد، بازگشت بحران و حتی خطر فروپاشی داخلی دور از انتظار نیست.
سناریوی دوم، شکست مذاکرات و ادامه جنگ؛ مسیری که میتواند برای همه طرفها، منطقه و اقتصاد بحرانزده جهان پیامدهای بسیار سنگینی داشته باشد و آینده آن نیز قابل پیشبینی خوشبینانه نیست.
در سناریوی سوم، فشار اقتصادی و وضعیت “نه جنگ، نه صلح” ادامه پیدا میکند؛ شرایطی که میتواند بحرانهای داخلی، سرکوب و بیثباتی در ایران را بیشتر کند.
تلاش آمریکا و ایران برای راضیکردن مخالفان داخلی
صالح کامرانی، کارشناس روابط بینالملل و تحلیلگر مسائل ایران معتقد است آمریکا و جمهوری اسلامی همچنان در مسیر مذاکره قرار دارند، اما هر دو طرف تلاش میکنند همزمان از اهرمهای فشار و “کارتهای بازی” خود نیز استفاده کنند.
به گفته او، بخشی از تنشها و درگیریهای اخیر ریشه در ملاحظات داخلی دو طرف دارد؛ بهویژه در آمریکا که بخشی از اطرافیان دونالد ترامپ از یک “توافق حداقلی یا توافقی ضعیفتر از دوره اوباما” رضایت ندارند.
به باور این کارشناس واشنگتن تلاش میکند با حفظ فشارها نشان دهد هنوز ابزارهای بیشتری برای اعمال فشار در اختیار دارد و همزمان مخالفان داخلی توافق را نیز راضی نگه دارد.
کامرانی همچنین معتقد است که تحرکات اخیر جمهوری اسلامی بیشتر جنبه داخلی دارد و بخشی از آن برای حفظ انسجام و راضی نگهداشتن حامیان داخلی نظام انجام میشود.
او در پاسخ به این پرسش که آیا بدون رضایت اسرائیل امکان توافق میان آمریکا و جمهوری اسلامی وجود دارد، میگوید چنین توافقی از نظر فنی ممکن است، اما بدون همراهی و رضایت اسرائیل چندان پایدار و جدی نخواهد بود.
به گفته کامرانی، اسرائیل در این تحولات همچنان نقش یک بازیگر مستقل را حفظ کرده و حتی میتواند بهعنوان یکی از ابزارهای فشار آمریکا در مذاکرات عمل کند.
“وضعیت کنونی ممکن است ماهها ادامه یابد”
صالح کامرانی بر این باور است که بحران کنونی احتمالا ادامه خواهد داشت. او همچنین تاکید میکند که جنگ تا حدی نگرانیهای اسرائیل درباره برنامه هستهای ایران را کاهش داده و همزمان نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی نیز تضعیف شدهاند. علاوه بر آن، وخامت بیشتر وضعیت اقتصادی ایران، قدرت مانور جمهوری اسلامی را محدودتر کرده است.
به باور کامرانی، مهمترین اهرم فشار ایران در شرایط فعلی همچنان مسئله انرژی و تنگه هرمز است. او معتقد است مجموعه این عوامل نشان میدهد حلوفصل کامل بحران به زمان زیادی نیاز دارد و بعید است در کوتاهمدت شاهد یک جنگ گسترده و تمامعیار باشیم، اما فشارها و تنشها همچنان ادامه پیدا خواهد کرد و این روند ممکن است به مدت طولانی ادامه یابد.
مراد رحمتی
دویچه وله
