به جای پاسخگویی، سرکوب به جای شفافیت، هیاهو

By | اسفند ۱۱, ۱۴۰۳

تاریخ ما، تاریخ خون است، تاریخ خفقان، تاریخ نسل‌هایی که در طوفان استبداد و جهل به فنا رفتند.

چرا جامعه‌ای که هزاران سال تمدن را پشت سر گذاشته، و توانسته است اندیشمندان تأثیرگذاری در سطح جهانی پرورش دهد، اما هم زمان در خلق جانیان، مستبدان، شکنجه‌گران و مزدوران، گوی سبقت را از دیگر جهت ربوده است؟

ایران در طول تاریخ اندیشمندان بزرگی داشته است که تأثیرات عمیقی بر زمانه خود و حتی دوره‌های پس از خود گذاشته‌اند. برخی از مهم‌ترین نمونه ها عبارتند از:
فیلسوفان و متفکران
۱- زرتشت – بنیان‌گذار دین زرتشتی که آموزه‌های او در زمینه نیکی، راستی و خرد تأثیر عمیقی بر اندیشه‌های فلسفی و دینی گذاشته است.
۲- فردوسی (۳۱۳-۳۹۹ هجری قمری / ۹۳۵-۱۰۲۰ میلادی) – شاعر بزرگ ایران که با شاهنامه هویت ملی و تاریخی ایرانیان را حفظ کرد.
۳- ابوعلی سینا (۳۷۰-۴۲۸ هجری قمری / ۹۸۰-۱۰۳۷ میلادی) – پزشک، فیلسوف و دانشمند بزرگ که آثارش در فلسفه و پزشکی قرن‌ها در جهان اسلام و اروپا تدریس می‌شد.

اندیشمندان اجتماعی و اصلاح‌گران
۴- میرزا فتحعلی آخوندزاده (۱۲۲۱-۱۲۹۵ هجری قمری / ۱۸۱۲-۱۸۷۸ میلادی) – روشنفکر و منتقد استبداد که از پیشگامان جنبش روشنگری در ایران بود.
۵- میرزا ملکم خان (۱۲۴۹-۱۳۲۶ هجری قمری / ۱۸۳۳-۱۹۰۸ میلادی) – اندیشمند سیاسی که از نخستین نظریه‌پردازان مشروطه‌خواهی در ایران بود.
۶- تقی ارانی (۱۲۸۲-۱۳۱۸ هجری شمسی / ۱۹۰۳-۱۹۳۹ میلادی) – روشنفکر، دانشمند و فعال سیاسی که تأثیر زیادی بر اندیشه‌های مارکسیستی در ایران گذاشت.

شاعران و عارفان
۷- مولانا (۶۰۴-۶۷۲ هجری قمری / ۱۲۰۷-۱۲۷۳ میلادی) – شاعر و عارف بزرگ که اندیشه‌هایش فراتر از مرزهای ایران در سراسر جهان نفوذ کرده است.
۸- حافظ (۷۱۷-۷۹۲ هجری قمری / ۱۳۱۵-۱۳۹۰ میلادی) – شاعر نامدار که دیوان او از عمیق‌ترین آثار عرفانی و فلسفی به شمار می‌رود.
۹- سعدی (۶۰۷-۶۹۰ هجری قمری / ۱۲۱۰-۱۲۹۱ میلادی) – نویسنده و شاعر بزرگ که آموزه‌های او در گلستان و بوستان همچنان مورد مطالعه و استفاده در اخلاق و تعلیم و تربیت است.

دانشمندان و نوآوران
۱۰- محمد زکریای رازی (۲۵۱-۳۱۳ هجری قمری / ۸۶۵-۹۲۵ میلادی) – پزشک، شیمی‌دان و فیلسوف بزرگ که آثارش در پزشکی و شیمی قرن‌ها مورد استفاده بود.
۱۱- عمر خیام (۴۳۹-۵۲۶ هجری قمری / ۱۰۴۸-۱۱۳۱ میلادی) – ریاضیدان، منجم و شاعر که علاوه بر تأثیرگذاری در علوم، رباعیاتش از شاهکارهای ادبی جهان است.
۱۲- خواجه نصیرالدین طوسی (۵۹۷-۶۷۲ هجری قمری / ۱۲۰۱-۱۲۷۴ میلادی) – دانشمند و متفکر که در علوم مختلف از فلسفه تا نجوم تأثیر عمیقی داشت.

شقاوت و بی‌رحمی در طول تاریخ بشری، به‌ویژه در میان پادشاهان و حاکمان، امری فراگیر بوده است. قدرت، چه در دست شاهان و چه در چنگال روحانیون، اغلب به ابزاری برای سرکوب، شکنجه و نسل‌کشی بدل شده است. از دوران باستان تا قرون اخیر، بسیاری از فرمانروایان، نه‌تنها عدالت را برقرار نکردند، بلکه از خشونت به‌عنوان ابزاری برای تثبیت حکومت خود بهره بردند.

داریوش بزرگ در تاریخ یونان به خاطر شکنجه‌های خاصی که بر مخالفانش روا می‌داشت، به یاد مانده است. انوشیروان، که لقب “دادگر” را یدک می‌کشید، سی هزار مزدکی را در باغی زنده‌به‌گور کرد تا اندیشه‌ای متفاوت از دین رسمی را ریشه‌کن کند. آقا محمدخان قاجار، به‌واسطه قساوتی که در کرمان به خرج داد و هفتاد هزار تن را کور کرد، یکی از وحشی‌ترین پادشاهان تاریخ ایران نام گرفته است.

اما این فقط شاهان نبودند که خونریزی می‌کردند. شاه صفی، مادر، خواهران و تمامی زنان حرم خود را زنده در آتش سوزاند تا مبادا تهدیدی برای تاج و تختش باشند. علمای دینی نیز، به‌ویژه در دهه ۶۰، نشان دادند که خشونت در دست قدرت، مرزی نمی‌شناسد؛ هزاران زندانی سیاسی را قتل عام کردند تا پایه‌های حکومتشان متزلزل نشود.

شقاوت پادشاهان و حاکمان محدود به ایران نبوده است. ولاد تپش (دراکولا) در اروپا هزاران انسان را بر سر نیزه نشاند و از رنج آنان لذت برد. ایوان مخوف در روسیه، پسر خود را از شدت خشم با عصا کشت و شهرها را به خاک و خون کشید. چنگیزخان، که فاتحی بی‌رقیب بود، شهرهایی را با خاک یکسان کرد و نسل‌هایی را از صفحه‌ی تاریخ محو ساخت.

دلیل اینکه رضا پهلوی از افرادی مانند پرویز ثابتی به عنوان مشاور!؟ استفاده می‌کند،
ریشه در چندین عامل دارد:

۱- نداشتن پایگاه فکری مستقل و قوی – رضا پهلوی، برخلاف پدر و پدربزرگش، نه تجربه حکومتی دارد و نه توانایی هدایت یک جریان فکری مستقل. او مجبور است به حلقه‌ای از بازماندگان رژیم پهلوی تکیه کند، حتی اگر این افراد مانند ثابتی، کارنامه‌ای مملو از سرکوب، شکنجه و خشونت داشته باشند.

۲- اتکای به چهره‌های امنیتی و سرکوبگر قدیمی – بسیاری از طرفداران سرسخت پهلوی، افرادی هستند که هنوز در توهم احیای سلطنتی مشابه دوران قبل از ۵۷ هستند. در چنین فضایی، چهره‌هایی مانند پرویز ثابتی که سابقه‌ای طولانی در دستگاه امنیتی پهلوی دارند، همچنان تأثیرگذارند، چون آن‌ها میراث‌داران همان تفکر سرکوبگر هستند که معتقد است برای حفظ قدرت، باید با مشت آهنین عمل کرد.

۳- حمایت از ثابتی برای فرار از بی‌آبرویی سیاسی – توپخانه رسانه‌ای و طرفداران افراطی رضا پهلوی وقتی می‌بینند که نزدیکی او به شخصی مانند ثابتی می‌تواند به رسوایی و کاهش اعتبار منجر شود، وارد فاز حمله و فحاشی می‌شوند تا انتقادها را خاموش کنند. آن‌ها برای حفاظت از جایگاه رضا پهلوی، تلاش می‌کنند اقدامات گذشته‌ی ثابتی را تقلیل دهند، تطهیر کنند، یا حتی از او یک چهره “مظلوم” و “فداکار” بسازند.

۴- نبود شفافیت و پاسخگویی – رضا پهلوی در تمام این سال‌ها، از پذیرش مسئولیت درباره گذشته‌ی خانواده‌اش فرار کرده است. به جای آنکه شفاف بگوید که از چه کسانی مشورت می‌گیرد و چه نقشه‌ای برای آینده دارد، همواره با کلی‌گویی و پاسخ‌های مبهم، سعی کرده از زیر بار مسئولیت فرار کند. این سیاست دوگانه باعث می‌شود که افرادی مانند ثابتی همچنان در سایه اما با نفوذ، جایگاه خود را در اطراف او حفظ کنند.

۵- اعتماد به حلقه‌های بسته و ناتوانی در جذب نیروهای جدید – اگر رضا پهلوی می‌توانست از افراد جدید، دموکراتیک و معتبر برای مشاوره استفاده کند، دیگر نیازی به تکیه بر شخصیت‌هایی چون ثابتی نداشت. اما مشکل اینجاست که او فاقد بینش سیاسی برای ایجاد یک جریان تازه است و ناچار به همان چهره‌های قدیمی، کهنه‌کار و آلوده رجوع می‌کند.

در نهایت، این ماجرا نشان می‌دهد که رضا پهلوی، به جای پاسخگویی شفاف درباره همراهانش، ترجیح می‌دهد در برابر انتقادات، توپخانه‌ی تبلیغاتی خود را به کار بیندازد، فحاشی کند، تخریب کند، و هرگونه سوال درباره گذشته‌ی آلوده‌ی مشاورانش را با حمله به منتقدان پاسخ دهد. این دقیقاً همان روشی است که استبدادهای گذشته از آن استفاده می‌کردند: به جای پاسخگویی، سرکوب؛ به جای شفافیت، هیاهو.
فرشید نوروزی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *