آشنایی بیشتر در باره فاجعه بندر عباس
روایت اتفاق و تنشها
انفجار در بندر شهید رجایی، حادثهای صرفاً فنی نبود بلکه به سرعت رنگ و بوی سیاسی گرفت. در نگاه اولیه، تمرکز افکار عمومی بر ضعفهای ایمنی و امنیتی محمولههای انبارشده در گمرک بود. اما به محض روشن شدن این نکته که محموله خطرناک در انبارهای شرکت «توسعه خدمات دریایی و بندری سینا»، وابسته به بنیاد مستضعفان، دپو شده بود، این حادثه بُعدی سیاسی پیدا کرد.
جریان پایداری، به رهبری چهرههایی چون علی خضریان و امیرحسین ثابتی، فرصت را غنیمت شمرد و بنیاد مستضعفان را مستقیماً هدف قرار داد. اظهاراتی مانند اشاره خضریان به «وابستگی شرکت سینا به بنیاد» یا هشدارهای پیشین درباره فروش داراییهای بنیاد به افراد دارای سوابق فساد، نشان میدهد این حمله، ریشه در اختلافاتی قدیمیتر دارد.
با تغییر مدیریت بنیاد مستضعفان پس از خروج سید پرویز فتاح و انتصاب حسین دهقان، فاصلهی بنیاد از جریان پایداری بیشتر شد. انفجار بندر رجایی اکنون به صحنهای برای علنی شدن این شکاف بدل شده است. در پاسخ، بنیاد سعی کرده با اشاره به «قصور گمرک» و «اظهار خلاف محمولهها» خود را از مقصر بودن در حادثه مبرا سازد. با این حال، شواهد نشان میدهد که جریان پایداری این فرصت تسویه حساب را به آسانی رها نخواهد کرد.
تحلیل سیاسی پشت ماجرا
اختلاف میان بنیاد مستضعفان و جریان پایداری، بیش از آنکه به انفجار بندر رجایی محدود باشد، ریشه در توازن قدرت در اقتصاد سیاسی ایران دارد. بنیاد مستضعفان، به عنوان یکی از بزرگترین نهادهای مالی کشور، منابع گستردهای در اختیار دارد که کنترل بر آن میتواند نقش تعیینکنندهای در معادلات درونجناحی ایفا کند. تغییرات مدیریتی در بنیاد به ضرر جریانهای سنتیتر اصولگرا مانند پایداری تمام شده و همین امر، به شکاف و خصومت آشکار منجر شده است.
تجربههای پیشین نشان داده است که در سیاست داخلی ایران، بحرانهای اقتصادی و امنیتی اغلب به ابزارهایی برای اعمال فشار و حذف رقبا تبدیل میشوند. انفجار بندر رجایی هم در این چارچوب قابل تحلیل است: فرصتی برای جریان پایداری تا هم ناکارآمدی بنیاد را برجسته کند و هم فضای افکار عمومی را علیه مدیریت فعلی آن بسیج نماید.
در نهایت، چه بنیاد موفق به مهار این بحران شود و چه نه، یک نکته قطعی است: این نزاع سیاسی تازه آغاز شده و انفجار بندر رجایی، نه یک پایان، بلکه آغازی برای دور جدیدی از تقابلهای درونجناحی خواهد بود.
فرشید نوروزی
