*در ایران هم رژیم اسلامی در همه زمینه ها شکست خورد و هم اپوزیسیون به بن بن بست رسیده هست*
دکتر شاهین فاطمی
اگر اپوزیسیون سیاسی ایران در ۴۶ ساله گذشته علیه حکومت اسلامی بدرستی وظائف اش را انجام می داد ،ما امروز نه با حمله نظامی مواجه بودیم و نه با این همه جنایات و عقب ماندگی که با آن روبرو هستیم!

آنروزی که حکومت اسلامی بعد از رسیدن به قدرت که شعار محو اسرائیل و روز قدس را اعلام نمود و دست به تصرف سفارت امریکا زد و در همان راستا شیعیان عراق را علیه صدام تحریک وتجهیز نمود، اگر آنموقع اپوزیسیون بدرستی با همه اعمال ارتجاعی و وحشیانه نظام اسلامی مقابله میکرد ما امروز این مشکلات را نداشتیم!
در دوران دولت موقت مهندس بازرگان ضدیت چپ با لیبرالیسم و امپریالیسم کاملا آشکار شده بود و مهندس بازرگان به سازشکاری متهم شده بود و خمینی را دست آورد مماشات امریکا با خمینی قلمداد وانمود میکردند،پس خمینی برای آنکه ثابت نماید که امریکایی نیست مبارزه ضد امریکایی و همکاری با اروپا را در سرلوحه خویش قرار داد.ایران که در زمان دکتر مصدق از چنگ اروپا بیرون آمده بود به دامان امریکا کشیده شده بود قرار ننگین کاپیتولاسیون نیز در سال ۱۳۳۶ به امضاء رسیده بود و همان موضوع بهانه ای شد برای بلوای سال ۴۲ درقم که نتیجه اش انقلاب اسلامی ۵۷ بود و تاکنون هنان فاجعه ادامه دارد.پس بدین نتیجه می رسیم که مبارزه ضد امپریالیستی را چپ به مخ خمینی فرو کرد!
مبارزه ضد امپریالیستی که ایران را نابود کرد و کشورهای حاشیه تازه تاسیس شده خلیج فارس را آباد کرد.
اپوزیسیسون نه اینکه به مسئولیت تاریخی و وظائف اصلی خویش بدرستی عمل نکرد بلکه در همه موارد یاد شده به حمایت از حکومت اسلامی برخاست واز رژیم دنباله روی نمود و فاجعه را چند صد برابر کرد واعمال ناپسند جمهوری اسلامی را نزد مردم مشرعیت بخشید. به همین خاطر مردم ایران در جنبه های گوناگون و بدرستی اپوزیسیون را در همه اعمال زشت رژیم اسلامی شریک می دانند.
بدیسنان در بعضی از مقاطع بسیار حساس و تاریخی که برای مردم ایران بسیارسرنوشت ساز بود که گاهی اپوزیسیون سرمشق نظام گردید و گاهی حکومت اسلامی سرلوحه اپوزیسیون قرار گرفت.تا به امروز بخشی از اپوزیسیون در مانده ایران در اسرائیل ستیزی و در ضدیت با امریکا و غرب از حکومت اسلامی سبقت گرفته و همچنان خود را بسیار دو آتشه ملی و ضد امریکائی می پندارند و ژست دوگانه مترفی و مدرن بخود می گیرند! بخشی از اپوزیسیون که سالها از عمر خویش را در کمال رفاه و آسایش و آزادی در غرب گذارنده اند ،تنها به غرب ستیزی مشغول بوده اند و هیچ در سی از دمکراسی غرب نیاموخته اند!
تمام بدبختی مردم ایران را به گردن غرب می اندازند و خود را بی گناه می شمارند.مردم ایران ایران آنقدر ساده لوح و ناقض العقل می پندارند که گوئی از هیچ خود اراده برای تعین سرنوشت نداشته اند و تنها نیروهای غربی تا کنون به هدایت آنها مشغول بوده اند!
حکومت های داخلی را در عرصه های گوناگون یا تعین شده از غرب می پندارند ویا ملی که در هر دوصورت تاکنون با آنها غلط برخورد نموده اند وسپس از اعمال خویش پشیمان شده وگاهی اوقات از خود انتقاد نیز نموده اند!
پس از ۴۶ سال سرنوشت نظام حاکم بر ایران در نهایت بخواست خویش در میدان های نبرد تعیین خواهد شد ونه در اطاق پالتاکی و سایت های سیاسی که تا کنون هیچ ثمری نداشته اند!تفسیر های سیاسی در این روزها بی نتیجه و تحلیل ها در مورد اوضاع کنونی به شدت قاصر شده اند. بخش نازلی از اپوزیسیون مفلوک ایرانی هنوز تاکنون با تئوری های حفظ دستاوردهای انقلاب ،حمایت از مبارزه ضد امپریالیستی خط امام ، کوشش های اصلاح طلبی که همواره عامل حفظ نظام شده است ونه اینکه مشروعیت خود را از مردم ایران برای حکومت اسلامی می گیرد که تا به امروز ادامه داشته است ! سپاه پاسداران و رهبرحکومت اسلامی این روزها ـ بسیار زیادی دارند علیه غرب و اسرائیل کر کری می خوانند وادعا می کنند که بسیار قدرتمند هستند و از هیچ دولتی شکست نخواهند خورد وهمه را به زانو در خواهند آورد پس چرا بعضی از افراد اپوزیسیون نمی گذارند تا رژیم اسلامی قدرت بی رقیب خود را علیه حمله نظامی به نمایش بگذارد؟چرا بعضی ها که هنوز ادعای ضد یت با حکومت اسلامی را دارند برای رژیم مجهز به سلاح پیشرفته غصه می خورند؟ اپوزیسیون بهتر است که حکومت را در انتخاب سرنوشت خویش آزاد بگذارد و برای آینده رژیم اسلامی به آنها درس ندهد!بگذاریم تا رژیم خود را به محک بکذارد و تلخی اش را خودش بچشد و اپوزیسیون دیگر مثل سابق دیگر شریک پایداری و یا نابودی نظام نکند! رژیم اسلامی هیچ نیازی به یاری اپوزیسیون ندارد و اینرا در جبهه های جنگ با عراق نیز نشان داد و رژیم اسلامی تمام نیروهای سیاسی شرکت کننده در جنگ را عاقبت دستگیر وزندانی وشکنجه و اعدام کرد!
