نشانه از این بیشتر؟!

By | تیر ۲۰, ۱۴۰۴
می‌گویند عزرائیل به سراغ مردی رفت تا جان او را بگیرد. مرد گفت: مهلتی بده تا کارهای نیمه‌تمام را به پایان برسانم. عزرائیل پذیرفت و چند ماه به او فرصت داد. بعد از پایان مهلت عزرائیل آمد تا طبق قرارشان او را ببرد. مرد گفت: دست‌کم یک نشانه‌ای می‌فرستادی تا من آماده باشم. عزرائیل گفت: در این مدت، پدرت مُرد؛ یکی از دوستانت مُرد؛ بعد همسایه‌ات مُرد؛ چندی پیش هم خرت مُرد؛ نشانه از این بیشتر؟!

علی خامنه‌ای، مسعود عالی سخنران «بیت»، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی، غلامحسین محسنی اژه‌ای رئیس قوه قضائیه و محمدرضا عارف معاون اول مسعود پزشکیان رئیس دولت چهاردهم در عزاداری محرم ۱۴۰۴

حالا آنچه به مضمون نقل شد، حکایت جمهوری اسلامی است که اینهمه نشانه نه تنها از طرف اسرائیل و غرب بلکه از طرف خودش نیز وجود داشته از جمله ابتلا به بیماری‌های مزمن مانند اسرائیل‌ستیزی، غرب‌ستیزی، تروریسم، و انواع توهمات مانند صدور انقلاب اسلامی،  رهبری مسلمین جهان و خلافت جهانی اسلام که برای علاج آنها می‌بایست سلاح اتمی و موشکی می‌داشت! روشن است که جهان با همه مماشاتی که تا کنون با  ویروسی کرده که طی ۴۶ سال بسی بیش از جنگ و  کرونا ایرانیان و شهروندان منطقه و کشورهای دیگر را به کام مرگ فرستاده، به دلیل سرشت این رژیم سرانجام در تقابل حتا نظامی با آن قرار می‌گرفت. اینکه برنامه‌ریزی اسرائیل و آمریکا دقیق بوده و جمهوری اسلامی ناتوان از مقابله‌ای در قد و قامت آنهاست، چیزی از این واقعیت که جنگی در جریان است که هنوز تمام نشده کم نمی‌کند. جنگی که فقط با نابودی جمهوری اسلامی می‌تواند به پایان برسد و آن نشانه‌ها  از این زاویه نیز قابل مشاهده هستند. با اینهمه معلوم نیست جمهوری اسلامی با کدام بنیه و یا  بر اساس کدام معادله منطقه‌ای و جهانی فکر می‌کند که می‌تواند دوام داشته باشد. رفت و آمدها و پیغام و پسغام‌ها نیز به احتمال زیاد در ارتباط با نوع پایان است.

واقعیت این است که در تلخ‌ترین و جدی‌ترین موضوعات و رویدادها نیز همیشه جنبه‌ای از طنز نهفته است؛ در مورد قصه آن مرد و عزرائیل هم  شباهت نام «عزرائیل» رایج در زبان فارسی که «فرشته مرگ» و «بنده خدا»ست با نام کشور «اسرائیل»  کاملا تصادفی است!  اما توهم آن مرد نسبت به عمری که بسر آمده و ندیدن نشانه‌های آشکاری که سرنوشت محتوم را به وی یادآوری می‌کنند، عین مردان جمهوری اسلامی است که اگر به خود نجنبند، عزرائیل با آنها همان خواهد کرد که با صدام و قذافی.

این نشانه‌های سیاست و سرنوشت اما همزمان بیانگر تحولی است که می‌تواند خاورمیانه را از مرکز آشوب و تنش به دورانی از امنیت و صلح و همزیستی رهنمون شود و در این میان ایران یکی از حلقه‌های کهن و اصلی این منطقه است. اگر حکومت‌های موجود در منطقه، به غیر از جمهوری اسلامیِ ناسازگار با زمین و زمان، با هر کیفیت سیاسی و اجتماعی به این درک عینی رسیده باشند که با پاسخگویی به ضروریات محیط زیست و اقتصاد ملت خود و در همزیستی با یکدیگر می‌توانند خود را حفظ کنند و سود سیاسی و اقتصادی و امنیتی غرب نیز در حمایت از این روند است، آنوقت نباید تعجب کرد که این روزها در رسانه‌ها و محافل سیاسی خارجی، مشروعیت حقوقی جمهوری اسلامی در ایران از نظر حقوق بین‌الملل به عنوان یک «حکومت ورشکسته» و «نامشروع» که پس از عملیات نظامی ۱۲ روزه به اصل خود برگشته و به یک گروه تروریستی و گروگانگیر تبدیل شده که اسلحه‌ی خود را روی شقیقه ملت ایران گذاشته تا خود را نجات دهد، به پرسش کشیده می‌شود.

به نظر هم نمی‌رسد وقتی زمان رفتن فرا برسد، مردم ایران مانند حکایت آن مرد که نشانه‌ها را ندید، با جمهوری اسلامی چندان مهربان باشند که باز هم به آن فرصت بدهند!

الاهه بقراط

کیهان لندن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *