دفاع از حمایت و یا حماقت؟

By | تیر ۲۹, ۱۴۰۴

چرا فریاد؟
وقتی که صدا
از گلویت آویزان است؟
گفتم:
فریاد، تنها سرمایه‌ی من است
وقتی که گوش‌ها
از دیوار سفت‌ترند!

ما محکوم به سکوتیم
اما،
همین سکوت،
آوازی‌ست اگر که از سر عشق باشد.
شاعر ناشناس

رد یک بیانیه با بیش از ۸۰۰ امضا در کشوری مثل ایران، نه فقط بی‌اعتنایی به یک متن، بلکه نادیده گرفتن صدها صدای شجاع و آگاه است که با وجود خطر سرکوب، زندان و محرومیت، مسئولانه نظر خود را ابراز کرده‌اند.

اینکه در فضای آزاد خارج از کشور، برخی این بیانیه را «حماقت» می‌خوانند، بیشتر بازتاب دوری‌شان از واقعیت سخت و پرهزینه‌ی زندگی سیاسی در ایران است. برای کسانی که در خارج هستند و از نعمت حرف‌زدن و نوشتن بی‌هزینه بهره‌مندند، چنین متن‌هایی شاید چندان جذاب نباشد—مخصوصاً اگر با شیوه‌ی فکر و ذائقه‌ی سیاسی‌شان همخوانی نداشته باشد.

اما در درون ایران، همین بیان علنی یک خواست مدنی، خود گامی شجاعانه و ارزشمند است.
من نیز مانند برخی دیگر از هموطنان داخل و خارج تردید دارم که این رژیم به چنین پیشنهادی گردن بگذارد، اما اهمیت این حرکت در خودِ عمل است: در شکل‌دادن به گفت‌وگو، نشان‌دادن بلوغ سیاسی، و تلاش برای یافتن راهی صلح‌آمیز و مسئولانه در دل بحران و در داخل ایران.

در نهایت، خرد و درایت آن نیست که پیشنهادی را فقط در انعکاس نظر خودمان بجوییم، بلکه در درک و احترام به مسیرهای متنوع مبارزه‌ای‌ست که خارج از دید ما دربستر سیاسی ایران جریان دارد و هر لحظه در پاسخ به واقعیت‌های پیچیده، به‌روز و بازتعریف می‌شود.
استکهلم
۲۰ جولای ۲۰۲۵
فرشید نوروزی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *