ضرب المثلی است که می گوید:
من میگم نره، تو میگی بدوش!
برخی جریانها، بهویژه سلطنتطلبان، با تحریفی آگاهانه و فرافکنی حسابشده، میکوشند مسئولیت سقوط سلطنت و قدرتگیری روحانیت در سال ۱۳۵۷ را یکسره بر دوش روشنفکران و نیروهای چپ بیندازند. آنها با اغراق در نفوذ این جریانها، نهتنها نقش فاجعهبار خود در فروپاشی نظم سیاسی پهلوی و از دست دادن مشروعیت اجتماعی را پنهان میکنند، بلکه میکوشند از زیر بار پاسخگویی تاریخی شانه خالی کنند. این وارونگی حقیقت، تلاشی است برای تطهیر گذشتهای شکستخورده و مصادرهی روایتی که با واقعیت همخوانی ندارد
پروژه «آیندهنگری» (سال ۱۳۵۳)
الف- این پروژه در سال ۱۳۵۳ شمسی (۴ سال پیش از انقلاب ۱۳۵۷) بهمنظور بررسی افکار عمومی و نگرشهای اجتماعی مردم ایران اجرا شد. مشارکتکنندگان کلیدی شامل دکتر مجید تهرانیان و دکتر علی اسدی بودند و با همکاری مرکز تحقیقات رادیو و تلویزیون ملی ایران شکل گرفت. 
ب- در قالب این طرح، دادهها از طریق نظرسنجی، مصاحبههای عمیق و تحلیل آماری جمعآوری و سپس با استفاده از رایانههای پیشرفته CNRS فرانسه پردازش شدند .
پ- جامعه آماری گستردهای نیز مورد بررسی قرار گرفت: شامل ۶۰۰۰ نفر از عموم، ۸۰۰ چهره فرهنگی و سیاسی، و ۳۰۰۰ نفر از کارکنان رادیو و تلویزیون، در ۲۳ شهر و ۵۲ روستا .
این پژوهش یکی از نخستین پیمایشهای ملی در ایران محسوب میشود و تصاویری مهم از شکافهای فرهنگی، ضعفهای آموزشی، مشارکت سیاسی پایین و افزایش گرایش مذهبی ارائه میدهد
کتاب «صدایی که شنیده نشد»
الف- این کتاب گزارشی از یافتههای طرح«آیندهنگری» است که توسط علی اسدی و مجید تهرانیان به همراه عباس عبدی و محسن گودرزی تدوین شده و توسط نشر نی منتشر شده است. افشاگرانهترین عنوان آن: «نگرشهای اجتماعی ـ فرهنگی و توسعهی نامتوازن در ایران» .
ب- اطلاعاتی که در کتاب آمده شامل تحلیلهای مفصلی درباره وضعیت رسانه، گرایشهای مذهبی، مشارکت اجتماعی، نابرابریها و بحرانهای فرهنگی آن دوره است
گرایش مذهبی در طرح «آیندهنگری» یکی از مهمترین و هشداردهندهترین یافتهها می باشد که نهتنها از قدرت دین در زندگی روزمره مردم ایران پرده برمیدارد، بلکه نشان میدهد پروژه مدرنیزاسیون رژیم پهلوی در لایههای فرهنگی و اعتقادی جامعه با شکست مواجه شده است.
در ادامه، تحلیل دقیق این محور را ارائه میدهم، مبتنی بر محتوای کتاب «صدایی که شنیده نشد» و منابع تحلیلی مکمل.
۱- شاخصهای کمی گرایش مذهبی (طبق پژوهش
بر پایه دادههای نظرسنجی:
-۹۴٪ پاسخدهندگان گفتند که نماز میخوانند.
-۷۹٪ اظهار داشتند که روزه میگیرند.
-فروش کتابهای مذهبی از ۱۰٪ به ۳۳٪ رسیده بود (در یک بازه سهساله).
-تعداد مساجد در تهران، ظرف سه سال، از ۷۰۰ به ۱۱۴۰ افزایش یافته بود.
-۲۳٪ مردم سینما را حرام میدانستند.
-حتی روشنفکران با برنامههای فرهنگی مثل باله و موسیقی کلاسیک ارتباط برقرار نمیکردند.
۲- تفسیر جامعهشناختی:
چرا گرایش مذهبی رو به افزایش بود؟
الف- پناهگاه سنت در برابر مدرنیتهی تحمیلی
رژیم پهلوی دوم، بهویژه در دهه ۴۰ و ۵۰، با پروژه «مدرنسازی از بالا» به دنبال تحمیل سبکی از زندگی غربی بود (مینیژوپ، باله، کنسرت، جشن هنر شیراز…).
اما چون این مدرنیزاسیون بدون مشارکت مردم، فاقد نهادهای واسط، و عمدتاً نمایشی و الیتمحور بود، بخش وسیعی از جامعه خود را در برابر آن بیگانه میدید و به مذهب بهعنوان پناهگاه فرهنگی و هویتی بازمیگشت.
ب- ضعف نظام آموزشی و سواد رسانهای
در زمان اجرای طرح:
-فقط ۴۵٪ مردم باسواد بودند.
-۳۲٪ حتی یک جلد کتاب در خانه نداشتند.
-۹٪ به طور منظم مطالعه میکردند.
در چنین وضعیتی، ابزارهای فرهنگی مدرن نمیتوانستند تأثیرگذار باشند. اما نهادهای دینی سنتی مثل مسجد، منبر، و جلسات روضه، کارکردی رسانهای برای مردم داشتند.
پ- نابرابری و ناکامی اجتماعی
طرح آیندهنگری نشان میداد که:
-مردم با فساد، نابرابری، تبعیض و بیعدالتی مواجهاند.
-سیاستمداران را ناصالح میدانند.
-مشارکت سیاسی بهشدت پایین است (۳۰٪ در انتخابات مجلس، ۲۳٪ در محلی).
در غیاب کانالهای رسمی اعتراض یا مشارکت، مذهب به تنها زبان اعتراض، اخلاق، و عدالت اجتماعی تبدیل شد. این زمینهای شد که بعداً خمینی و قشر روحانیت ، با همین زبان، مردم را بسیج کنند.
۳- واکنش نظام به این دادهها
در همایش شیراز (۱۳۵۴) که برای ارائه نتایج این تحقیق برگزار شد:
الف- بسیاری از مقامات، این پژوهش را «غربزده» خواندند.
ب- روشهای تحقیق مثل پرسشنامه را بیارزش دانستند.
پ- هشدارها درباره گرایش مذهبی و سنتگرایی، نادیده گرفته شد.
در واقع، بهجای بازنگری در سیاست فرهنگی و اجتماعی، سیستم تصمیم گرفت واقعیت را انکار کند. این همان نقطهضعفی بود که انقلاب ۵۷ از آن زاده شد.
۴- پیشبینی جامعهشناسان: انفجار نه از فقر، بلکه از شکاف ارزشی
دکتر علی اسدی و مجید تهرانیان هشدار دادند:
«ما گرفتار توسعه نامتوازن هستیم. شتاب توسعه اقتصادی، بدون بستر فرهنگی و نهادی، جامعه را دچار بحران میکند.»
افزایش گرایش مذهبی در متن یک جامعه سنتی، مردسالار و بدون مشارکت سیاسی، نه نشانه عقبماندگی، بلکه نشانه مقاومت فرهنگی علیه مدرنیزاسیون تحمیلی و بیریشه بود.
گرایش مذهبی در پژوهش «آیندهنگری» نشان داد:
الف- جامعه بهطور بنیادین از هویت دینی و سنتی خود فاصله نگرفته است.
ب- پروژه فرهنگی رژیم شاه، نتوانسته جایگزینی برای دین خلق کند.
پ- در غیاب نهادهای مشارکت، دین به تنها زبان عدالت، اعتراض و معنا تبدیل شده بود.
ت- دادهها پیشبینی میکردند که اگر تغییری در سیاستهای فرهنگی و اجتماعی رخ ندهد، یک «انفجار اجتماعی ـ دینی» محتمل است.
و این انفجار، چهار سال بعد با “انقلاب” ۵۷، رخ داد.
استکهلم
۷ آگوست ۲۰۲۵
فرشید نوروزی
