کجا رفتند هواداران عرب رژیم جمهوری اسلامی؟! ملت‌ها شکست‌خوردگان را دوست ندارند و به دنبال قهرمان دیگری می‌روند!

By | ۱۴۰۴-۰۵-۲۶

– آنچه اخیرا بر رژیم جمهوری اسلامی گذشت، هرگز ساده و کم‌اهمیت نبود؛ خسارت‌های نظامی و هسته‌ای عظیمی را متحمل شد که ساخت آنها میلیاردها دلار و سال‌ها خون و عرق هزینه برده بود. به این ضررهای موشکی و هسته‌ای، باید از دست دادن پایگاه مردمی‌ را افزود که در سراسر منطقه، از عراق تا مغرب عربی، برای خود ساخته بود.
– وقتی دولت لبنان تصمیم شجاعانه‌اش را برای خلع سلاح «حزب‌الله» گرفت، واکنش میدانی تنها به چند ده موتورسوار معترض در خیابان‌های بیروت محدود شد! پس چه بر سر میلیون‌ها نفری آمد که با اشاره انگشت رهبر حزب‌الله یا تهران به خیابان‌ها می‌ریختند؟!
– در رویارویی‌های اخیر و پس از حملات هفت اکتبر ۲۰۲۳، آن جنبش‌هایی که به آن عادت کرده بودیم فروکش کرد. نخستین دلیل، اینکه ملت‌ها شکست‌خوردگان را دوست ندارند. دوم اینکه شبکه‌ها و دستگاه‌های محرک این تجمعات قطع ارتباط و بدون منابع شدند. خیابان عرب قهرمان پیروز را می‌ستاید، اما وقتی سقوط کند، به‌ سرعت قهرمان دیگری را جایگزین می‌کند.

عبدالرحمن الراشد (الشرق الاوسط) – بر فضای خیابان‌های عربی سکوتی همچون سکوت قبرستان‌ها  حاکم است؛ هیچ واکنشی به سلسله رویدادهای عظیم منطقه دیده نمی‌شود. نه تظاهراتی، نه اعتراضی و نه اعتصابی در کشورهای عربی برپا شده است، و به‌ گمانم این نخستین بار در هفت دهه یا بیشتر است که چنین صحنه‌هایی ناپدید شده‌اند!

آنچه اخیرا بر رژیم ایران گذشت، هرگز ساده و کم‌اهمیت نبود؛ خسارت‌های نظامی و هسته‌ای عظیمی را متحمل شد که ساخت آنها میلیاردها دلار و سال‌ها خون و عرق هزینه برده بود. به این ضررهای موشکی و هسته‌ای، باید از دست دادن پایگاه مردمی‌ را افزود که در سراسر منطقه، از عراق تا مغرب عربی، برای خود ساخته بود.

وقتی دولت لبنان تصمیم شجاعانه‌اش را برای خلع سلاح «حزب‌الله» گرفت، واکنش میدانی تنها به چند ده موتورسوار معترض در خیابان‌های بیروت محدود شد! پس چه بر سر میلیون‌ها نفری آمد که با اشاره انگشت رهبر حزب‌الله یا تهران به خیابان‌ها می‌ریختند؟!

فروپاشی نفوذ رژیم ایران در مناطق عربی آشکار است و وضع آن به سقوط جریان ناصری پس از شکست در جنگ ۱۹۶۷ شباهت دارد؛ جریانی که توان بسیج خیابان را از دست داد و ناچار شد برای پر کردن مراسم و مناسبت‌ها به اعضای حزب سوسیالیست و اتحادیه‌های کارگری تکیه کند، زیرا دیگر از جمعیت‌های انبوهی که با شور و خودجوش به فراخوان‌های رادیویی پاسخ می‌دادند، خبری نبود. پس از شکست، حس شوک و سرخوردگی بر سراسر منطقه‌ای که در انتظار آزاد ساختن فلسطین بود، چیره شد.

گفتمان رژیم ایران نیز همچون گفتمان ناصری‌ها، سال‌ها سلطه و حمایت مردمی در منطقه داشت و در برابر تلاش‌ها برای مهار اندیشه و فعالیت‌هایش مقاومت می‌کرد. این گفتمان نسلی از عرب‌ها را بر پایه افکار خود پرورش داد. تهران درهایش را حتی به روی سنی‌های تندرو، از جمله رهبران «القاعده» گشود، بی‌توجه به دشمنی ایدئولوژیک آنان با شیعه، و بیشتر مخالفان و جنبش‌های سنی را علیه دولت‌هایشان پشتیبانی کرد. با «اخوان‌ المسلمین» روابط عمیق و هماهنگی استراتژیک داشت. برای ملی‌گرایان و کمونیست‌های عرب همایش‌های تقریباً سالانه برگزار کرد. هزینه‌های هنگفتی را صرف جذب سیاستمداران و نخبگان عرب نمود؛ کتاب چاپ کردند، شعرهای ستایش‌آمیز سرودند و کلی از نظام ولایت فقیه دفاع کردند.

تهران جمهوری اسلامی توانست شیعه و سنی و مسیحی عرب را گرد آورد؛ اندیشمندان کشورهای حاشیه خلیج فارس، مصر، سوریه، مراکش، سودان، یمن و مهاجران عرب در دنیای غرب در بسیاری از رسانه‌های عربی به تبلیغ اندیشه خامنه‌ای پرداختند. گاه درک اینکه چگونه میان اینهمه متناقض‌ها پیوندی برقرار شود دشوار می‌نمود! در طرابلس لبنان، شهری با شکاف‌های عمیق با شیعیان بیروت، گروه‌های سنی از دهه هشتاد میلادی تا امروز به تهران وفادار ماندند. در اردن نیز میان اخوانی‌ها کسانی بودند که عشق خود را به تهران آشکارا بیان می‌کردند. در دفاع از جمهوری اسلامی ایران کتاب‌ها و پژوهش‌های بسیاری منتشر شد؛ در مصر «ایران و اسلام سیاسی»، در کویت «ایران و غرب و نبرد منافع»، و در خلیج فارس همایش‌هایی با شعار «نزدیکی مذاهب» برگزار گردید و حتی از تاریخ الناصر‌الدین‌ الله عباسی تجلیل شد.

همه این فعالیت‌ها می‌توانست ارزشمند باشد اگر انگیزه‌های پشت آن خالصانه برای «خدا» و به‌ قصد پایان دادن به نزاع‌های مذهبی یا کاهش آن می‌بود و نه بخشی از پروژه سیاسی سلطه‌جویی.

تهران حرکت‌های نخبگان و مردم را در ده‌ها شهر عربی هدایت می‌کرد؛ اعتراض علیه رمان‌ها، فیلم‌ها، مذاکرات و دولت‌ها را پیش می‌برد. اما در رویارویی‌های اخیر و پس از حملات هفت اکتبر ۲۰۲۳، آن جنبش‌هایی که به آن عادت کرده بودیم فروکش کرد. نخستین دلیل، اینکه ملت‌ها شکست‌خوردگان را دوست ندارند. دوم اینکه شبکه‌ها و دستگاه‌های محرک این تجمعات قطع ارتباط و بدون منابع شدند. خیابان عرب قهرمان پیروز را می‌ستاید، اما وقتی سقوط کند، به‌ سرعت قهرمان دیگری را جایگزین می‌کند.

باورمندان به رژیم اسلامی ایران از شکست‌های پیاپی‌ آن همانگونه شوکه شده‌اند که ناصری‌ها از نکبت دهه شصت میلادی. چالش باقیمانده برای رژیم ایران، حفظ پایگاه مردمی در میان حامیان شیعه‌اش است؛ چرا که آنها بیشترین آسیب را دیده‌اند و هنوز در بهت حادثه بسر می‌برند. با گذشت زمان، شیعیان لبنان درمی‌یابند که قربانی حزب‌الله و رژیم ایران بوده‌اند؛ این دو باری بر دوش آنها و نه پشتوانه‌ای برایشان بوده‌اند. این شیعیان در طول چهار دهه در خط مقدم رویارویی با اسرائیل قرار داشتند؛ بار رابطه با رژیم ایران را، از تحریم‌های اقتصادی و شخصی گرفته تا تخریب محله‌ها و مناطق‌شان  و تعقیب و محدود کردن حواله‌های مالی‌شان از آفریقا و آمریکای لاتین و شمالی تا دیگر نقاط جهان را بر دوش کشیدند. ولی حالا؟!

*منبع: روزنامه الشرق الاوسط
*نویسنده: عبدالرحمن الراشد
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *