– سینما رکس آبادان سیامین سینمایی بود که انقلابیون اسلامی به آتش کشیدند. این غیر از مشروبفروشیها، کابارهها و بانکها بود. در هر مورد هم انقلابیون میگفتند: «کار خودشونه». یعنی خود ساواک و رژیم شاه است که دارد مملکت را به آتش و ویرانی میکشاند.
– پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بر پایه بیانیه آیتالله خمینی که صراحتاً رژیم شاه را عامل آتش سوزی سینما رکس معرفی میکرد، همه منطقاً انتظار داشتند که محاکمه محرکان، آمران و عاملان این جنایت هرچه زودتر آغاز شود ولی، در میان شگفتی همگان، خبری از محاکمه نبود تا اینکه جوانی به نام حسین تکبعلیزاده اعلام کرد که او، همراه با دوستانش سینما رکس را آتش زده است و اکنون، زیر بار عذاب وجدان، درخواست میکند که به این جرم محاکمه و مجازات شود.
– بعد که حکومت مجبور به برگزاری دادگاه شد، ریاست دادگاه را به حجت الاسلام سید حسین پورمیرغفاری معروف به موسوی تبریزی سپردند که خودش در تحریک شورش و خرابکاری در آبادان دست داشت. جای درست او باید در میان متهمان میبود نه در جایگاه قاضی. آیتالله خمینی این مأموریت را از آن رو به حجت الاسلام موسوی تبریزی سپرده بود که «سر و ته قضیه را هم بیاورد».
آرمان مستوفی – ۲۸ امرداد ۲۵۳۷ (۱۳۵۷ هجری) آتش سوزی سینما رکس آبادان ایران و جهان را تکان داد. در این حمله تروریستی دستکم ۳۷۷ تن زنده در آتش سوختند. از نظر شمار قربانیان، این مرگبارترین اقدام تروریستی قرن بیستم تا آن زمان بود. این جنایت تاریخی را چه کسانی انجام دادند و سرانجام آنها چه شد؟

داخل سالن سینما رکس آبادان پس از سوختن
سینما رکس آبادان سیامین سینمایی بود که انقلابیون اسلامی به آتش کشیدند. این غیر از مشروبفروشیها، کابارهها و بانکها بود. در هر مورد هم انقلابیون میگفتند: «کار خودشونه». یعنی خود ساواک و رژیم شاه است که دارد مملکت را به آتش و ویرانی میکشاند.
چند روز بعد از این فاجعه اعلام شد که دولت عراق یکی از عوامل آتش سوزی سینما رکس به نام هاشم عبدالرضا عاشور را که با آن کشور گریخته بود، دستگیر کرده و به ایران بازگردانده است. گفته شد که او در بازجوییهای اولیه در عراق، به دست داشتن در آتشسوزی اعتراف کرده است.
در دولت جعفر شریف امامی، نخست وزیر وقت، رسیدگی به پرونده آتشسوزی سینما رکس آبادان به دکتر محمدرضا عاملی تهرانی وزیر وقت اطلاعات و جهانگردی سپرده شده بود. علیرضا نوریزاده که در آن زمان دبیر سیاسی روزنامه اطلاعات بود، و همچنین پیمان ماندگار که درباره فاجعه سینما رکس پژوهش کرده، از دکتر عاملی نقل کردهاند که در یکی از دهها اعلامیهای که از خانه شخصی به نام فؤاد کریمی در آبادان به دست آمده بود، این جملات به چشم میخورد: «سلام بر ملت قهرمان و مسلمان ایران. جلادان شاه بار دیگر جنایت تازهای مرتکب شدند و هنگامی که به همت جمعی از دانشجویان مردم مبارز آبادان مشغول تماشای فیلمی از جنایات شاه بودند، سینما را به آتش کشیده و به دستور رییس شهربانی جلاد آبادان درهای سینما را به روی مردم روزه دار بستند».
نکته مهم این است که این اعلامیه یک هفته پیش از به آتش کشیده شدن سینما رکس، در چاپخانه حصیری خرمشهر چاپ شده بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بر پایه بیانیه آیتالله خمینی که صراحتاً رژیم شاه را عامل آتش سوزی سینما رکس معرفی میکرد، همه منطقاً انتظار داشتند که محاکمه محرکان، آمران و عاملان این جنایت هرچه زودتر آغاز شود ولی، در میان شگفتی همگان، خبری از محاکمه نبود تا اینکه جوانی به نام حسین تکبعلیزاده اعلام کرد که او، همراه با دوستانش سینما رکس را آتش زده است و اکنون، زیر بار عذاب وجدان، درخواست میکند که به این جرم محاکمه و مجازات شود. مسئولان حکومت انقلابی و اسلامی نخست به درخواست تکبعلیزاده اعتنایی نکردند ولی پس از پافشاری او، تماسش با هاشم صباغیان، وزیر کشور دولت موقت انقلاب اسلامی، و فرستادن نوار صوتی برای خانوادههای قربانیان و بازتاب این درخواست در مطبوعات، ناگزیر شدند در شهریور ۲۵۳۹ (۱۳۵۹ هجری)، بیش از یک سال و نیم پس از پیروزی انقلاب اسلامی، محاکمه را برگزار کنند.
ریاست دادگاه را به حجت الاسلام سید حسین پورمیرغفاری معروف به موسوی تبریزی سپردند که خودش در تحریک شورش و خرابکاری در آبادان دست داشت. جای درست او باید در میان متهمان میبود نه در جایگاه قاضی. آیتالله خمینی این مأموریت را از آن رو به حجت الاسلام موسوی تبریزی سپرده بود که «سر و ته قضیه را هم بیاورد».
انقلابیهای اسلامی در آبادان بیشتر در حسینیه اصفهانیها گرد میآمدند. حجتالاسلام غلامحسین جمی، سید محمد علوی تبار که در زمان رژیم پیشین نام خانوادگیاش را از «عربی» به «کیاوش» تغییر داده بود، علی اکبر پرورش، محمد رشیدیان، ایرج صفائی دزفولی، عبدالله لرقبا، فواد کریمی و محمود ابول پور جوانان مسلمان انقلابی را سازماندهی و برای گسترش شورشها، هدایت میکردند. حجت الاسلام حسین موسوی تبریزی، برای تحریک انقلابیون رفت و آمدهای متعدد به اهواز و آبادان داشت و حتی در روزهای پیش از آتشسوزی سینما رکس، خودش در آبادان بوده و با فعالان مذهبی جلسه داشته است.
در آن زمان، جوّ آبادان به اندازه اصفهان و قم “انقلابی” نبود. برای تحریک جوانان مسلمان، عبدالله لرقبا به آنان میگفت: «… بچههای اصفهان و قم میگویند باید برای آبادانیها کرست بفرستیم».
محمد نوریزاد در ۲۱ آبان ۲۵۷۲ (۱۳۹۲ هجری) از قول علی مرادخانی ارنگه، معروف به شیخ علی تهرانی، شوهر خواهر علی خامنهای، در وبلاگش نوشت: «… قبل از پیروزی انقلاب، روزی که خبر رسید سینما رکس آبادان را به آتش کشیدهاند و دهها نفر یکجا سوخته و ذغال شدهاند، من و [آیت الله حسین] نوری همدانی و جمعی دیگر در محفلی نشسته بودیم. زهر این خبر که به جان مجلس نشست، نوری همدانی سرش را به من نزدیک کرد و دم گوشم گفت: این کارِ ما بوده. پرسیدم: چرا؟ گفت: چون به ما خبر رسیده بود که خوزستان ساکت است و با انقلاب همراه نیست و کارکنان صنعت نفت نیز به اعتصابیون نپیوستهاند. ما باید هم مردم را و هم کارکنان شرکت نفت را تحریک میکردیم». آیت الله نوری همدانی از طریق دامادش، حجتالاسلام حسین موسوی تبریزی، که پیش و پس از آتشسوزی سینما رکس در آبادان حضور داشت، در جریان این فاجعه قرار گرفته بود.
طراحان آتش زدن سینما، محمد رشیدیان، محمود ابول پور، فواد کریمی و عبدالله لرقبا بودند و مجریان آن، فرجالله بذرکار، حسین تکبعلی زاده، یدالله محمدپور حسینی و فلاح محمدی هاشمی.
درباره تعداد کسانی که عملاً سینما رکس آبادان را به آتش کشیدند، ابهام وجود دارد. در دادگاه، از حسین تکبعلیزاده، فرج [بذرکار]، یدالله [محمدپور حسینی] و فلاح [محمدی هاشمی] به عنوان عاملان آتشسوزی نام برده و گفته شد که پس از کبریت کشیدنِ تکبعلی زاده، همه به جز محمدی به درون سالن بازگشتند.
ولی در همان دادگاه، تکبعلیزاده گفت: «… من و فرج و “حیات” با شیشه و قوطی حاوی بنزین که هر کدام از ما آنها را در پاکت بزرگی گذاشته بودیم و از قبل عبدالله لرقبا آن را تهیه کرده بود، روانه سینما رکس شدیم. هنوز نیمی از سئانس اول نگذشته بود که من و فرج با فاصله کوتاهی از جایمان بلند شدیم و به طرف توالت رفتیم. در راهرو کسی نبود. ما بنزینها را روی درهایی که در راهرو قرار داشت و راه اصلی سالن بود ریختیم و خیلی سریع فرج درِ پشت سالن را به آتش کشید و من هم دو درِ دیگر را که در یک طرف سالن قرار داشت به آتش کشیدم. در اصلی سینما باز بود. موقعی که از پلکان پائین میآمدیم کسی متوجه ما نشد. ما خود را به خیابان رساندیم و من دیگر “حیات” را ندیدم ».
در اینجا، تکبعلی زاده از سه نفر یاد میکند، نه چهار نفر. در این روایت، “حیات” کیست؟ آیا نام مستعار یدالله محمدپور حسینی یا فلاح محمدی هاشمی است؟ پس عبدالرضا عاشور که پیش از انقلاب در عراق دستگیر و به ایران تحویل داده شد که بود؟
از طرف دیگر، فرج الله بذرکار چه شد؟ در میان اجساد بجا مانده از آتش سوزی، جسد فرج الله بذرکار شناسایی نشد. او که همراه با تکبعلیزاده از سینما بیرون رفته بود، دیگر هیچ جا دیده نشد. آیا هویتش را عوض کرده است؟ دادگاه هیچ اهمیتی به روشن کردن این ابهامها نداد.
در زمان تشکیل دادگاه، عبدالرضا عاشور در اختیار حکومت اسلامی بود ولی حجتالاسلام حسین موسوی تبریزی گفت که اعترافات اولیه او تحت فشار ساواک بوده و دادستان وقت آبادان علیه او کیفرخواست صادر نکرد. در نتیجه، عاشور آزاد و ناپدید شد.
دادگاهی که حکومت اسلامی برای “بهم آوردن سر و ته” فاجعه سینما رکس آبادان تشکیل داد، علاوه بر حسین تکبعلیزاده، پنج تن دیگر را نیز که هیچ ارتباطی با آتش سوزی سینما رکس نداشتند، به اعدام محکوم کرد:
– علی نادری، صاحب سینما رکس که از پانزده سال پیش از آتشسوزی، سینما را به کس دیگری اجاره داده بود و خودش در تهران زندگی میکرد.
– اسفندیار رمضانی دهاقانی مدیر سینما رکس که به دلیل عدم رعایت نکات ایمنی در سینما استخدام افراد غیرمجرب محکوم به اعدام شد.
– ستوان منوچهر بهمنی او با اینکه هنگام آتشسوزی سینما رکس آبادان در مرخصی بسر میبرد، برای ایجاد نظم و یاریرسانی به محل حادثه آمده و تا آنجا که میتوانست در این مورد همکاری کرده بود. اعدام ستوان بهمنی هیچ ارتباطی با آتشسوزی سینما رکس نداشت بلکه صرفاً به دلیل کینه شخصی حجتالاسلام حسین موسوی تبریزی نسبت به او بود. چند هفته پیش از آتشسوزی، حجتالاسلام حسین موسوی تبریزی که سخنرانی تحریکآمیزی در مسجد اصفهانیهای آبادان انجام داده بود، پس از آن سخنرانی، عبا و عمامه را برداشته و با موتورسیکلت در حال فرار به سوی خرمشهر بود. ستوان بهمنی، او را تعقیب و دستگیر کرد و به شهربانی برد. گویا در آنجا کسی به حجتالاسلام موسوی تبریزی یک سیلی زد. حجت الاسلام سید حسین موسوی تبریزی با صدور حکم اعدام ستوان منوچهر بهمنی به این سیلی پاسخ داد.
– فرج الله مجتهدی کارمند ساده ساواک که هیچ ارتباطی با آتشسوزی سینما رکس نداشت؛ فقط مدت کوتاهی پیش از آن فاجعه به آبادان منتقل شده بود. حجتالاسلام حسین موسوی تبریزی به منظور ارتباط دادن آتشسوزی با ساواک، به این دلیل واهی که او را برای فراهم نمودن مقدمات آتشسوزی به آبادان منتقل کردهاند، فرجالله مجتهدی را به اعدام محکوم کرد.
– سرهنگ سیاوش امینی آلاقا که رئیس پیشین اداره اطلاعات شهربانی آبادان و متخصص ضدخرابکاری بود. حتی دادگاه حجتالاسلام موسوی تبریزی هم نتوانست کمترین ارتباطی میان او و آتشسوزی سینما برقرار کند ولی به هر حال اعدام شد.
آن دادگاه هفت تن دیگر را نیز به زندان محکوم کرد، بیآنکه هیچ اتهامی علیه آنها ثابت شده باشد. هیچیک از متهمان وکیل مدافع نداشتند.
ولی عاملان اصلی آتشزدن سینما رکس و زنده سوزاندن فجیع ۳۷۷ انسان، همگی پاداش گرفتند:
– حجت الاسلام حسین موسوی تبریزی پس از انقلاب به ریاست دادگاههای انقلاب اسلامی استانهای آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی، دو دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی و دادستانی انقلاب اسلامی کل کشور منصوب شد. وی بعدها «اصلاحطلب» شد و به مدت ۱۳ سال، از سال ۲۵۶۱ تا ۲۵۷۴ (۱۳۸۱ تا ۱۳۹۴) ریاست «شورای هماهنگی جبهه اصلاحات» را به عهده داشت.
– علی اکبر پرورش که پیش از انقلاب با آیتالله محمد بهشتی در ارتباط بود، پس از انقلاب نماینده مجلس شورای اسلامی و وزیر شد. علی خامنهای وقتی رئیس جمهوری اسلامی بود در سال ۲۵۴۰ (۱۳۶۰ هجری) علی اکبر پرورش را به عنوان نخست وزیر به مجلس شورای اسلامی معرفی کرد ولی مجلس این انتخاب را تائید نکرد. علی اکبر پرورش در دیماه ۲۵۷۲ (۱۳۹۲ هجری) در سن ۷۱ سالگی در اصفهان درگذشت.
– حجت الاسلام غلامحسین جمی پس از انقلاب به عنوان نماینده آیت الله خمینی و امام جمعه آبادان منصوب شد. او در دی ۲۵۶۷ (۱۳۸۷ هجری) در سن ۸۳ سالگی درگذشت.
– سید محمد علوی تبار، معروف به کیاوش، به ریاست کمیتههای انقلاب اسلامی اهواز، فرمانداری آبادان و سپس به مدیریت کل آموزش و پرورش خوزستان منصوب شد و به مجلس خبرگان قانون اساسی و مجلس شورای اسلامی را یافت. او در اسفند ۲۵۷۸ (۱۳۹۸ هجری) در سن ۹۱ سالگی درگذشت.
– محمد رشیدیان کمیتههای انقلاب اسلامی آبادان را در اختیار گرفت، به عضویت مجلس خبرگان قانون اساسی منصوب شد و چندین دوره نماینده مجلس شورای اسلامی بود. او در خرداد ۲۵۸۲ (۱۳۹۲ هجری) در سن ۷۵ سالگی درگذشت.
– فواد کریمی دو دوره نماینده مجلس شورای اسلامی شد و امرداد ۲۵۷۷ (۱۳۹۷ هجری) در سن ۶۷ سالگی درگذشت.
– محمود ابول پور به ریاست آموزش و پرورش آبادان منصوب شد.
– عبدالله لرقبا به ریاست انجمن اسلامی فرودگاه آبادان رسید.
