«نادره رضایی»، نخستین زن در تاریخ جمهوری اسلامی که به معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رسید، پس از حدود ۹ ماه فعالیت، از سمت خود برکنار شد. «عباس صالحی»، وزیر ارشاد، در ۱۷شهریور۱۴۰۴ ضمن قدردانی از خدمات او، حکم برکناریاش را صادر کرده و بهجای او، «محمدمهدی احمدی»، چهرهای محافظهکار و مذهبی را گمارد.
این جابهجایی، تنها پایان کار یکی از پرحاشیهترین مدیران فرهنگی دولت «وفاق» نبود، بلکه بار دیگر هم موضوع شکننده حضور زنان در سطوح بالای مدیریتی را برجسته کرد و هم نشان داد که قدرت جریانهای تندرو در تعیین مسیر سیاستگذاری فرهنگی کشور، همچنان تعیینکننده است.
حضور رضایی در سمت معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد، از همان ابتدا با انتقادات و حملات سنگین همراه بود. مخالفان او از نمایندگان مجلس گرفته تا رسانههای اصولگرا، هر حرکت و تصمیمش را به جنجال بدل کردند؛ از ماجرای لغو کنسرتهای بزرگ و فستیوال «کوچه» گرفته، تا لایکهای او بر پستهای مختلف. در مقابل، حامیانش او را نمادی از گشایش فرهنگی و صدای نسل جوان میدانستند.
فشار پایداریها و جنجالهای یک کنسرت
ماجرای لغو کنسرت «همایون شجریان»، خواننده سرشناس ایرانی در میدان آزادی تهران، نقطه عطفی در پررنگ شدن حاشیههای پیرامون رضایی بود. عدهای از طرفداران تندرو جمهوری اسلامی، رضایی را یکی از عوامل برگزاری این کنسرت معرفی کرده و نوشتند او «خطرناک ترین عضو کابینه دولت و رسمیترین همراه جریان بی حجابی کشور که گفته میشه درحالحاضر نفر اول وزارت ارشاده، بانی اصلی کنسرت شجریانه.»
نادره رضایی در ماجرای لغو کنسرت شجریان به دو دلیل اصلی در کانون توجه قرار گرفت. نخست بهخاطر عذرخواهی علنی از مردم بابت برگزار نشدن این رویداد فرهنگی که بازتاب گستردهای در رسانهها و شبکههای اجتماعی داشت. او در یک ویدیو پس از لغو کنسرت، گفت: «متاسفانه آنچه که قرار بود برای شادی مردم محقق شود، به هر دلیلی اتفاق نیفتاد و از مردم ایران و هنرمندان عذرخواهیم.» او تاکید کرد که دو ماه برای هماهنگی این رویداد تلاش شده، اما در نهایت بهدلایل مختلف عملی نشد.
اما نامهای که بعد از این گفته از او منتشر شد، فضا را بیشتر علیهاش برگرداند. این نامه نشان میداد که او تنها پنج روز پیش از موعد اجرای کنسرت به وزارت کشور درخواست خود را ارسال کرده و خواستار همکاری شهرداری برای تامین ملزومات اجرایی شده بود. انتشار این سند نشان داد که بخش بزرگی از تاخیرها و مشکلات اداری بر سر اجرای این کنسرت، به وزارت ارشاد بازمیگردد؛ موضوعی که نگاه افکار عمومی را به گفتههای اولیه او تغییر داد.
اگرچه این موضوع را میتوان یکی از دلایل برجسته شدن اخراج او دانست، اما مساله اصلی، فشار نیروهای اصولگرا بود. «امیرحسین ثابتی»، نماینده جنجالی مجلس دراینباره نوشت: «با پیگیریهای مکرر کمیسیون فرهنگی مجلس، نادره رضایی معاون هنری وزارت ارشاد بهخاطر حواشی فراوانی که در یک سال گذشته ایجاد کرده بود، برکنار شد. دقایقی قبل با یکی از مسوولان وزارتخانه گفتوگو تلفنی داشتم و این خبر را تایید کرد.»
رضایی مخرب وفاق!
«احسان رستگار»، روزنامهنگار، برکناری رضایی را اقدامی اضطراری و گریزناپذیر و رویدادی مثبت برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دانسته و مینویسد این تصمیم پس از جنجالهای گسترده درباره دیدار او با بهاییان و حامیان پهلوی، تلاش برای حذف شوراهای نظارت بر سینما و ناکامی در مدیریت کنسرت همایون شجریان ضروری شد و سرانجام با فشار کمیسیون فرهنگی مجلس و پذیرش دیرهنگام وزیر ارشاد، عملی گردید.
رضایی که متولد سال ۱۳۶۰ است، حضور پرحاشیهای در سیاست مردسالار ایران داشته است. او در سال ۱۳۹۸ با حکم وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به مدیرعاملی انتشارات «علمیوفرهنگی» منصوب شد، اما زمانی که او به این سمت منصوب شد، بسیاری از اصولگرایان به او انتقاد کردند. عمده انتقادهایی که از او میشد، بهخاطر امضایی بود که او پای نامهای به «باراک اوباما»، رییسجمهور وقت آمریکا داشت.
در این نامه جنجالی که ۴۶۶ فعال سیاسی و مدنی آن را امضا کرده بودند، با اشاره به پیامدهای ویرانگر تحریمهای یکجانبه آمریکا بر زندگی مردم ایران، بهویژه در زمینه اقتصاد، اشتغال و دارو، تاکید میکنند که این فشارها بهجای تغییر سیاستهای هستهای، جامعه مدنی و نیروهای دموکراسیخواه را تضعیف و تندروها را تقویت کرده است. آنها با یادآوری تجربه عراق، هشدار میدهند که ادامه این مسیر فرصت تغییر مسالمتآمیز را از بین میبرد. آنها از اوباما خواسته بودند با جلوگیری از تشدید تحریمها، زمینه اعتمادسازی و آغاز مذاکرات جدی برای رفع اختلافات هستهای و بهبود روابط را فراهم کند.
با تمام این انتقادها، رضایی فعالیت سیاسی خود را ادامه داد و در انتخابات ۱۴۰۳ در ستاد «مسعود پزشکیان» حضور پررنگی داشت؛ حضوری که در نهایت مسیر او را به سمت معاونت هنری وزارت ارشاد هموار کرد و او را به نخستین زن معاون وزیر ارشاد بدل کرد.
حضور پر دردسر در دولت
حاشیهها با انتصاب او در ۱۳آبان۱۴۰۳ به سمت معاون امور هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، دوباره سر برآوردند. بهحدی که «مشرقنیوز» در رابطه با او مینویسد «رضایی رکورد بیشترین رفتارهای هنجارشکن در دولت را داشته است.» اولین جنجالهای مربوط به او، به همان روزهای اول انتصابش باز میگردد. آن روزها «پرستو احمدی»، خواننده، کنسرتی آنلاین در یک کاروانسرا برگزار کرده بود و رضایی پست مربوط به این اقدام را در اینستاگرام لایک کرده بود. نیروهای تندرو، این لایک را «حمایت» از «هنجارشکنان» دانستند. فشارهای آنان بهقدری بود که وزارت ارشاد با صدور توضیحی، این لایک را تکذیب کرد.
اصولگرایان که انتصاب او به این معاونت را بهخاطر «ژن خوب» میدانستند، رضایی را بهخاطر تغییر یکی از معاونانش، بهعنوان کسی دانستند که مهمترین جشنواره کشور یعنی «جشنواره فیلم فجر» را به خطر انداخت. آنها همچنین او را بهخاطر اجرایی کردن فستیوال «کوچه» به باد انتقاد گرفتند و تلاش کردند جلوی اجرای این مراسم را بگیرند. آنها بهصورت مقطعی موفق شدند، بهنوعی که رضایی از لغو این فستیوال خبر داده و نوشت: «علیرغم دو ماه تلاش، کوچه بنبست شد.» بااینحال، این فستیوال با حواشی بسیار برگزار شد.
اما حاشیههایی که رضایی را گرفتار کرده بود، در تابستان و پس از جنگ ۱۲روزه بیشتر هم شد. مجلس ایران در اوایل مرداد به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، کارت زرد داد. یکی از دلایل این کارت زرد، عملکرد معاونت تحت نظر رضایی بود. «فتحالله توسلی»، نماینده شهر کبودرآهنگ در طرح سوالات خود از وزیر، به «انتصابات خاص در وزارتخانه» اشاره کرده بود. اشاره او، به ایجاد کارگروه حقوقی در معاونت هنری بود؛ توسلی میگفت که در آن افرادی «با سابقه امنیتی» حضور دارند. اشاره او به «کامبیز نوروزی»، حقوقدان بود که در سال ۱۳۸۸ به دو سال حبس محکوم شده و در این کارگروه منصوب شده بود.
اما نگرانی این نمانید که پیشتر از حقوق نجومی درباره رضایی حرف زده بود، به اینجا ختم نشد، توسلی همچنین خطاب به وزیر گفت: «خانم نادره رضایی که اکنون پست معاون هنری شما را برعهده دارند، دارای سوابقی از جمله نامه به آمریکا است، نامهای که حتی بهجای جمهوری اسلامی، واژه حاکمیت استفاده شده است. خواهر و برادر وی نیز سابقه زندانی سیاسی بهدلیل شرکت در اغتشاشات را دارند.»
البته مساله نمایندهها با رضایی به اینجا متوقف نشد؛ آنها در ۱۱شهریور نامهای به وزیر ارشاد نوشته و در این نامه عنوان کردند در وزارتخانه افرادی وجود دارند که «با اقدامات مخرب خود، باعث برهمزنندگی ساختار فرهنگی هنری و وفاق ملی و جریحهدار شدن عواطف اهل هنر شدند که از شاخصین این افراد، خانم نادره رضایی معاون هنری وزارت ارشاد است.»
واکنشها به حاشیهها
واکنشهای زیادی به برکناری رضایی در رسانههای اجتماعی به وجود آمده است. بسیاری این اقدام علیه او را به «زن بودن و جوان بودن» او مربوط دانستهاند یا گفتهاند که او میخواست صدای نسل جوان کشور باشد. برخی نیز نوشتهاند رضایی «تبدیل به نمادی از گشایش در فرهنگ و هنر شده بود. جالب آنکه چون در بسیاری از موضوعات، اقتدارگرایان و سلطنتطلبان در دشمنی با او و هر تلاشی برای تقویت پیوندهای جامعهی متکثر ایران، همقسمشدند.»
در این فضا، بسیاری از کاربران و چهرههای اصلاحطلب، تصمیم وزیر را نشانه عقبنشینی دولت در برابر فشارهای تندروها توصیف کردند. «محمدعلی ابطحی»، سیاستمدار اصلاحطلب، با اشاره به اینکه این برکناری به دستور مجلس و خبرگزاری «فارس» رخ داده، از پزشکیان خواست تا پیوند دولت با مردم غیرپایداری را حفظ کند و وفاق را با جبهه پایداری پیش نبرد. یا کاربر دیگری، برکناری را ناعادلانه توصیف کرد و گفت اقدامات او در جنگ ۱۲روزه باعث اتحاد و انسجام ملی شد و وی توانست در این مدت، چهرههای هنری قهرکرده با حاکمیت را « با نظام آشتی» دهد.
در مقابل، گروهی از کاربران اصولگرا و منتقدان دولت، از این برکناری استقبال کردند و آن را پیروزی مطالبهگری عمومی و نشانه بیکفایتی رضایی دانستند. این کاربران البته تاکید داشتند که این اقدام، دیرهنگام بود. مانند «سید مرتضی محمودی»، نماینده مجلس، که ضمن تاکید بر دیرهنگام بودن، آن را خوشایند خواند و ابراز امیدواری کرد که مسوولیتها به افراد متخصص و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی سپرده شود. یا کاربر دیگری تاکید کرد جلوی ضرر را هرجا بگیرید، منفعت است.
همچنین، «عبدالرضا داوری»، روزنامهنگار، که پیشتر در باره او نوشته بود: «هرچه سوابق تحصیلی و کاری خانم نادره رضایی را بالا و پایین میکنم، در نمییابم که چرا و براساس چه شاخصی ایشان را به معاونت هنری وزارت ارشاد گماردهاند.» داوری پس از عزل او نوشت: «انتصاب نادره رضایی، خطای وزیر ارشاد بود که دیروز جبران شد.»
همه این واکنشها و حواشی ایجاد شده در اطراف حضور و برکناری رضایی، آینهای از تناقضهای ساختاری جمهوری اسلامی در حوزه فرهنگ است؛ از یکسو شعار باز کردن فضا و استفاده از نیروهای تازه، و از سوی دیگر فشار نهادهای امنیتی و جریانهای تندرو برای مهار تغییر؛ موضوعی که جایگزین او به خوبی آن را نشان میدهد.
