شرقِ بی‌سیاست و فلسفهٔ ترس:  نگاهی به گفتار ضددموکراتیک آقای بیژن عبدالکریمی

By | آبان ۴, ۱۴۰۴

آزادی را
به بهای امنیّت نفروش!
که دژخیمان نیز امنیّت می‌بخشند،
اما در گورستان.
شاملو

در زیر نوشته # ایشان ‌آورده شده است.

این سخنان آقای بیژن عبدالکریمی، مثل بسیاری از مواضع اخیر او، بازتاب نوعی بحران فکری در بخش‌هایی از روشنفکران ایرانی است که از مدرنیته مأیوس شده اما هنوز جایگزینی منسجم برای آن نیافته اند.

زندگی،
همواره آکنده از پیچش‌ها و غافلگیری‌هاست.

اما گاه بزرگ‌ترین غافلگیری نه در سیاست، که در قلمرو فلسفه رخ می‌دهد؛ آن‌جا که «تفکر» به‌جای گشودن افق، بدل به ابزاری برای توجیه انسداد می‌شود.

آن‌چه آقای عبدالکریمی «دیس‌کورس دموکراسی» می‌خواند، در واقع ترس از سیاست و مردم است.
او فلسفه را به کار می‌گیرد تا ارزش آزادی را زیر علامت پرسش ببرد،
در حالی‌که خودِ تفکر بدون آزادی معنایی ندارد.

این سخنان نه نقد دموکراسی که پناه بردن از مسئولیت تاریخی به اسطورهٔ شرقِ معنوی است؛
و شرقِ بی‌سیاست، همان بهشت خیالی است که استبداد و استعمار هر دو به آن نیاز دارند.

وقتی دموکراسی به” آدامس “بدل شود ،چیزی برای جویدن، نه زیستن ، جامعه دوباره به همان مسمومیت قدیمی بازمی‌گردد:
اطاعت، تقدیس قدرت، و بی‌اعتمادی
۱- اطاعت جای اندیشه را می‌گیرد،
۲- تقدیس قدرت جای نقد قدرت را،
۳- بی‌اعتمادی جای گفت‌وگو را

آقای عبدالکریمی دموکراسی را محصول «ناتو و موساد» می‌خواند، اما پشت این افشاگری‌ها هراس از مردم نهفته است؛ ترسی از آن‌که فلسفه از برج عاج پایین بیاید و در قالب نهاد و مشارکت بروز کند.
او به‌جای نقد درونی دموکراسی، اصل ایده را به جرم «غربی بودن» رد می‌کند؛ مغالطه‌ای که هر اقتدارگرایی به آن نیاز دارد.

وقتی آقای عبدالکریمی می‌گوید دموکراسی ابزار تضعیف قدرت ملی است، در واقع قدرت ملی را از جامعه می‌گیرد و به دولت می‌سپارد.
تجربهٔ ایران، مصر و سوریه نشان داده است که هرجا مردم حذف شدند، همان «قدرت ملی» هم فرو ریخت.
هیچ ارتشی نمی‌تواند کشوری را حفظ کند که مردمش خاموش‌اند.

آقای عبدالکریمی فلسفه را در برابر سیاست می‌نشاند، گویی اندیشیدن یعنی دوری از عمل.
اما تفکر بدون آزادی، به معنویت بی‌درد بدل می‌شود و روشنفکرِ بی‌سیاست، ناخواسته به زبان قدرت سخن می‌گوید.

نفی دموکراسی به‌نام تفکر، همان توجیه نظم موجود است در لباس نقد.

گفتار آقای عبدالکریمی بازتاب بحران روشنفکرانی است که از مدرنیته دل‌زده شده اما جایگزینی برای آن ندارند.
او از شرق سخن می‌گوید، اما شرقی را می‌خواهد که خاموش، مطیع و بی‌مطالبه باشد.
در جهانی که دموکراسی را می‌توان نقد کرد اما نمی‌توان جایگزینی برایش ساخت،
نفی آن نه تفکر، که ترس از مردم است ،
ترسی که همواره خوراک اقتدار بوده و خواهد ماند.
استکهلم
۲۶ اکتبر ۲۰۲۵
فرشید نوروزی

# آقای بیژن عبدالکریمی در گفتگو با انصاف‌نیوز در مذمت دمکراسی و نامناسب بودن آن برای ایران و خاورمیانه گفته است:

“آن‌چه را غیرقابل بخشش می‌دانم این تفسیری است که روشنفکران ما از مقوله دموکراسی کرده‌اند و این دموکراسی از اتاق فکرهای ناتو و موساد به زبان روشنفکر و مردم ما آمده است. چیزی مانند آدامس و پاپ‌کورن است که هیچ ربطی در واقعیت ندارد اما لقلقه زبان روشنفکر شرقی است. ما واقعیت دموکراسی را در غزه دیده‌ایم، واقعیت دموکراسی را در لیبی و سوریه دیده‌ایم. دموکراسی در خاورمیانه دیس‌کورس است و بدا به حال روشنفکری که این دیس‌کورس را نمی‌شناسد و فکر می‌کند دارد با من بحث نظری می‌کند. دیس‌کورس دموکراسی در خاورمیانه برای تضعیف قدرت ملی است، لقلقه زبانی است که می‌خواهد پروژه‌های سیا و موساد در خاورمیانه را تحقق بخشد.”

بیژن عبدالکریمی: دموکراسی برای ایران و خاورمیانه مناسب نیست / خمینی در پاریس حدیث آرزومندی‌هایش را گفت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *