پس از شکست مذاکرات اسلامآباد میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا، در دومین هفته پس از اعلام آتشبس موقت، دونالد ترامپ رئیس جمهوری ایالات متحده در واکنش به اصرار جمهوری اسلامی بر انسداد «تنگه هرمز» دستور به محاصره دریایی ایران داد. در شرایطی که حکومت ایران شروط دشوار آمریکا را نپذیرفته است، مشخص نیست آیا آتشبس تمدید خواهد شد یا عملیات نظامی بار دیگر از سر گرفته میشود.
محاصره دریایی ایران، شامل جلوگیری از ورود و خروج کشتیهای جمهوری اسلامی به بنادر ایران است. گفته میشود سنتکام عملیات مینروبی را آغاز کرده است. همزمان از یک سو آمریکا و متحدانش جمهوری اسلامی را برای بازگشایی تنگه هرمز زیر فشار قرار دادهاند و از سوی دیگر دولتهای عربی و چین.
در مقابل مقامات جمهوری اسلامی تهدید کردهاند که اگر محاصره ادامه پیدا کند سایرین نیز اجازه نخواهند داشت که از این آبراه استفاده کنند و همچنین هشدار دادهاند در صورت تداوام محاصره دریایی، دریای سرخ و بابالمندب را خواهند بست.

اختاپوس / طرح: کیهان لندن
با وجود اینکه مذاکرات اسلامآباد بینتیجه ماند، تلاشهایی برای تمدید آتشبس و برگزاری دور دوم مذاکرات در جریان است، هرچند بسیاری از ناظران معتقدند آمریکا و اسرائیل از فرصت آتشبس برای تجدید قوا استفاده خواهند کرد. خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه پاسداران پیشبینی کرد که «بعید است مذاکرات احتمالی آینده به نتیجه برسد.» منابع غیررسمی میگویند در رأس نظام بر سر کنار آمدن با آمریکا یا ادامهی جنگ، اختلاف زیادی وجود دارد.
علیرغم خسارات سنگین ۴۰ روز جنگ ویرانگر، همچنان در تهران بر طبل جنگ میکوبند و قصدی برای تسلیم شدن ندارند. محمدباقر قالیباف گفته از شروط جمهوری اسلامی برای توافق با آمریکا، «آتشبس» در لبنان میان اسرائیل و حزبالله است. غلامحسین محسنی اژهای رئیس قوه قضاییه تأکید کرده است که «آمریکاییها نمیتوانند برای ما تصمیم بگیرند و زمان تعیین کنند.»
سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ادعا کرده است که «اسرائیل و آمریکا را بهخاطر ترور مقامها پاسخگو خواهیم کرد.»
گزارش شدهاست که آمریکا ۱۰ هزار نیروی جدید دیگر به خاورمیانه اعزام خواهد کرد. همچنین حجم قابل توجهی تسلیحات نظامی از آمریکا و چند کشور دیگر به اسرائیل ارسال میشود.
در ایران، برخی مقامات به دنبال آن بودند با زیر پا گذاشتن قوانین بینالمللی، با اخذ عوارض از کشتیها در تنگه هرمز باجگیری کنند: «یک دلار به ازای هر بشکه نفت!» این پول باید بهصورت ارز دیجیتال از مالکان کشتیها دریافت میشد که با واکنش شدید بینالمللی روبرو شد. اما مسئله اساسی اینجاست که دولتهای اروپایی یا سایر کشورهایی که تجارت آنها به تنگه هرمز وابسته است، فعلا در همراهی با آمریکا و اسرائیل در محاصره بنادر ایران همکاری نکردهاند.
اختلافات حل نشده
اختلاف اساسی میان جمهوری اسلامی و آمریکا حل نشده باقیمانده است. سرنوشت اورانیومهای غنیشده با غنای ۶۰ درصد هنوز مشخص نیست و حکومت خروج آن از ایران را نپذیرفته است. همچنین اصرار حاکمان تهران به ادامهی غنیسازی پابرجاست. فراتر از اینها، اکنون با کسانی پای میز مذاکره نشستهاند که در نگاه حاکمیت، قاتلان علی خامنهای رهبر نظام هستند. این شرایط برای حکومت ایران یک «ننگ بزرگ» است، اما وقتی پای بقای نظام در میان باشد، مذاکره با همین قاتلان برای باقیماندهی مقامات جمهوری اسلامی حیاتی خواهد بود.
برآورد میشود جنگ دستکم ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت برای جمهوری اسلامی در پی داشته است. بخش عمدهی زیرساختهای نظامی حکومت از بین رفته است. با بمباران فولاد خوزستان و فولاد مبارکه اصفهان گفته میشود ۷۰ درصد ظرفیت تولید فولاد ایران از بین رفته است. پتروشیمیها و تاسیسات نفت و گاز، کارخانههایی نظیر آلومینیوم اراک نیز در بمباران خسارات سنگینی دیدهاند. نیروی دریایی آمریکا هشدار داده است محمولههای آهن، فولاد و آلومینیوم به مقصد ایران را توقیف خواهد کرد.
طی این ۴۰ روز جنگ، دهها هزار میلیارد خسارت به فرودگاهها و ایرلاینهای ایرانی وارد شد. برخی تحلیلگران میگویند ترامپ با محاصره دریایی ایران، در حال بازتنظیم نظم جهانی است.
وضعیت در داخل ایران بسیار پیچیده است. هرچند سازمان سرکوب تلفات و آسیبهای جدی دیده است، اما مردم میگویند در تهران و سایر شهرها به نوعی حکومت نظامی برقرار است. نظام از یک سو هواداران خود را بسیج کرده تا خیابانها را از دست ندهد و از سوی دیگر با کمک مزدوران وارداتی از عراق، لبنان، پاکستان، ترکیه و همچنین افغانهای عضو لشکر «فاطمیون» ماشین سرکوب را سرپا نگهداشته است.
تصاویر و ویدیوهای متعدد از ایران آشکارا نشان میدهد که نیروهای امنیتی در خیابانها با دوشکا و کلاشنیکف مستقر شدهاند. تمرکز نظام روی برقرار نگهداشتن ایستهای بازرسی، نشاندهندهی اهمیت آنها برای بقای حکومت است.
ییسرائیل کاتز وزیر دفاع اسرائیل میگوید:«جمهوری اسلامی با دو انتخاب مهم روبروست؛ پل به آینده یا پرتگاه.» هرچند بعید است باقیماندهی حکومت تسلیم خواستههای آمریکا شوند. در واقع باور عمومی این نیست که امثال محمدباقر قالیباف یا احمد وحیدی که دستشان به خون مردم آلوده است، تن به خواست نظام بینالملل بدهند، تسلیم شوند و صلح را انتخاب کنند. این یعنی ادامهی تحمیل شرایط سخت به مردم.
در چنین شرایطی دو سناریوی کلی قابل تصور است:
سناریو اول: تشدید درگیری و گسترش جنگ
اگر محاصره دریایی ادامه پیدا کند و جمهوری اسلامی نیز تهدیدهای خود دربارهی بستن تنگه هرمز و حتی بابالمندب را عملی کند، احتمال بازگشت سریع به درگیری نظامی گسترده بسیار بالا خواهد بود. در این حالت، آتشبس موقت عملا فرو میپاشد و آمریکا بههمراه متحدانش حملات هدفمندتری علیه زیرساختهای باقیمانده نظامی و اقتصادی ایران انجام خواهند داد. پاسخ ایران نیز میتواند به شکل جنگ نامتقارن در دریا، حمله به کشتیها یا گسترش درگیری از طریق نیروهای نیابتی در منطقه باشد. این سناریو نهتنها اقتصاد ایران را به مرز فروپاشی نزدیکتر میکند، بلکه باعث بیثباتی شدید در بازار جهانی انرژی و افزایش تنش در کل خاورمیانه خواهد شد.
سناریو دوم: تداوم بنبست و جنگ فرسایشی
در این سناریو، نه جنگ تمامعیار از سر گرفته میشود و نه توافقی حاصل خواهد شد. آتشبس بهصورت شکننده تمدید میشود، اما محاصره دریایی و فشارهای اقتصادی ادامه مییابد. جمهوری اسلامی تلاش میکند بدون عقبنشینی رسمی، از طریق تهدید، چانهزنی منطقهای یا اقدامات محدود، هزینهها را برای طرف مقابل بالا ببرد. در مقابل، آمریکا و متحدانش با حفظ فشار نظامی و اقتصادی، منتظر فرسایش داخلی ایران میمانند. نتیجه این وضعیت، تشدید بحران اقتصادی، نارضایتی اجتماعی و پیچیدهتر شدن شکافهای درونی در حاکمیت خواهد بود؛ بدون اینکه چشمانداز روشنی برای پایان بحران وجود داشته باشد.
در چنین فضایی، نقش مردم و بهطور خاص مخالفان حکومت در داخل کشور بسیار تعیینکننده است. به همین دلیل است که حکومت تلاش میکند اختاپوسوار، به هر طریق ممکن خیابانها را حفظ کند.
کیهان لندن
