محمدرضا پهلوی، شاه قدرتمند ایران از سال ۱۳۲۰ بر کشور حکومت میکرد. او پادشاهی بود که بهطور مکرر برای ماموریتهای دیپلماتیک به پایتختهایی چون لندن، پاریس و واشنگتن سفر میکرد.
اما همزمان با گسترش تهران در سالهای رونق نفتی دهه ۱۹۶۰، تنشها و مخالفتها به ویژه از سوی طبقه مذهبی و جناحهای سیاسی چپ علیه او شدت گرفت. او در بهمن سال ۱۳۲۷ از یک سوءقصد جان سالم بهدر برد.
با این حال خشم عمومی نسبت به خانواده او به بهانه «ولخرجیهای افراطی» همسرش که گفته میشد اقامتگاه خاندان سلطنتی را با هزینهای چند میلیون دلاری بازسازی کرده بود و شایعات دیرپای «اختلاس و فساد مالی» پیرامون خاندان پهلوی، نشان میداد که پایان حکومت نزدیک است.
رهبران اپوزیسیون، اعم از چپ و مذهبی، در گسترش این اخبار و شایعات نقش اصلی را داشتند و دوره، دوره شورشها و انقلابهای چپ در کشورهای مختلف جهان بود.
در سراسر سال ۱۳۵۷، اعتراضهای منظم علیه سلطنت او درگرفت.
در آبان همان سال، اعتصابهای کارکنان دولت در سراسر کشور گسترش یافت و اعتصابهای خودجوش کارگران نفت، تولید سودآور نفت را از روزانه پنج میلیون بشکه به حد ناچیزی کاهش داد.
تا اواسط آذر، احساسات ضدآمریکایی تشدید شد. موج خروج آمریکاییها آغاز گردید و شمار آنان از ۴۵ هزار نفر به ۱۲ هزار نفر در ماه دی کاهش یافت.
در دیماه، تظاهرکنندگان ضد شاه که شمارشان بین ۳۰۰ هزار تا دو میلیون نفر برآورد میشد در راهپیماییای مسالمتآمیز شرکت کردند.
