روزنامه تلگراف: جمهوری اسلامی چگونه قصد دارد با آمریکا وارد جنگ شود و پیروز گردد؟

By | ۱۴۰۴-۱۱-۱۷

طرح پنج‌مرحله‌ای برای غلبه بر آمریکا و گروگان گرفتن اقتصاد جهانی که توسط رسانه‌های وابسته به سپاه پاسداران فاش شد.

نویسنده: اختر ماکویی خبرنگار خارجی تلگراف در لندن ۵ فوریه ۲۰۲۶

جمهوری اسلامی چشم‌انداز خود از جنگ با ایالات متحده را فاش کرده و با جزئیات شرح داده است که چگونه قصد دارد بر قدرتمندترین ارتش جهان غلبه کرده و اقتصاد جهانی را به گروگان بگیرد.

در یک طرح نبرد مفصل که توسط خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC)، منتشر شده است، رهبری ایران حملاتی به پایگاه‌های آمریکا، گشایش جبهه‌های جدید توسط متحدان نیابتی، جنگ سایبری و فلج کردن تجارت جهانی نفت را پیش‌بینی کرده است. ایران تأکید دارد که جغرافیای خاورمیانه بر فناوری آمریکایی پیروز خواهد شد.

گفتگوها میان دو کشور در آستانه فروپاشی به نظر می‌رسید، پیش از آنکه هر دو طرف موافقت کنند روز جمعه در عمان با یکدیگر دیدار کنند. با این حال، دونالد ترامپ شامگاه چهارشنبه اعلام کرد که رهبر معظم ایران، آیت‌الله علی خامنه‌ای، همچنان باید «بسیار نگران» باشد؛ موضوعی که ترس از تشدید دوباره تنش‌ها را افزایش داده است.

مرحله اول: حملات آمریکا به ایران

سناریوی جمهوری اسلامی با حملات هوایی و موشکی آمریکا آغاز می‌شود که سایت‌های هسته‌ای، تأسیسات نظامی و پایگاه‌های سپاه پاسداران را هدف قرار می‌دهند؛ مراکزی که اکثر آن‌ها در مناطق پرجمعیت واقع شده‌اند.

احتمالاً نیروهای آمریکایی حملات خود را از طریق ناوهای هواپیمابر — از جمله گروه ضربت ناو «یواس‌اس آبراهام لینکلن» که هم‌اکنون در منطقه حضور دارد — بمب‌افکن‌های استراتژیک که از خاک آمریکا یا پایگاه‌های اروپایی به پرواز درمی‌آیند، و احتمالاً سیستم‌های مستقر در زمین در کشورهای متحد، آغاز خواهند کرد.

پنتاگون طی دهه‌ها برنامه‌ریزی گسترده‌ای برای چنین عملیاتی انجام داده و در ژوئن گذشته نیز حملاتی را به پایگاه‌های هسته‌ای ایران انجام داد. آقای ترامپ پس از سرکوب وحشیانه معترضان ضدحکومتی توسط نیروهای دولتی که به کشته شدن هزاران نفر منجر شد، بارها تهدید کرده است که دوباره به این کشور حمله خواهد کرد.

سر ریچارد دیرلاو، رئیس سابق سازمان اطلاعات خارجی بریتانیا (MI6)، در گفتگو با پادکست «Planet Normal» روزنامه تلگراف گفت: «من معتقدم احتمال حمله نسبتاً بالاست و دلیل آن این است که اسرائیلی‌ها به‌شدت ترامپ را به انجام این کار ترغیب می‌کنند.»

بسته‌های تهاجمی آمریکا شامل هواپیماهای پنهان‌کار، مهمات هدایت‌شونده دقیق و شلیک‌های هماهنگ خواهد بود که برای درهم‌شکستن پدافند هوایی ایران و در عین حال به حداقل رساندن تلفات هواپیماهای آمریکایی طراحی شده‌اند. پیشرفت‌های تکنولوژیک در سلاح‌های هایپرسونیک (مافوق صوت) و جنگ الکترونیک، مزیت‌های قابل‌توجهی به ایالات متحده می‌بخشد.

با این حال، ایران معتقد است که با مقاوم‌سازی و پراکنده کردن دارایی‌های حیاتی، ایجاد ساختارهای فرماندهی جایگزین و توسعه تأسیسات زیرزمینی گسترده که از حملات اولیه جان سالم به در می‌برند، خود را برای این سناریو آماده کرده است. محاسبات تهران نه بر پایه جلوگیری از آسیب، بلکه بر حفظ توانایی کافی برای انجام حملات متقابل است.

مرحله دوم: پاسخ متقابل جمهوری اسلامی – با کمک متحدان

طبق این طرح، پاسخ جمهوری اسلامی بلافاصله میدان نبرد را به فراتر از مرزهایش گسترش خواهد داد. پیش‌بینی می‌شود که تهران ظرف چند ساعت، رگبارهای موشکی بالستیک و پهپادی خود را به سمت تأسیسات نظامی آمریکا در سراسر منطقه شلیک کند.

اهداف اصلی شامل پایگاه هوایی «العدید» در قطر خواهد بود که میزبان مقر پیشرو فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) است و به عنوان مرکز اصلی عملیات هوایی عمل می‌کند. ایران سال گذشته، پس از آنکه سایت‌های هسته‌ای‌اش توسط بمب‌افکن‌های B2 آمریکا مورد اصابت قرار گرفت، این پایگاه را هدف قرار داد.

در کویت، پایگاه هوایی «علی‌السالم» و کمپ «آریفجان» که یک مرکز لجستیکی بزرگ برای نیروهای زمینی ارتش آمریکاست، مورد حمله قرار خواهند گرفت. همچنین تأسیساتی در سراسر امارات متحده عربی و یک پایگاه آمریکایی در سوریه که هنوز ۲۰۰۰ سرباز آمریکایی در آن حضور دارند، در صف اهداف خواهند بود.

ایران پس از ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰، پایگاه «عین‌الاسد» در عراق را با موشک‌های بالستیک هدف قرار داد که منجر به آسیب‌های مغزی بیش از ۱۰۰ سرباز آمریکایی شد. ایران ممکن است دوباره برای این کار تلاش کند، هرچند که نیروهای آمریکایی ماه گذشته «خروج کامل» خود از این پایگاه را نهایی کردند.

در این گزارش آمده است: «ایران خود را در جنگ به عنوان یک “جزیره منزوی” نمی‌بیند، بلکه خود را مرکز شبکه‌ای از رویارویی‌های احتمالی می‌داند.» استراتژی ایران بر پایه درهم‌شکستن پدافندهای آمریکا از طریق “کمیت” استوار است؛ یعنی پرتاب هم‌زمان صدها یا هزاران پرتابه برای اشباع کردن باتری‌های دفاع موشکی پاتریوت و تاد (THAAD).

ایران در زرادخانه خود پهپادهای شاهد-۱۳۶ با محموله ۵۰ کیلوگرمی، موشک‌های بالستیک خیبرشکن با کلاهک‌های مانورپذیر برای عبور از سپرهای موشکی، موشک‌های بالستیک عماد با کلاهک‌های ۷۵۰ کیلوگرمی و موشک‌های کروز پاوه با برد ۱۰۰۰ مایل را در اختیار دارد.

در حالی که بسیاری از این پرتابه‌ها رهگیری خواهند شد، ایران معتقد است تعداد کافی از آن‌ها نفوذ خواهند کرد تا تلفات سنگینی وارد آورده و به زیرساخت‌های حیاتی آسیب بزنند. به‌طور هم‌زمان، پیش‌بینی می‌شود که «محور مقاومت» ایران در چندین جبهه فعال شود.

حزب‌الله در لبنان صراحتاً اعلام کرده است که جنگ علیه ایران را جنگ خود می‌داند و می‌تواند راکت‌ها و موشک‌هایش را به سمت اسرائیل شلیک کند تا متحد آمریکا را مجبور به منحرف کردن منابع خود برای دفاع نماید.

شورشیان حوثی یمن حملات خود را به کشتی‌ها در دریای سرخ، اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا در منطقه تشدید خواهند کرد. گروه‌های شبه‌نظامی عراقی هم‌سو با تهران نیز پرسنل آمریکایی و تأسیسات دیپلماتیک را هدف قرار خواهند داد.

متحدان نیابتی ایران به جنگ می‌پیوندند.

متحدان نیابتی جمهوری اسلامی (Irans ombud)

  • حماس (Hamas): مستقر در غزه.

  • حزب‌الله (Hezbollah): مستقر در لبنان؛ قدرتمندترین بازوی منطقه‌ای ایران.

  • حوثی‌های یمن (Houthis): مسلط بر بخش‌های وسیعی از یمن و دریای سرخ.

  • شبه‌نظامیان در عراق (Militias in Iraq): گروه‌های مسلح هم‌سو با تهران.


سناریوی حملات هماهنگ (Scenario för samordnade attacker)

Enligt den plan som beskrivs i artikeln skulle följande åtta fronter aktiveras:

  1. حمله حماس به اسرائیل: ایجاد درگیری در مرزهای جنوبی اسرائیل.

  2. حمله حزب‌الله به اسرائیل: گشودن جبهه شمالی با استفاده از زرادخانه عظیم راکتی.

  3. حمله حزب‌الله به پایگاه التنف: هدف قرار دادن پایگاه استراتژیک آمریکا در مثلث مرزی سوریه، اردن و عراق.

  4. حملات حوثی‌ها در دریای سرخ: مختل کردن مسیرهای کشتیرانی بین‌المللی و تجارت جهانی.

  5. حمله حوثی‌ها به نیروهای آمریکایی در عربستان سعودی: هدف قرار دادن حضور نظامی آمریکا در شبه‌جزیره عربستان.

  6. حمله حوثی‌ها به اسرائیل: استفاده از موشک‌های دوربرد و پهپاد برای هدف قرار دادن جنوب اسرائیل (ایلات).

  7. حمله شبه‌نظامیان عراقی به اسرائیل: شلیک پهپاد و موشک از خاک عراق.

  8. حمله شبه‌نظامیان عراقی به پایگاه التنف در سوریه: تشدید فشار بر حضور زمینی آمریکا در منطقه.

  9. با این حال، این استراتژیِ چندجانبه با چالش‌های بزرگی روبروست. عملیات‌های نظامی اخیر اسرائیل به‌شدت توانمندی‌های حزب‌الله و حماس را کاهش داده است.

    این فرض که این گروه‌ها بتوانند بلافاصله حملات مؤثری را هماهنگ کنند و هم‌زمان در برابر اقدامات متقابل اسرائیل و آمریکا از خود دفاع کنند، خوش‌بینانه به نظر می‌رسد. کشورهای میزبان، از جمله عراق و لبنان، ممکن است به‌طور فعال تلاش کنند تا مانع از استفاده از خاک خود برای حملاتی شوند که انتقام‌جویی ویرانگری را به دنبال خواهد داشت.

    اما هدف از رویکرد چندجبهه‌ای این است که با گشودن چندین درگیری در مکان‌های پراکنده، نیروهای آمریکا در منطقه را تضعیف کرده و توانایی واشینگتن برای تمرکز قوا بر خودِ ایران را محدود کند. تهران هشدار می‌دهد که هر کشوری که حریم هوایی، پایگاه یا پشتیبانی لجستیکی برای عملیات‌های آمریکا فراهم کند، به عنوان یک «هدف مشروع» تلقی خواهد شد.

    مرحله سوم: جنگ سایبری

    ایران قصد دارد حملات سایبری را علیه آنچه نقاط آسیب‌پذیر آمریکا می‌پندارد، آغاز کند: شبکه‌های حمل‌ونقل، زیرساخت‌های انرژی، سیستم‌های مالی و ارتباطات نظامی.

    تهران بر این باور است که عملیات‌های سایبری می‌تواند لجستیک نظامی آمریکا را مختل کرده، فرماندهی و کنترل نیروها را پیچیده سازد و در کشورهای متحد که میزبان نیروهای آمریکایی هستند، هرج‌ومرج ایجاد کند.

    ایران امیدوار است با حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی مانند شبکه‌های برق یا سیستم‌های آبرسانی، دولت‌های میزبان را تحت فشار بگذارد تا نیروهای آمریکایی را اخراج کنند. هکرهای ایرانی پیش از این توانمندی‌های خود را علیه اهداف منطقه‌ای نشان داده‌اند؛ در سال ۲۰۱۲، ویروس «شمعون» (Shamoon) ۳۰ هزار کامپیوتر را در شرکت غول‌پیکر نفتی آرامکو عربستان مختل کرد.

  10. در زمان‌های نزدیک‌تر، گروه‌های ایرانی زیرساخت‌های ایالات متحده را مورد ارزیابی و نفوذ قرار داده‌اند، هرچند موفقیت‌های آن‌ها در برابر شبکه‌های نظامی مقاوم‌سازی شده، محدود بوده است. با این حال، فرماندهی سایبری آمریکا سال‌ها صرف آماده‌سازی برای چنین سناریوهایی کرده است. توانمندی‌های سایبری آمریکا بسیار فراتر از ایران است و این کشور قدرت انجام حملات متقابل به زیرساخت‌های ایران را دارد که نسبت به سیستم‌های آمریکایی آسیب‌پذیرتر هستند. پنتاگون می‌تواند تولید برق ایران را از کار بیندازد، در سیستم‌های هدایت موشکی اختلال ایجاد کند و شبکه‌های ارتباطی را مختل نماید.

    مرحله چهارم: فلج کردن عرضه جهانی نفت

    ایران معتقد است قوی‌ترین سلاحش جغرافیایی است: کنترل بر تنگه هرمز که روزانه حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت از آن عبور می‌کند؛ یعنی تقریباً ۲۱ درصد از کل نفت خام جهان.

    این آبراه که در باریک‌ترین نقطه خود تنها ۲۴ مایل (حدود ۳۸ کیلومتر) عرض دارد، یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است. ایران بارها در دوره‌های تنش بالا، تهدید به بستن این تنگه کرده است. این تاکتیک شامل مین‌گذاری در آبراه، حمله به نفتکش‌ها با موشک و پهپاد و احتمالاً غرق کردن کشتی‌ها برای مسدود کردن مسیرهای کشتیرانی خواهد بود.

    ایران تجارت نفت را فلج می‌کند.

  11. نیروهای دریایی سپاه پاسداران تاکتیک‌های «هجومی زنبوری» (Swarming) را تمرین کرده‌اند؛ استفاده از قایق‌های تندرو و کوچک مجهز به راکت و اژدر که برای درهم‌شکستن ناوهای جنگی بزرگتر طراحی شده‌اند.

    چنین اقداماتی باعث جهش ناگهانی قیمت نفت خواهد شد و احتمالاً آن را به ۲۰۰ دلار یا بیشتر در هر بشکه خواهد رساند. این امر آسیب اقتصادی شدیدی به سراسر جهان وارد کرده و ایالات متحده را برای عقب‌نشینی تحت فشار قرار می‌دهد.

    حسین شریعتمداری، نماینده [آیت‌الله] علی خامنه‌ای، اظهار داشت: «ما می‌توانیم محدودیت‌هایی را علیه ایالات متحده، فرانسه، بریتانیا و آلمان در تنگه هرمز اعمال کنیم و اجازه ناوبری به آن‌ها ندهیم.»

    ایران محاسبه کرده است که این سلاح اقتصادی می‌تواند ائتلاف بین‌المللی حمایت‌کننده از اقدام نظامی آمریکا را دچار شکاف و فروپاشی کند.

  12. ایالات متحده طرح‌های اضطراری برای باز نگه داشتن تنگه هرمز دارد؛ از جمله عملیات مین‌روبی، اسکورت نفت‌کش‌ها توسط ناوشکن‌ها و حملات به تأسیسات ساحلی ایران.

    با این حال، حتی ایجاد اختلال جزئی در کشتیرانی از طریق این تنگه، بازارهای جهانی را متلاطم خواهد کرد. ایران معتقد است که هزینه‌های اقتصادی در نهایت واشینگتن را مجبور خواهد کرد که به جای تداوم یک جنگ طولانی، به مذاکره روی بیاورد. با این وجود، این استراتژی خطراتی هم برای خود ایران دارد؛ صادرات نفت اکثریت درآمدهای دولت را تشکیل می‌دهد و بستن هرمز، اقتصاد ایران را حتی بیش از دشمنانش ویران خواهد کرد.

    مرحله پنجم: بازی نهایی (پایان بازی)

    استراتژی تهران بر این فرض استوار است که ایالات متحده و متحدانش به این نتیجه برسند که هزینه‌های یک درگیری مداوم از هرگونه دستاورد احتمالی فراتر می‌رود.

    ایران امیدوار است با تهدید عرضه انرژی جهانی، انجام حملات مستمر در چندین کشور و احتمالاً وارد کردن تلفات قابل‌توجه به نیروهای آمریکایی، یک وضعیت «چندجبهه‌ایِ ناپایدار» ایجاد کند. طراحان ایرانی بر این باورند که آمریکا پس از تجربیات افغانستان و عراق، تمایل چندانی به جنگ‌های فرسایشی و طولانی‌مدت ندارد.

    نبرد هم‌زمان علیه گروه‌های نیابتی مستقر در لبنان، یمن، عراق و احتمالاً سوریه، در حالی که واشینگتن باید از متحدان خود در خلیج فارس دفاع کرده و خطوط کشتیرانی را باز نگه دارد، حتی منابع نظامی ایالات متحده را نیز تحت فشار شدیدی قرار خواهد داد.

  13. ایران استراتژی خود را نوعی «پایداری نامتقارن» می‌بیند؛ به این معنا که می‌داند نمی‌تواند از نظر نظامی پیروز شود، اما معتقد است که می‌تواند هزینه پیروزی را برای واشینگتن آن‌قدر بالا ببرد که از تعقیب آن صرف‌نظر کند.

    این محاسبات بستگی به این دارد که ایالات متحده گزینه «تنش‌زدایی» را انتخاب کند، نه اینکه تمام توان متعارف خود را به کار بگیرد؛ چرا که استفاده از تمام قدرت آمریکا می‌تواند زیرساخت‌ها و نیروهای نظامی ایران را به کلی ویران کند. در نهایت، پرسش اصلی نه بر سر توانایی نظامی، بلکه بر سر «اراده سیاسی» است.

    این استراتژی همچنین فرض را بر تصمیم‌گیری عاقلانه در هر دو طرف می‌گذارد؛ اما دینامیکِ تشدید تنش در جنگ، به شکل بدنامی غیرقابل پیش‌بینی است. آنچه ایران به عنوان «فشارِ حساب‌شده» در نظر دارد، می‌تواند منجر به انتقام‌جویی خردکننده ایالات متحده شود، به‌ویژه اگر تلفات نیروهای آمریکایی بالا باشد.

    ایران این را می‌داند. و در حالی که این طرح پیروزی را متصور شده است، اما امیدی پنهان وجود دارد که هرگز به مرحله اجرا درنیاید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *