– مذاکرات مسقط در حالی برگزار شد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، طی یک ماه گذشته بارها به مردم ایران وعده داده بود که از آنان در برابر سرکوبهای جمهوری اسلامی حمایت خواهد کرد. هرچند اعزام حجم بیسابقهای از تجهیزات و نیروهای نظامی آمریکا و متحدانش به خاورمیانه، احتمال اقدام نظامی سنگین علیه جمهوری اسلامی را افزایش داده است، اما همزمان انتقادها از عملکرد دولت آمریکا به دلیل نشستن پای میز مذاکره با «قاتلان مردم ایران»، بهشدت بالا گرفت.
– منتقدان ترامپ تأکید میکنند که او در اوج اعتراضات مردمی، ایرانیان را به تسخیر مراکز حکومتی فراخواند و وعده پشتیبانی داد، اما این حمایتها هرگز بهموقع محقق نشد. از نگاه این منتقدان، ازسرگیری کانال گفتوگو نهتنها به تضعیف رژیم منجر نشد، بلکه آن را جسورتر کرد.
– دیدگاههای مختلفی درباره مذاکرات و احتمالات آینده مطرح است. برخی معتقدند این مذاکرات بیشتر شبیه اتلاف وقت توافقی برای صحنهآرایی است؛ فرصتی برای فراهمکردن شرایط مناسب، ایجاد هماهنگی سازمانی و چیدمان دقیق ادوات نزد هر دو طرف. این گروه میگویند مذاکره در این شرایط نه برای توافق، بلکه برای مدیریت زمان است؛ ابزاری برای آنکه وضعیتِ رو به انفجار منطقه، پیش از موعد از کنترل خارج نشود.
نخستین دور مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در عمان به پایان رسیده و نشانههایی از ادامه گفتوگوها مشاهده میشود. همزمان، هشدار فوری به شهروندان آمریکایی و جابهجایی نیروهای نظامی، نگرانیها دربارهی احتمال درگیری را افزایش داده است. منطقه در وضعیت آمادهباش است و فشارهای دیپلماتیک و نظامی همزمان سناریویی پیچیده از تهدید، تسلیم یا فرسایش نیروها را پیش روی حکومت جمهوری اسلامی قرار داده است.

یک ماه پس از قتلعام مردم ایران به دست جمهوری اسلامی، نمایندگان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران با میانجیگری عمان، بهصورت غیرمستقیم در مسقط پای میز مذاکره نشستند.
صبح جمعه ۱۷ بهمنماه ۱۴۰۴ این مذاکرات آغاز شد؛ گفتوگوهایی که طبق روال همیشگی «غیرمستقیم» بود و هیأتها از طریق بدر البوسعیدی وزیر خارجه عمان، یادداشتهای خود را به طرف مقابل منتقل میکردند. در یک سوی میز، عباس عراقچی وزیر خارجه جمهوری اسلامی، قرار داشت و در سوی دیگر، استیو ویتکاف فرستاده دونالد ترامپ، بههمراه جرد کوشنر، داماد و مشاور رئیسجمهور آمریکا؛ همچنین ژنرال برد کوپر، فرمانده سنتکام، که به هیأت آمریکایی اضافه شدهبود.
اندکی پس از آغاز مذاکرات، سپاه پاسداران اقدام به برگزاری یک مانور موشکی کرد. در چندین شهر ایران، تصاویر متعددی از پرتاب موشکهای بالستیک ثبت شد؛ آن هم در شرایطی که ایالات متحده پیشتر تأکید کرده بود علاوه بر پرونده هستهای، موضوع برنامه موشکی جمهوری اسلامی و حمایت آن از شبهنظامیان منطقهای نیز باید در دستور کار مذاکرات قرار گیرد.
این مذاکرات پیش از برگزاری، برای چند ساعت از سوی طرف آمریکایی لغو شده بود. دلیل این تعلیق، تغییر محل گفتوگوها از استانبول به مسقط از سوی جمهوری اسلامی و اعلام رسمی تهران مبنی بر خودداری از مذاکره درباره مسائل موشکی و منطقهای عنوان شد. با این حال، آمریکا در نهایت و با فشار و اصرار دولتهای عربی و مسلمان منطقه، پذیرفت پیشنهادهای جمهوری اسلامی را بشنود.

مذاکرات مسقط در حالی برگزار شد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، طی یک ماه گذشته بارها به مردم ایران وعده داده بود که از آنان در برابر سرکوبهای جمهوری اسلامی حمایت خواهد کرد. هرچند اعزام حجم بیسابقهای از تجهیزات و نیروهای نظامی آمریکا و متحدانش به خاورمیانه، احتمال اقدام نظامی سنگین علیه جمهوری اسلامی را افزایش داده است، اما همزمان انتقادها از عملکرد دولت آمریکا به دلیل نشستن پای میز مذاکره با «قاتلان مردم ایران»، بهشدت بالا گرفت.
در حالی که برخی کارشناسان و تحلیلگران معتقدند هر اقدام مؤثر علیه جمهوری اسلامی نیازمند تدارکات گسترده و زمینهسازیهای پیچیده برای یک عملیات بزرگ است، منتقدان ترامپ تأکید میکنند که او در اوج اعتراضات مردمی، ایرانیان را به تسخیر مراکز حکومتی فراخواند و وعده پشتیبانی داد، اما این حمایتها هرگز بهموقع محقق نشد. از نگاه این منتقدان، ازسرگیری کانال گفتوگو نهتنها به تضعیف رژیم منجر نشد، بلکه آن را جسورتر کرد.
پیش از آغاز مذاکرات عمان، شاهزاده رضا پهلوی در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: «تنها توافق قابل قبول، توافقی است که در آن جمهوری اسلامی در برابر ملت ایران تسلیم شود. ما برای چنین توافقی که صلح را به منطقه و جهان خواهد آورد، آمادهایم.»
نتیجه دقیق مذاکرات بهطور شفاف اعلام نشد، اما عباس عراقچی پس از پایان گفتوگوها گفت: «حقوق و منافع ما در جو بسیار خوبی مطرح شد. شروع خوبی بود، اما ادامه آن منوط به مشورتهایی است که باید در پایتختها انجام شود و سپس درباره چگونگی ادامه مسیر تصمیمگیری کنیم. قرار شد مذاکرات ادامه یابد… اکنون در مرحلهای هستیم که پس از جنگی که پشت سر گذاشتیم، دوباره روند گفتوگو آغاز شود.»
روزنامه «والاستریت ژورنال» گزارش داد که جمهوری اسلامی در مذاکرات مسقط حاضر به توقف کامل غنیسازی نشد. خبرگزاری «مهر» وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی نیز تأیید کرد که ایران پیشنهاد «غنیسازی صفر» را رد کرده است. همزمان، منابع اسرائیلی اعلام کردند سکوت هیأت آمریکایی درباره محتوای مذاکرات و نتایج آن، امری غیرعادی به نظر میرسد.
برای مردم ایران، مذاکره با ملاها بیمعناست
از نگاه بسیاری از مردم ایران، قتلعام گسترده معترضان در جریان خیزش ملی، یکی از پیامدهای مستقیم ۲۳ سال مذاکره و سیاست مماشات غرب با رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی است. آنان میپرسند چگونه ممکن است در حالی که مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، علناً جمهوری اسلامی را رژیمی تروریستی، جنایتکار و «دزدسالار» مینامد، نمایندگان ایالات متحده همچنان با نمایندگان این حکومت بر سر میز مذاکره بنشینند؟
این پرسش همچنان بیپاسخ مانده است: تا کجا قرار است با رژیمی که دستانش به خون ایرانیان و دیگر مردم منطقه آلوده است، مدارا شود؟
برخی تحلیلگران معتقدند مذاکرات عمان نه برای ارفاق به حکومت، بلکه با هدف وادار کردن علی خامنهای به تسلیم طراحی شده است. از نگاه آنان، ترامپ با تکیه بر «اهرم نظامی معتبر» میکوشد خواستههای آمریکا را به جمهوری اسلامی تحمیل کند و در صورت شکست، گزینه حمله نظامی را در دستور کار قرار دهد. با این حال، برای بخش بزرگی از ملت ایران، هرگونه مذاکره با حکومتی که قاتل هزاران ایرانی است، بیمعناست؛ بهویژه اگر این مذاکرات از سوی سیاستمداری صورت گیرد که بارها مدعی حمایت از مردم ایران در برابر رژیم ملاها بوده است.
دیدگاههای مختلفی درباره مذاکرات و احتمالات آینده مطرح است. برخی معتقدند این مذاکرات بیشتر شبیه اتلاف وقت توافقی برای صحنهآرایی است؛ فرصتی برای فراهمکردن شرایط مناسب، ایجاد هماهنگی سازمانی و چیدمان دقیق ادوات نزد هر دو طرف. این گروه میگویند مذاکره در این شرایط نه برای توافق، بلکه برای مدیریت زمان است؛ ابزاری برای آنکه وضعیتِ رو به انفجار منطقه، پیش از موعد از کنترل خارج نشود.
احتمالاً جمهوری اسلامی بر این باور است که ایالات متحده در بلندمدت قادر نخواهد بود این حجم گسترده از نیرو و ادوات نظامی را در خاورمیانه حفظ کند و در نهایت این فرصت وجود دارد که با وقتکشی و دادن امتیازات خفیف، دونالد ترامپ را وادار به عقبکشیدن نیروها کند.
راهبرد آمریکا ممکن است مبتنی بر فشار نظامی دائمی بر سر حکومت باشد تا آن را مجبور به تسلیم یا فروپاشی از درون کند، و یا حداقل نیروها و منابع آن را تحت فشار قرار دهد.
در چنین وضعیتی، محتملترین گزینه، حمله نظامی است؛ اما اینکه نتیجه آن به سرنگونی جمهوری اسلامی منتهی شود یا خیر، به عوامل متعددی بستگی دارد که اصلیترین آن، خواست مردم ایران است؛ اینکه تا چه اندازه توازن قدرت در خیابان به نفع آنها تغییر کند؛ مردمی که حدود سه هفته با دست خالی، دربرابر گلوله ایستادند.
کیهان لندن
