سه کشته از یک خانواده؛ روایت کشتار خانواده تیموری‌راد در فردیس

By | بهمن ۲۱, ۱۴۰۴

شب ۱۹ دی در فردیس، تیراندازی به مردم نه تنها وضعیت خیابان‌ها که سرنوشت بسیاری از خانواده‌ها را تغییر داد. در یک نمونه، امید تیموری‌راد، پسر ۱۹ ساله‌اش آرمین و برادرش امیر، در جریان اعتراضات انقلاب ملی ایرانیان هدف گلوله قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.

آرمین تیموری‌راد برای آینده‌ای تازه آماده می‌شد. او جوان ۱۹ ساله‌ای بود که در رشته مهندسی برق پذیرفته شده بود و قرار بود از بهمن‌ماه دانشگاه را آغاز کند.

نزدیکان آرمین او را جوانی مهربان و آرام توصیف می‌کنند. پس از اعتراضات سال ۱۴۰۱ و کشته شدن مهسا امینی، او بارها گفته بود دوست دارد نامش «جاودانه» شود.

به خانواده‌اش می‌گفت: «آن‌ها برای وطن رفتند، من هم دوست دارم برای وطن بروم تا همه به آرامش برسند.»

او ۱۸ دی، پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، همراه پدرش امید تیموری‌راد به خیابان رفت. به گفته نزدیکان، آرمین می‌گفت: «فرق من با بقیه جوان‌ها چیست؟»

امید، پدر ۴۷ ساله آرمین، برقکار بود؛ مردی که اطرافیانش او را «فداکار، زحمتکش و عاشق خانواده» توصیف می‌کنند.

امیر تیموری‌راد، عموی ۴۲ ساله آرمین، نیز کارمند و پدر یک فرزند بود. مردی آرام و صبور که نزدیکانش از او به‌عنوان «پدری بی‌نظیر» یاد می‌کنند.

روزی که خیابان به میدان تیر تبدیل شد

۱۹ دی‌، آرمین در کنار پدر و مادرش و با همراهی عمو و زن‌عمو، به سوی خانه عمه می‌رفتند که به گفته منابع نزدیک به خانواده، نیروهای سرکوبگر ناگهان تیراندازی گسترده را آغاز کردند و جمعیت را به رگبار بستند.

امیر همراه همسرش به داخل کوچه گریخت، اما آرمین و پدرش هدف گلوله جنگی قرار گرفتند. به مادر خانواده نیز ساچمه‌هایی اصابت کرد و هر سه روی زمین افتادند. مادر خود را روی همسرش انداخت و پایش را روی بدن آرمین گذاشت تا از اصابت گلوله‌های بیشتر جلوگیری کند.

به گفته راوی، نیروهای حکومت به تیراندازی اکتفا نکردند و باقی آن‌ها مجروحان را با باتون و لگد، هدف ضرب‌وشتم قرار دادند و به آن‌ها فحاشی کردند.

گلوله‌هایی که راه نجات را هم بستند

در همین زمان، امیر که خود از ناحیه پا ساچمه خورده بود، به محل رسید. آرمین که هنوز زنده بود را در خودرو قرار داد تا به درمانگاه منتقل کند اما در مسیر، خودرو هدف تیراندازی نیروهای حکومتی قرار گرفت.

گلوله به گلو و کمر امیر اصابت کرد. آرمین نیز که در عقب خودرو قرار داشت، از ناحیه سر و پهلو هدف قرار گرفت.

از سوی دیگر، امید و همسرش به درمانگاه منتقل شدند، اما گلوله‌ای که به قلب امید خورده بود، جان او را در همان لحظه گرفته بود. مادر آرمین زنده ماند؛ با ساچمه‌هایی در بدن و اندوهی که از هر زخمی عمیق‌تر است.

پیکر امید و امیر، ۲۲ دی‌ و پیکر آرمین یک روز بعد، ۲۳ دی، در آرامستانی در استان البرز به خاک سپرده شد.

فردیس؛ روزی که خشونت به اوج رسید

آمار دقیقی از شمار کشته‌شدگان ۱۹ دی در فردیس منتشر نشده است اما گزارش‌های متعدد از شدت تیراندازی و سطح بالای خشونت نیروهای سرکوبگر حکایت دارد.

محمد جهاندیده، مهسا دزفولیان، یلدا مرادخانی، مصطفی سلامی، حامد بصیری و محمدحسن خزایی از جمله جاویدنامانی هستند که در این منطقه کشته شدند.

یک شاهد عینی به ایران‌اینترنشنال گفت که در ۱۸ دی‌، به‌دلیل گستردگی جمعیت، نیروهای امنیتی در ساعات اولیه غافلگیر شدند، اما «کشتار اصلی» روز بعد رخ داد. زمانی که به گفته او، نیروهای سپاه پاسداران و یگان ویژه، پس از تجمع، از چند جهت با سلاح جنگی به سوی مردم شلیک کردند.

این شاهد گفت که تیراندازی گسترده در برخی مناطق، از جمله خیابان اهری، شامل شلیک مستقیم و حتی زدن تیر خلاص به افراد بوده است.

فرناز داوری

ایران‌اینترنشنال

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *