مجله نیویورکر گزارش داد جمهوری اسلامی میکوشد کشتار اخیر در جریان انقلاب ملی را به «فراموشی اجباری» بسپارد و در این مسیر، علاوه بر معترضان مجروح، کادر درمان را نیز تحت فشار قرار داده است. افرادی که شاهد جنایتهای هولناکی بودهاند.
نیویورکر نوشت اعضای کادر درمان در هفتههای اخیر خود به مستندسازی شواهد حملات حکومتبه مردم ایران پرداختهاند و برخی مدارک از جمله تصاویر سیتیاسکن مجروحان را در اختیار این مجله قرار دادهاند.
بر اساس این گزارش، بسیاری از بیمارستانهای دولتی در اعتراضات اخیر در عمل به بازوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی تبدیل شدند و مراجعهکنندگان برای درمان را زیر نظر گرفتند و هدف قرار دادند.
شماری از مجروحان در همان بخشهای درمانی بازداشت شدند؛ گاه در حالی که هنوز بیهوش بودند. به برخی دیگر هیچگونه خدمات پزشکی ارائه نشد و بسیاری حتی پیش از رسیدن به بیمارستان دستگیر شدند.
به گزارش نیویورکر، در واکنش به این وضعیت، گروهی از پزشکان و کارکنان بخش درمان در نقاط مختلف کشور، شبکهها و واحدهای پنهانی شکل دادند تا مجروحان اعتراضات را دور از چشم نهادهای امنیتی مداوا کنند.
از درمان آنفلوانزا تا بخیه زخم گلوله
نیویورکر در ادامه به نحوه کمکرسانی یک پزشک با نام مستعار «نرگس» به مجروحان انقلاب پرداخت.
«نرگس» شامگاه ۱۸ دی برای کمک به زنی زخمی راهی یک ساختمان مسکونی شد. این پزشک عمومی که در دهه چهارم زندگی خود است، با بستن روسری دور پای زن معترض کوشید تا جلوی خونریزی ناشی از گلوله را بگیرد و پای او را حفظ کند.
او به نیویورکر گفت: «در عرض ۲۴ ساعت، از درمان بیماران آنفلوانزا به درمان زخمهای جنگی رسیدم.»
از آن پس، تلفن نرگس بیوقفه زنگ میخورد و پیدرپی تماسهای کمک از سوی خانوادهها و آشنایان مجروحان به او میرسید.
او با همکاری یکی از دوستانش گروهی از پزشکان جوان را گرد هم آورد و روند درمان مجروحان را در فضاهایی مانند خانهها، آشپزخانهها و حتی رستورانها سامان داد.
در روزهای بعد، نرگس کولهپشتیاش را با وسایل ضروری پر میکرد؛ مسکنهایی که برخی داروسازان فراهم میکردند و تیغهای جراحی که ناچار بود آنها را در فر یا روی اجاق، ضدعفونی کند.
نیویورکر نوشت او ناچار بود برای ادامه کار درمان، خود را از نظر عاطفی از صحنههای هولناکی که پیشتر هرگز تجربه نکرده بود، جدا کند.
نرگس این وضعیت را «جهنمی» توصیف کرد: نوجوانی ۱۴ ساله با پاهایی نحیف که با ساچمههای فلزی هدف قرار گرفته بود؛ مردی با حفرهای به اندازه توپ تنیس در ساق پا که او در بخیه زدن آن کمک کرد.
جمهوری اسلامی در تعقیب کادر درمان
نیویورکر افزود خطر برای افرادی مانند نرگس «آشکار» است: جمهوری اسلامی نه تنها معترضان، بلکه کسانی را که به آنها یاری رساندهاند نیز تحت تعقیب قرار داده است.
در سایه افزایش تنشها با آمریکا و اسرائیل، تشدید فشارها در ایران بخشی از تلاش گستردهتر حکومت برای به دست آوردن مجدد کنترل خیابانها به شمار میرود.
سامان ضیاظریفی، مدیر اجرایی «سازمان پزشکان برای حقوق بشر»، با اشاره به بازداشت شماری از اعضای کادر درمان در ایران گفت: «حکومت در نبرد برای کنترل روایتهاست و میداند حقیقت چگونه در راهروهای بیمارستانها آشکار میشود.»
نیویورکر نوشت کارکنان بخش درمان در سراسر کشور آمار قربانیان بخشهای خود را به پزشکان و فعالان خارج از ایران رساندهاند و برآوردها نشان میدهد شمار واقعی کشتهشدگان «بسیار بالاتر» از آمار رسمی حکومت است.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
کارزار «وحشت خاموش» حکومت
نیویورکر در ادامه گزارش خود به نقل از شماری از پزشکان، وکلا و روزنامهنگاران ایرانی نوشت جمهوری اسلامی پس از کشتار، «کارزار وحشت خاموش» به راه انداخته است.
یک فیلمساز سیوچندساله از تهران گفت خیابانهای پایتخت «از خون شسته شدهاند، اما هنوز غبار مرگ بر آنها نشسته است».
یک کنشگر نیز عکسهایی از ردیف قبرهای تازه برای نیویورکر فرستاده است که بسیاری از آنها تاریخ یکسانی دارند و شمارشان در حاشیه پایتخت پیوسته رو به افزایش است.
گروههای حقوق بشری گزارش دادند موارد بازداشتهای خودسرانه و ناپدیدسازی در ایران روندی افزایشی پیدا کرده است.
صنم وکیل، کارشناس مسائل ایران در اندیشکده چتمهاوس، اقدامات اخیر حکومت را «عملیات پاکسازی به سبک مافیا» خواند و هشدار داد جمهوری اسلامی میکوشد «هرچه سریعتر و موثرتر همه چیز را پاکسازی کند و نظم و وضعیت عادی را بازگرداند».
یک منبع در قوه قضاییه جمهوری اسلامی در مصاحبه با نیویورکر اذعان کرد روند دادرسی عادلانه برای معترضان بازداشتشده عملا وجود ندارد و خانوادهها هیچ راه موثری برای پیگیری وضعیت عزیزانشان ندارند.
به گفته این منبع، والدین نگران، روزانه تماس میگیرند تا بدانند آیا فرزندان ناپدیدشدهشان در میان اسامی محکومان به اعدام ثبت شدهاند یا خیر.
