اسلام در گفتمان غرب چنان به شدت نژادیسازی شده است که بسیاری از مردم دیگر قادر نیستند به آن به عنوان یک دین، ایدئولوژی یا سیستم حکومتی نگاه کنند. در عوض، با آن مانند نوعی میراث قومی برخورد میشود؛ چیزی که گویی به لحاظ بیولوژیکی با مردمان مرتبط با آن پیوند خورده است.
این تحریف بهویژه در مورد ایران آشکار میشود. تمدن ایران با اسلام آغاز نشده است و هویت ایرانی به هیچ دینی تقلیلیافتنی نیست. با این حال، بیگانگان به گونهای سخن میگویند که گویا «ایرانی» و «مسلمان» به طور طبیعی مترادف هستند؛ گویی تمدنی با قدمت هزاران سال را میتوان به سادگی در دینِ مردمانی بیگانه خلاصه کرد که پس از یک نبرد واحد در سال ۶۳۶ میلادی آن را فتح کردند.
این اشتباه پیامدهای واقعی دارد. وقتی اسلام نژادیسازی شود، نقد اسلام به جای نقد یک دکترین، به اشتباه به عنوان نفرت از یک ملت تعبیر میشود. در این صورت، مقاومت در برابر حکومت اسلامگرا به عنوان «سرگشتگی هویتی» تلقی میشود. طرد جمهوری اسلامی توسط ایرانیان، به عنوان بیگانگی از «فرهنگ خودشان» قاببندی میشود، در حالی که در واقعیت اغلب عکس آن صادق است: این طرد ریشه در تمایل به بازیابی چیزی دارد که حکومت اسلامگرا دههها صرف تخریب، پاک کردن یا زیردست کردن آن کرده است.
این همان نکتهای است که بسیاری از مردم از مواجهه با آن سرباز میزنند. اسلام – بهویژه در اشکال سیاسی و تمامیتخواه آن – مدتهاست که در تنش با هویت تمدنی ایران بوده است. اسلام خود را بر زبان، حافظه و غرایز فرهنگی کهنتر تحمیل کرد و نه تنها در مسائل عبادی، بلکه در قانون، پوشش، گفتار، هنر و ساختار زندگی عمومی، خواهان تسلیم شد. جمهوری اسلامی با تبدیل اسلام به ابزار قدرت دولتی، این تنش را تشدید کرد؛ آن را به واژگانی برای تحقیر، معماری برای سانسور و توجیهی برای خشونت بدل کرد.
به همین دلیل، نباید برای کسی تعجبآور باشد که بسیاری از ایرانیان حاضرند جان خود را در راه مقاومت در برابر حکومت اسلامگرا به خطر بیندازند. این آمادگی بازتابدهنده شفافیت است.
مردم با چیزی که میدانند کشورشان را خفه میکند، میجنگند. آنها در برابر ایدئولوژیای مقاومت میکنند که زیبایی را به گناه، شادی را به معصیت، مخالفت را به ارتداد و زندگی ملی را به اتاق گروگانگیری تبدیل کرده است.
ناتوانی غرب در درک این موضوع ناشی از دستهبندیهای فکری عمیقاً ناقص است.
با مسیحیت به عنوان الهیات، لیبرالیسم به عنوان ایدئولوژی، ناسیونالیسم به عنوان دکترین و مارکسیسم به عنوان یک پروژه سیاسی برخورد میشود؛ که همگی در معرض نقد و ملامت هستند.
اما در این چارچوب، با اسلام به عنوان «هویت» برخورد میشود.
وقتی چنین شود، نقد آن تابو میگردد و مردمی که تحت رژیمهای اسلامگرا زندگی میکنند، از نظر تحلیلی نامرئی میشوند.
مقاومت آنها قابل درک نیست زیرا خودِ این چارچوب برای محافظت از ایدئولوژی در برابر موشکافی طراحی شده است.
به همین دلیل است که مردم ایران اغلب روایتهای غربی را در هم میشکنند.
تجربه آنها خطای اصلی را آشکار میکند: اسلام یک قومیت نیست و جوهر گریزناپذیر هر جامعهای که بر آن حکومت کرده، محسوب نمیشود. اسلام را میتوان رد کرد، نقد کرد و در برابر آن مقاومت کرد – بهویژه زمانی که با قدرت دولتی گره خورده باشد.
برای بسیاری از ایرانیان، اسلام نه به عنوان یک میراث عاطفی، بلکه به عنوان فتوحی تجربه میشود که از طریق قانون، مجازات و تقوای اجباری تداوم یافته است. اسلام نه صرفاً به عنوان یک ایمان، بلکه به عنوان ساختاری به یاد آورده میشود که مکرراً خواستار کوچک کردن ایران به چیزی محدودتر، غمگینتر، زشتتر و مطیعتر بوده است. به همین دلیل است که بسیاری از تلاشها برای رمانتیک جلوه دادن اسلام به عنوان امری که به لحاظ ارگانیک با هویت ایرانی یکسان است، کاذب و حتی وقیحانه به نظر میرسد. این تلاشها از یک تمدن میخواهند که با ایدئولوژیای که بر آن حکومت کرده و آن را محدود ساخته است، به عنوان جوهر روح خود رفتار کند.
یک تحلیل جدی درباره ایران نیازمند کنار گذاشتن این دستهبندیهای فریبکارانه است.
با اسلام باید همانگونه برخورد کرد که هست: یک دین، مجموعهای از دکترینها و در بسیاری از زمینهها، یک برنامه سیاسی با پیامدهای عینی برای قانون، آزادی، فرهنگ و قدرت. وقتی چنین شود، مقاومت ایرانیان کاملاً قابل درک میگردد. همان گفتمان غربی که ادعای ارزش نهادن به آزادی، مخالفت و تحلیلهای استعمارزدایی را دارد، ناگهان زمانی که موضوع نقد اسلام باشد، کور میشود.
Islam has been so aggressively racialized in Western discourse that many people are no longer capable of looking at it as a religion, ideology, or governing system. Instead, it is treated as a kind of ethnic inheritance—something biologically fused to the people associated with… pic.twitter.com/nstmMgyiKl
— Tahmineh Dehbozorgi (@DeTahmineh) March 14, 2026
