امارات درگیر جنگ جمهوری اسلامی و بندبازی میان فشار و دیپلماسی

By | اردیبهشت ۱۹, ۱۴۰۵

جنگ ایران هر ازگاه شعله‌ور می‌شود و امارات را نیز بی‌نصیب نمی‌گذارد. کاهش گردشگر و صدور نفت تصویر جهانی این کشور را خدشه‌دار کرده و تنش‌های فزاینده با همسایگان لزوم اتخاذ موضعی شفاف از سوی امارات را دوچندان کرده است.

امارات بیش از همه کشورهای خلیج فارس در معرض حملات و آسیب‌های جنبی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران بوده است. ایران بعد از اسرائیل بیشترین حملات موشکی و پهپادی را به امارات داشته است.

شبکه اول تلویزیون آلمان (ARD) در تحلیلی از پیامدهای  جنگ ایران  به مراسم افتتاحیه یک نمایشگاه اقتصادی در ابوظبی اشاره کرده که این هفته دائر بود. در این نمایشگاه  عبارت “با ما سرمایه‌گذاری کنید” بر بالای صحنه آن به چشم می‌خورد و سلطان احمد الجابر، وزیر صنعت نیز امارات نیز در آن سخنرانی کرد.

الجابر در این سخنرانی می‌گوید: «با ما بسازید، با ما سرمایه‌گذاری کنید و در امارات تولید کنید.»

این تلاشی است از سوی حاکمان خلیج فارس که به‌ جنگ ایران  کشیده‌ شده‌اند  و می‌خواهند، چهره قدیمی این کشور را به عنوان یک قطب اقتصادی جذاب بار دیگر زنده بسازند.

عبدالله حسن المعینی، کارآفرین اماراتی می‌گوید: «دو ماه گذشته ما را به هم نزدیک‌تر کرده است تا قوی‌تر شویم. اقتصاد با وجود همه اتفاقات، همچنان باثبات است و باثبات باقی خواهد ماند.»

با این حال، اتفاقات دو ماهی که گذشت و دور دوم جنگ اسرائیل و آمریکا علیه جمهوری اسلامی با حملات دائم ایران علیه امارات این کشور جذاب را درگیر کرده و بر جلای پر زرق و برق ابوظبی و دوبی خراش‌های عمیق به جا گذاشته است.

امارات که مبنایش را بر صلح، امنیت و جذابیت برای گردشگران متمول و بازرگانان جهان گذاشته بود اینک باید ببیند که آسمانش به‌ناگهان محل عبور پهپادها و موشک‌های ایرانی می‌شود و ترس به دل ساکنان و مهمانانش می‌افتد.

تصاویر گردشگران وحشت‌زده و سرگردان در دوبی و پرواز پهپادها دل دل آسمان، همگان و بخصوص استراتژیست‌های تبلیغاتی را به هراس افکنده است.

سباستین زونس، کارشناس آلمانی خلیج فارس در مؤسسه کارپو می‌گوید: «امارات در هفته‌های اول جنگ، بیشترین تعداد پهپاد و موشک را دریافت کرد، حتی بیش از اسرائیل. این جنگ برای کشورهای حوزه خلیج فارس یک فاجعه تمام‌عیار است و برای امارات به‌طور ویژه‌ای فاجعه‌بار محسوب می‌شود.»

او می‌افزاید: «دلیل این امر آسیب‌پذیری بالا در جبهه‌های متعدد است.» چرا که به گمان او، موضوع فقط صنعت نفت نیست، بلکه اعتبار این کشور به عنوان یک مرکز تجاری و مقصد گردشگری نیز در میان است.

در اواخر فوریه حدود ۳۰ هزار گردشگر آلمانی در منطقه سرگردان شدند و پس از آن دیگر دوبی وجهه خود به عنوان یکی از شهرهای مطرح برای گردشگری را برای آلمانی‌ها از دست داد.

تورستن شفر از انجمن سفر آلمان خاطرنشان می‌کند: «در هفته‌های اخیر هیچ مسافری در قالب تورهای مسافرتی آلمانی به این کشورها سفر نکرده است. ما تمام گردشگران آلمانی را که در آنجا بودند، بعضا با هزینه‌ی خودمان بازگرداندیم.»

خسارت اقتصادی عظیم

ضررهای اقتصادی برای امارات و همسایگانش بسیار سنگین ارزیابی شده و تنها محدود به حوزه گردشگری نمی‌شود.

کسب‌وکار اصلی کشورهای حوزه خلیج فارس، یعنی فروش نفت و گاز، به دلیل بحران و بسته‌شدن  تنگه هرمز  به‌شدت آسیب دیده و پالایشگاه‌های نفت در عربستان سعودی و همچنین تأسیسات استخراج گاز در قطر نیز هدف حملات قرار گرفته‌اند.

در این هفته حملات جدیدی به امارات متحده عربی صورت گرفت و یک تأسیسات نفتی در بندر فجیره طعمه حریق شد؛ بندری که برای امارات اهمیت استراتژیک و اقتصادی بالایی دارد چرا که این کشور می‌تواند از طریق آن نفت خود را بدون نیاز به گذر از تنگه هرمز صادر کند.

با این حال، این مسیر تنها می‌تواند بخشی از خسارات امارات را جبران کند. سهیل المزروعی، وزیر انرژی امارات بستن تنگه هرمز از سوی ایران را غیرقابل قبول می‌داند.

او تأکید کرده که کشورش برای حملات بیشتر ایران آماده است و قصد دارد صنایع دفاعی و نظامی خود را گسترش دهد: «من هیچ شکی در توانمندی‌هایمان ندارم، اما به‌زودی این توانمندی‌ها را به سطح جدیدی ارتقا خواهیم داد.»

آیا امارات وارد جنگ می‌شود؟

اینک ورود به سطح جدید درگیری‌های منطقه‌ای، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا امارات نیز فعالانه‌تر وارد جنگ علیه ایران می‌شود.

سباستین زونس، کارشناس مؤسسه کارپو  به شبکه اول تلویون آلمان می‌گوید که نیروی هوایی امارات کارآمد است و در گذشته نیز نشان داده که برخلاف سایر کشورهای حوزه خلیج فارس “واقعا توانایی پیشبرد جنگ را دارد.”

با این حال، او بر این باور است که امارات باید “میان فشار و دیپلماسی بندبازی کند، چرا که در نهایت ایران “همسایه‌ای است که نمی‌توان وجودش را انکار کرد یا با بمباران آن را از بین برد، بنابراین باید به نوعی با آن تعامل کرد.”

در تحلیل شبکه اول تلویزیون آلمان برای این که چرا به‌ویژه امارات تا این حد زیر آتش سنگین ایران قرار گرفته است دلایل متعددی برشمرده می‌شود، از جمله این که آن‌ها نه تنها از نظر جغرافیایی بسیار به ایران نزدیک هستند، بلکه با امضای “پیمان ابراهیم” روابط خود را با اسرائیل عادی‌سازی کرده‌اند و متحد نزدیک آمریکا محسوب می‌شوند و در مجموع، این عوامل امارات را به خاری در چشم ایران تبدیل کرده است.

تاکنون واکنش کشورهای حوزه خلیج فارس به حملات ایران، تنها در حد لفاظی‌های تند باقی مانده و این کشورها از نظر نظامی مداخله‌ای در این درگیری نکرده‌اند.

تنش‌ها در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس

به علاوه، به نظر می‌رسد که در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس وحدت‌نظر وجود ندارد. امارات به‌شدت از همسایگان خود به دلیل نبود یک استراتژی دفاعی مشترک انتقاد کرده و از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) خارج شده است.

این اقدام احتمالا برای عربستان سعودی، به عنوان کشوری که درعمل مهم‌ترین کشور اوپک است خوشایند نبوده است.

همچنین با باز شدن دوباره مسیرهای صادراتی، رقابت کشورهای منطقه بر سر قیمت نفت می‌تواند تشدید شود؛ چرا که در آن صورت، احتمالاً همه کشورهای این حوزه پیش از هر چیز هدف فروش حداکثری نفت و گاز را دنبال می‌کنند.

کریس رایت، وزیر انرژی ایالات متحده می‌گوید: «هنگامی که درگیری پایان یابد و محموله‌های نفتی دوباره بدون مانع جریان پیدا کنند، امارات و همچنین عربستان سعودی و تمام کشورهای دارای ظرفیت مازاد تولید، تمام تلاش خود را به کار خواهند بست تا بیشترین میزان انرژی ممکن را تولید کنند.»

سباستین زونس، کارشناس خلیج فارس در مؤسسه کارپو نیز بر این باور است: «به‌طور کلی، ما چندین سال است که شاهد نوعی بیگانگی میان امارات متحده عربی و سایر کشورهای خلیج فارس به‌ویژه عربستان سعودی، هستیم.»

این موضوع در درگیری‌های منطقه‌ای مانند یمن و سودان نیز مشهود است، جایی که این دو کشور از گروه‌های متفاوتی حمایت می‌کنند. او می‌افزاید: «بحث بر سر این است که چه کسی قدرت برتر و مرجع نهایی در میان کشورهای خلیج فارس است. در این میان، امارات به‌ویژه نسبت به ادعای رهبری عربستان سعودی نگاهی کاملا انتقادی دارد.»

خطر برای مدل دوبی

با این حال، به گفته سباستین زونس، با وجود تمام تنش‌ها، کشورهای حوزه خلیج فارس ناچار به ادامه همکاری با یکدیگر خواهند بود؛ برای مثال در زمینه‌ی همکاری‌های تسلیحاتی یا ایجاد کریدورهای لجستیکی مشترک، تا بتوانند وابستگی خود را به تنگه هرمز کاهش داده و مسیرهای ترانزیتی جایگزین ایجاد کنند.

هم‌زمان، این کشورها قصد دارند با برگزاری نمایشگاه‌ها و نمایش‌های تبلیغاتی در تمامی کانال‌ها، به بازسازی چهره خود ادامه دهند تا شاید وحشت جنگ به‌زودی به فراموشی سپرده شود.

زونس معتقد است: «مدل دوبی قدرتمند است، اما آسیب‌‌ناپذیر نیست. هرچه این جنگ طولانی‌تر شود، برند این کشورها بیشتر آسیب خواهد دید.»

این کشورها امیدوارند روزی دوباره به قطب‌های جذاب خلیج فارس تبدیل شوند، همان‌طور که پیش از این نیز چنین بودند. در تالارهای نمایشگاهی مجلل ابوظبی، در میان محافل رسمی کشور هرگز شک و تردیدی در این باره وجود نداشته است.
منیره طبری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *