وحدت ظاهری، اتحاد ناممکن؛ جنگ قدرت پس از کشته شدن علی خامنه‌ای

By | اردیبهشت ۲۱, ۱۴۰۵

جنگ قدرت در ایران پس از کشته شدن «علی خامنه‌ای» و سرنوشت نامعلوم پسر و جانشینش مجتبی، در لایه های زیرین شعارهای به ظاهر وحدت و اتحاد به سختی در جریان است. این گزارش درباره این نبردی است که در هفتاد روز پس از خامنه ای جریان داشته است.

در جمهوری اسلامی، «وحدت» از همان ابتدای انقلاب نه فقط یک آرزو، بلکه یک ابزار سیاسی بوده است؛ سلاحی که هر بار در لحظه‌های بحران از انبار بیرون کشیده می‌شود تا صدای اختلاف را خاموش کند. از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل تا جنگ ۴۰ روزه و آتش‌بس شکننده پس از آن، مقامات سیاسی، نظامی و روحانی بار دیگر مانند روزهای اول انقلاب از وحدت می‌گویند و بر همراستایی میدان و دیپلماسی تاکید دارند. اما این بار نیز، همانند دفعات پیشین، شکاف‌های درونی نظام عمیق‌تر از آن است که پشت شعار «یک خدا، یک ملت، یک رهبر» پنهان بماند.

 کسانی که بخشی از این واقعیت را می‌گویند تحمل نمی‌شود. دادستانی تهران پس از مقاله «عباس عبدی» روزنامه‌نگار، که تندروها را اقلیتی رانتی خواند، وارد عمل شده و علیه او اعلام جرم کرد و معاون قوه قضاییه در واکنش به اظهارات او گفت: «کسانی که به مردم خیابان اهانت می‌کنند این‌ها از شناخت مردم عاجز هستند» و تاکید کرد «ما ۳۲ میلیون جان‌فدا داریم.»

آنچه امروز در فضای سیاسی ایران می‌گذرد نبردی است میان دو جریان که هر دو ادعای وفاداری به رهبری دارند، اما بر سر آینده کشور در نقطه‌های مقابل هم ایستاده‌اند. از یک سو، جریانی که خود را «عقلانیت» می‌نامد و مذاکره با آمریکا را تنها راه نجات اقتصاد و امنیت می‌داند؛ از سوی دیگر، جریانی تندرو که مذاکره را «خیانت» می‌شمارد، مخالفان را با تهدید به سکوت وادار می‌کند و با نفوذ گسترده‌اش در صداوسیما، سپاه و قوه قضاییه مدعی است «ملت ایران یکپارچه است» و «همه مرزبندی‌های ساختگی رنگ باخته‌اند.»

وحدت زیر سایه رهبر مسیر مدام انقلاب

جمهوری اسلامی بعد از جنگ ۱۲ روزه مدام بر وحدت تاکید کرده بود، اما اعتراضات دی‌ماه و کشتاری که پس از آن به وجود آمد عملا نشان داد که وحدتی هم اگر باشد صرفا در میان برخی از مقام‌ها است نه با مردم. با این حال بعد از جنگ ۴۰ روزه و در میانه آتش بس شکننده باز آنچه در زبان مقامات حکومت جاری است موضوع «وحدت» است. آنها می‌گویند وحدت عامل پیروزی در مقابل دشمن است و آن را در عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی دنبال می‌کنند. چنان که طرفداران نظام ۱۹ اردیبهشت ماه در میدان انقلاب تهران شعار می‌دادند «فرماندهی واحد، روحیه جهادی رمز شهادت ماست در جنگ قتصادی.»

یکی از موضوعاتی که از نظر برخی مقامات تهران، انسجام ملی را به هم زد رویارویی «سعید حدادیان»، مداح معروف حکومتی و «محمدجواد ظریف»، وزیر امور خارجه سابق بود. ظریف در مقاله‌ای خواستار توافقی جامع با آمریکا و بهبود روابط دو کشور شده بود. حدادیان در خیابان و در میان هوادارانش گفته بود ظریف سه روز فرصت دارد تا اعلام کند «غلط کردم» و افزوده بود برخی افراد او را «جاسوس» می‌دانند.

 این شاخ و شانه کشیدن او و هواداران باعث شد ظریف عقب نشینی کند. اما بسیاری به این اتفاق واکنش نشان دادند. از جمله «اسحاق جهانگیری»، معاون اول سابق رییس‌جمهور، که توضیح داد: «هر اقدامی که بخواهد این صحنه را به هم بزند، قطعا اقدامی ضد ایران و ضد ملی است. هیچ موضوعی که به انسجام ملی کشور آسیب بزند نباید مطرح شود و امروز کسانی که بخواهند این انسجام را برهم بزنند، قطعا کارشان یک خیانت ملی است.»

برخی اما سعی می‌کنند بگویند که همه نگران کشور هستند و اختلاف‌ها بر سر آینده است. مانند «علی مطهری» نماینده سابق مجلس که معتقد است: «تمام مردم و فعالان سیاسی دارای حسن‌نیت هستند و همه نگران منافع و آینده کشورند… بنابراین اگر کسی طرفدار مذاکره است، نباید او را متهم به خیانت کرد و اگر کسی معتقد به ادامه جنگ است، نباید او را تندرو دانست.»

این نگاه که نام خود را اعتدال و عقلانیت گذاشته است در دولت هم جایگاه دارد. «سیدعلی عماد»، مشاور رییس‌جمهور در امور روحانیت می‌گوید: «کشور ما یک مکتب و یک راه است و هیچ‌ یک از ما از این مسیر تخطی نخواهیم کرد؛ تندرو و کندرو در کشور ما وجود ندارد و هم در مسیر انقلاب در کنار یکدیگر حرکت می‌کنیم.» این تقریبا همان جمله‌ای است که مقامات بسیاری در پاسخ به رییس‌جمهور آمریکا در شبکه اجتماعی ایکس نوشته و گفته بودند «یک خدا، یک ملت، یک رهبر و یک راه؛ آن هم راه پیروزی ایران عزیزتر از جان» و این راه را «در تبعیت کامل از رهبر» ممکن دانسته بودند.

تبعیت از رهبر موضوع تکرار شونده کلام چهره‌های سیاسی ایران برای وحدت شده است. «حسن خمینی»، نوه اولین رهبر جمهوری اسلامی، در راستای حفظ وحدت و درخواست برای ایجاد وحدت از گروه‌های مختلف می‌خواهد «کاسه داغتر از آش» نباشند و بدانند که «رهبر معظم انقلاب مشرف بر امور هستند و حتما تصمیمات در فرآیند خود طی می‌شود و ایشان آن‌ها را قبول و امضاء می‌کنند.» او می‌گوید «همه کسانی که امروز تصمیم‌گیران کشور هستند یا عضو خانواده شهید هستند یا عمری را در این صحنه‌ها گذرانده‌اند یا از فرماندهان جنگ بوده‌اند.»

«بی‌خودی الملک‌ها» مانع هستند

این صدای وحدت خواهی در تمام سال‌های انقلاب هرگز به جایی نرسیده و عملا وحدتی شکل نگرفته است و آنچه مدام در جامعه دیده شده اختلاف نظرهای جدی بوده است. این اختلاف نظرها امروز درون مجلس نیز جای دارد. «رضا سپهوند» نماینده مجلس از «جریانی که خود را صاحب تمام مسائل می‌داند» سخن می‌گوید. وی توضیح می‌دهد «ما باید حول محور ولایت فقیه متحد باشیم… این مواضع تند، منافع ملی ما را به خطر می‌اندازد و دیپلماسی ما را تضعیف می‌کند، به طوری که مذاکره‌کنندگان پشتوانه قوی نخواهند داشت.» او می‌گوید در کشور «راهکار اساسی برای کنترل این تندروی‌ها وجود ندارد.»

این نگاه در تلاش است تا خود را زیر نظر رهبری معنا کند و به نوعی اعتبار از آن جایگاه بگیرد. «حمیدرضا جلایی‌پور»، فعال سیاسی اصلاح طلب می‌گوید: «رادیکال‌ها در این شب‌ها چنان خیز برداشته‌اند، که علاقه دارند دو ماهه رهبری جدید نظام را برای یک قشر خلاصه کنند… انحصارگری رادیکال ضد انسجام سیاسی و ملی است؛ و متاسفانه کار‌ها را خراب می‌کنند و گردن هم نمی‌گیرند. … او ادامه می‌دهد «این نیروی رادیکال دستشان در صداوسیما باز است، لذا می‌توانند غیرواقعی آرزو فروشی کنند.»

اما نگرانی این گروه که خود را صدای عقلانیت می‌دانند بیشتر در حوزه مذاکرات خود را نشان می‌دهد. «مخالفت تندروها با مذاکرات به معنی مخالفت با تصمیم کلان نظام است.» این گفته «محمود واعظی»، رییس دفتر سابق رییس‌جمهور است. او معتقد است که تندروها به جای رهبر جمهوری اسلامی سخن می‌گویند و تاکید می‌کند: «تندروها و گروه‌های وابسته به آنها مدام در حال تخریب مذاکرات هستند، در حالی که نظام تصمیم خود را علنی اعلام کرده است. آنان باید به این پرسش پاسخ دهند که جایگزین مذاکره چیست؟» او مذاکره را « به نفع امنیت و آرامش کشو» می‌داند.

«منصور حقیقت‌پور»، از اعضای سابق سپاه و نماینده سابق مجلس، در این باره می‌گوید اظهارات افرادی مثل آقای نبویان مصداقِ جلوتر از نظام حرکت کردن و تصمیم گرفتن به جای نظام است. هر کسی که از نظام جلوتر یا خیلی عقب‌تر حرکت کند، مشکوک است. او با زبانی نسبتا تحقیرآمیز می‌گوید: «ما در کشورمان نظام تصمیم‌گیری مشخصی داریم؛ چنین تصمیمات کلان و حساسی اصلاً در حیطه اختیارات یک نماینده پنج درصدی نیست.» او بیان می‌کند تعیین خط‌مشی برای نظام بر عهده نماینده نیست». حقیقت‌پور می‌گوید نماینده تنها دو وظیفه قانون‌گذاری و نظارت دارد اما این افراد پا را فراتر گذاشته و برای نظم سیاستی تعیین تکلیف می‌کند. او تاکید دارد که آن‌ها با این رفتار و گفتار «مردم را دوباره به سمت جنگ می‌برند. نگاه این افراد، آخرالزمانی است.»

جریانی که از تندروها نگران است در دولت هم پایگاه دارد. «عبدالکریم حسین‌زاده»، معاون رییس‌جمهور، نیز از وضعیت رادیکال شده موجود ناراضی است. او از اظهارنظرهای منازعه‌آفرین مانند آنچه امام جمعه رشت در مورد حجاب انجام داده است و دوقطبی‌سازی‌های سیاسی به بهانه عفاف و حجاب در شرایط تهدید نظامی خارجی هشدار داده و تاکید کرد: «این صداهای تند نماینده تمامی مردم نیستند.»

اما انتقاد تندتری را «محمد مهاجری»، فعال سیاسی اصولگرا، به این گروه انجام داده و آن‌ها را با شخصیت «بی‌خودی‌الملک» سریل‌ قهوه تلخ‌ یکی می‌کند. او می‌گوید: « تندروها صرفا برای آنکه حرفی زده باشند و در رسانه‌ها دیده و شنیده شوند، به طرح برخی مسائل اختلاف‌افکن می‌پردازند» او از شورای عالی امنیت ملی می‌خواهد جلوی این افراد را بگیرد چرا که فکر می‌کند ادامه رویکردشان «سرمایه‌های اجتماعی و سیاسی کشور را به عاملی علیه منافع ملی تبدیل» می‌کنند.

تندروها، مدعی ولی نگران

در مقابل این گروه که مدام در تلاش برای عقلانی نشان دادن خود هستند، گروه تندرویی وجود دارد که تقریبا تمام مجاری مختلف کشور را در دست دارند و از شورای عالی امنیت ملی تا صدا و سیما و سپاه نفوذ گسترده‌ای را دارا هستند. از جمله این افراد «محمدعلی نقدعلی» است. او اخیرا طرفداران مذاکره برای پایان دادن به جنگ را تهدید کرده که خانه‌هایشان را بر سرشان خراب خواهیم کرد چون درصدد هستند «میز ذلت‌بار مذاکره را بچینند».

اما اصولگرایان تندرو فقط به تهدید خانه خراب کردن بسنده نکرده‌اند. برخی از آن‌ها معتقدند که مدافعان مذاکره را باید اعدام کرد. «غلامرضا قاسمیان»، سخنران مذهبی در یک ویدیو گفت: «حکم قرآنی برخورد با ظریف و روحانی قطعا اعدام است. بله مردم حق این کار را ندارند. ما از قوه قضاییه می‌خواهیم ببینند که اینها چیکار می‌کنند و حداقل دهان اینها را گل بگیرند. شورای عالی امنیت ملی اجازه ندهد این اتفاق بیفتد.»

آن‌ها فقط علیه مذاکره نه، بلکه علیه کشورهای منطقه نیز موضع‌گیری می‌کنند. «علی خضریان»، نماینده مجلس در گفتگویی تلویزیونی، امارات متحده را با اسراییل را همسو خوانده و می‌گوید: «همکاری امارات و اسراییل فراتر از پشتیبانی تجهیزاتی است و شامل تبادل اطلاعات در طول تجاوز علیه ایران بوده است.» یا «محمود نبویان»، نماینده مجلس، دشمن باید بداند اگر هرگونه تعرضی به بزرگان ما انجام شود، هیچ یک از پادشاهان کشورهای عربی و کاخشان در منطقه سالم نخواهد ماند و همه به درک واصل خواهند شد.» یا خطاب به رییس جمهور آمریکا در شب‌های تهران می‌گوید «ترامپ زنا زاده، فرزند زنازاده» خطاب کرده و او را «یزید» دانست و در شب دیگری گفت: «هیچکس نباید دنبال مذاکره برود.»

اما اخیرا او در راستای نگاه حداکثری خود اعلام کرد: «برخی از مسئولین و سیاسیون ترسو و غیرهمسو با ملت مقاوم ایران، به دنبال آمارسازی‌های غلط برای تسلیم ایران و کمک به نجات دولت تروریست آمریکا از باتلاق شکست و سراشیبی سقوط هستند که قوه قضاییه باید با این افراد مساله‌دار شدیدا برخورد کند.» حالا او و همفکرانش می‌گویند تیم مذاکره باید از کسانی که برجام را به بار آورده‌اند خالی شوند.

اقدامی که قوه قضاییه در مورد گفته‌های رادیکال‌ها حداقل در مورد عباس عبدی انجام داده نشان می‌دهد که این نهاد نیز با آن‌ها همسو است. اما رویکردهای این افراد صرفا مربوط به وضعیت سیاست نیست. در فضای اجتماعی نیز آن‌ها خواستار موضوعات مختلفی هستند. سخنان «رسول فلاحتی»، امام جمعه رشت در مورد حجاب نمونه‌ای از این رویکرد است. او گفتهبود: « شما مسلمانید یا نه؟ قرآن صریحاً می‌گوید حجاب واجب است. زنی که کشف حجاب می‌کند و با لباس فجیع بیرون می‌آید، اولاً دارد با قرآن مخالفت می‌کند. مرگ بر مخالف قرآن. فکر نکنید این مردم شما را تحمل می‌کنند و کسانی که در خیابان می‌آیند با شما همدرد نیستند. هر کسی چنین بگوید، غلط می‌کند.»

چهره‌هایی مانند «احمد مروی» تولیت آستان قدس رضوی که سال‌ها برای تبیین حجاب در کشور سخن می‌گفت، امروز معیار را نه حجاب که ناراحتی دشمن شمرده و می‌گوید: «اگر خانم‌های بدحجاب در تجمعات حاضر شوند، پرچم ایران را به دست بگیرند و شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل سر دهند، همین امر موجب ناراحتی نتانیاهو و ترامپ می‌شود. این خودش یک معیار است.»

اما به نظر می‌رسد این روزها افراد جریان پایداری‌ها نگران حذف شدن هم هستند. اخیرا «رجانیوز» با تقطیع سخنان یک تحلیل‌گر سیاسی در شبکه «ایران اینترنشنال» مدعی شد: «تهدید شبکه اینترنشنال به ترور جلیلی، جبلی، ثابتی و خضریان» کلید خورده اس و ادامه می‌دهد «احتمال می‌رود ترامپ در دوره آینده برای باز کردن مسیر امضای توافق، سایر مخالفان توافق با آمریکا را ترور کند.»

عطا محامد
ایران وایر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *