آیا جمهوری اسلامی می‌تواند اعتماد با همسایگان را بازسازی کند؟

By | خرداد ۱۳, ۱۴۰۵

در جنگ اخیر، ایران کشورهای حاشیه خلیح فارس را هدف هزاران موشک و پهپاد قرار داد. بدگمانی متقابل میان ایران و کشورهای خلیج فارس می‌تواند برای سال‌ها بر ثبات منطقه‌ای، رشد اقتصادی و همکاری‌ها در خاورمیانه سایه بیفکند

کویت روز دوشنبه ۱۱ خرداد (اول ژوئن) اعلام کرد سامانه‌های پدافند هوایی این کشور در حال مقابله با موجی از موشک‌ها و پهپادها هستند؛ این اتفاق پس از آن رخ داد که ایالات متحده اعلام کرد سایت‌های راداری و پهپادی در جنوب ایران را هدف قرار داده است.

به دلیل نزدیکی جغرافیایی به ایران و هم‌سویی با واشنگتن، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) در زمان تشدید تنش‌ها آسیب‌پذیری ویژه‌ای دارند.

در صورتی که جنگ از طریق مذاکره پایان یابد و جمهوری اسلامی همچنان در قدرت باقی بماند، پرسش بلندمدت برای منطقه این خواهد بود که تهران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس چگونه می‌توانند مسیر آینده روابط خود را ترسیم کنند؟

کشورهای عربی خلیج فارس  به واشنگتن گفته‌اند که پایان جنگ به تنهایی کافی نیست و تأکید کرده‌اند توانایی ایران برای تهدید منطقه با موشک‌ها و پهپادها باید محدود شود.

بابک دربیکی، تحلیلگر سیاسی ساکن لندن و از مقام‌های پیشین مرکز تحقیقات استراتژیک ایران، به دویچه‌وله گفت: «اگر ایران و آمریکا به توافق برسند و ایران از وضعیت تقابل با غرب خارج شود، ناچار خواهد بود گام‌های مهم دیپلماتیک و اقتصادی برای بهبود شرایط منطقه‌ای و روابط خود با همسایگانش بردارد.»

دربیکی افزود از نگاه تهران، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس که در این جنگ هدف قرار گرفته‌اند، بازیگران “بی‌طرف” محسوب نمی‌شوند، بلکه به اشکال مختلف در کارزارهای فشار علیه ایران نقش داشته‌اند؛ چه از طریق میزبانی نیروهای آمریکایی، چه ارائه کمک‌های لجستیکی و چه حمایت غیرمستقیم از اقدامات نظامی.

او گفت در کوتاه‌مدت، همسایگان ایران با سوءظن و احتیاط بیشتری به تهران نگاه خواهند کرد و این مسئله نه‌تنها بر دیپلماسی، بلکه بر مسیرهای تجاری، زیرساخت‌های منطقه‌ای و کریدورهای آینده حمل‌ونقل و انرژی نیز تأثیر خواهد گذاشت.

کشورهای خلیج فارس خواهان ثبات منطقه‌ای

اواخر آوریل، رهبران کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برای نخستین بار در عربستان سعودی  گردهم آمدند تا درباره واکنش به حملات ایران رایزنی کنند. از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه (نهم اسفند سال گذشته) تا اعلام آتش‌بس در ۸ آوریل، ایران بیش از ۴ هزار موشک و پهپاد به سوی اهدافی در کشورهای عضو این شورا شلیک کرد که بیشتر آن‌ها رهگیری شدند.

اگرچه شدت حملات ایران کاهش یافته، اما اقتصاد و زیرساخت‌های کشورهای خلیج فارس همچنان در برابر بی‌ثباتی منطقه‌ای آسیب‌پذیر هستند. وزارت خارجه قطر در جریان نشست‌های آوریل هشدار داد که یک «درگیری منجمد» می‌تواند هر زمان که انگیزه سیاسی وجود داشته باشد دوباره شعله‌ور شود.

امارات متحده عربی اعلام کرده است که اگر قرار باشد دیپلماسی پیش برود، ایران باید حمله به کشورهای همسایه را متوقف کند. عربستان سعودی نیز به تهران هشدار داده است که این کشور یا دیگر کشورهای خلیج فارس را هدف قرار ندهد.

ایران در جریان درگیری با آمریکا و اسرائیل، برخی کشورهایی که پیش‌تر به این کشور کمک کرده بودند را نیز از خود دور کرده است.

امارات متحده عربی، در کنار عراق و ترکیه که عضو شورای همکاری خلیج فارس نیستند، نقش مهمی در تجارت، امور مالی و شبکه‌های صادرات مجدد ایفا می‌کرد و به ایران امکان می‌داد بخشی از فشار تحریم‌های بین‌المللی را دور بزند.

هرچند میان دو طرف، به‌ویژه در بازارهای نفت و گاز، رقابت وجود داشت، اما نوعی توازن عملی نیز شکل گرفته بود. اگر کشورهای خلیج فارس بیش از پیش بر پایه بی‌اعتمادی مشترک نسبت به تهران با یکدیگر هماهنگ شوند، پیامدهای آن می‌تواند فراتر از سیاست رفته و تجارت، لجستیک و توسعه بلندمدت منطقه را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

نزدیکی جغرافیایی ایران و همسایگان عرب آن در خلیج فارس، دو طرف را ناگزیر به نوعی سازگاری خواهد کرد

جبر جغرافیا

رضا علیجانی، تحلیلگر سیاسی ساکن پاریس، معتقد است نزدیکی جغرافیایی ایران و همسایگان عرب آن در خلیج فارس، دو طرف را ناگزیر به نوعی سازگاری خواهد کرد.

او به دویچه وله فارسی گفت: «جغرافیا همیشه از سیاست قدرتمندتر خواهد بود. این کشورها همیشه همسایه یکدیگر خواهند ماند.»

علیجانی در عین حال تأکید کرد که میان بازسازی روابط و بازسازی اعتماد تفاوت مهمی وجود دارد و محتمل‌ترین سناریو نه آشتی واقعی، بلکه کاهش تاکتیکی خصومت‌های آشکار است.

به گفته او، منافع مشترک در حوزه‌هایی مانند صادرات انرژی، تجارت و ثبات منطقه‌ای ممکن است در نهایت دو طرف را به سمت نوعی همزیستی محدود سوق دهد. اما این لزوماً به معنای پایان دشمنی نخواهد بود، بلکه ممکن است صرفاً به رقابتی سردتر و مدیریت‌شده‌تر منجر شود.

الگوی نفوذ منطقه‌ای ایران

جمهوری اسلامی بخش عمده نفوذ منطقه‌ای خود را بر موشک‌ها، پهپادها و گروه‌های نیابتی بنا کرده است. این الگو برای بازدارندگی در برابر رقبای قدرتمندتر و افزایش نفوذ ایران بدون ورود به رویارویی مستقیم طراحی شده بود.

پس از جنگ کنونی و تضعیف گروه‌های همسو با ایران از جمله حزب‌الله لبنان و شبه‌نظامیان شیعه در عراق، کشورهای عربی احتمالاً توجه بیشتری به دفاع یکپارچه، هماهنگی اقتصادی و ایجاد مسیرهای جایگزین انرژی و تجارت خواهند داشت.

دربیکی می‌گوید همین بی‌اعتمادی متقابل نسبت به تهران می‌تواند به عاملی برای گسترش همکاری‌های اقتصادی میان کشورهای عربی و شرکای آن‌ها تبدیل شود؛ روندی که ممکن است ایران را از کریدورهای نوظهور تجاری، مسیرهای حمل‌ونقل و زیرساخت‌های آینده انرژی دور نگه دارد.

با این حال، هیچ نظم منطقه‌ای نمی‌تواند در حالی که ایران به‌طور دائمی بیرون از آن قرار داشته باشد، به ثبات کامل برسد.

عادی‌سازی واقعی روابط مستلزم تغییر جدی در سیاست منطقه‌ای تهران، کاهش تقابل با غرب و تلاش مستمر برای اطمینان‌بخشی به همسایگان خواهد بود؛ اینکه ایران به‌جای استفاده از ترس به‌عنوان ابزار نفوذ، آماده پیگیری ثبات منطقه‌ای است. اما در حال حاضر، درگیری‌ها همچنان ادامه دارند و جمهوری اسلامی با همان سیاست‌های پیشین بر سر کار است.
دانیال عمری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *