سالروز تقسيم ايران ميان انگلستان و روسيه ـ شرم آورترين رويداد استعماري قرن ۲۰

By | 2020-08-31

سي و يکم آگوست 1907 ميلادي (نهم شهریور 1286) قرارداد تقسيم كشور مستقل و باستاني ايران، دارای گذشته ای تابناك، مهد تمدن و 13 قرن يك ابر قدرت، به دو منطقه نفوذ انگلستان و روسيه ميان اين دو قدرت اروپايي در شهر سن پترزبورگ پايتخت وقت روسیه امضاء شد که در کتابهای تاریخ از آن به عنوان Anglo – Russian Entente یاد شده است. میان دو منطقه نفوذ، یک ناحیه بی طرف برای دولت تهران باقی گذارده شده بود. دولت فرانسه براي رسيدن آن دو دولت به اين توافق ماهها تلاش و واسطه گري كرده بود. هدف پاریس، حل اختلافات استعماری روسيه و انگلستان بر سر ايران، افغانستان و تبت بود كه بدون رفع آن ایجاد ائتلاف نظامي آن سه قدرت به نام «تفاهم سه گانه Triple Entente» در برابر اتحاد مثلث آلمان، اتريش و ايتاليا که از سال 1882 شکل گرفته بود امكان پذير نبود.

محمدعلي شاه

لندن و مسکو یک قرن بود که در آن سه سرزمین اصطکاک منافع داشتند. فرانسه از تنها ماندن در برابر آلمان وحشت كرده بود. اختلافهاي كشورهاي اروپايي نتيجه رقابتهاي استعماري آنها بود كه بالاخره به جنگ جهاني اول منجر شد. «ادوارد گري» وزير امور خارجه وقت انگلستان از حزب ليبرال همين نقشه را در سر داشت [تعیین مرز نفوذ دو دولت و خط ایست روسیه در افغانستان و تبت ـ دو همسایه هندوستان] ولي از آنجا كه مردي مرموز بود منتظر شده بود كه فرانسه دست به ميانجيگري بزند تا انگلستان امتيازی قابل ملاحظه به روسيه ندهد. «پیوتر ستوليپين Pyotr Stolypin» نخست وزير وقت روسيه هم از قبل خواهان چنین معامله ای بود.

دولت روسیه که در 1904 در خاور دور از ژاپن شکست نظامی خورده و انقلاب توده های روس در سال 1905 روحیه اش را تضعیف کرده بود و نگران ازدست رفتن منطقه فرارود بود که آن را با استفاده از ضعف و بی خبری دولت تهران در نیمه دوم قرن نوزدهم تصرف کرده بود آمادگی حل اختلافات خود با انگلستان را داشت.
الکساندر ایزولسکی Alexander P. Izvolsky وزیر امور خارجه وقت روسیه و آرتور نیکلسون Arthur Nicolson امیرزاده انگلیسی پیش نویس قرارداد (تفاهم = سارشنامه Entente)را تهیه کرده بودند. هنري مورتيمر دوراند H. M. Durand که از سال 1894 تا سال 1903 وزير مختار دولت انگلستان در تهران بود در پاییز 1899 خطوط منطقه ای از ایران را که لازم بود به هرترتیب در کنترل دولت لندن باشد تا هندوستانش از خطر تعرض در امان بماند ترسیم کرده بود. دوراند قبلا خط مرزي دو هزار و ششصد كيلومتري ميان افغانستان و هندوستان انگلستان (پاكستان امروز) را ترسیم كرده و آن را در سال 1893 به عبدالرحمان خان ـ امير كابل قبولانده بود كه از قرن بيستم تاكنون منشأ فتنه، اختلافات و مسائل متعدد بوده است و ازجمله مسئله جاری القاعده و طالبان، مشکل منطقه وزیرستان، مسئله کشمیر و …. «دوراند» با ترسیم مرز افغانستان و هندوستان، تعمدا 28 میلیون پشتون را از افغانستان جدا و به هندوستان داد که اینک در پاکستان زندگی می کنند و در دهه 1960 نزدیک بود بر سر آنان میان افغانستان و پاکستان جنگ درگیر شود.

ایزولسکی از مخالفان انقلاب مشروطیت ایران بود که یک سال پیش از آن به پیروزی رسیده بود. وی بیم داشت که پارلمان ایران (مجلس) بالاخره یک ناسیونالیست ایرانی را نخست وزیر کند و این فرد مدعی قفقاز و منطقه فرارود شود، با افغانها کنفدراسیون تشکیل دهد و ایرانیان را به حرکت درآورد.

طبق سازشنامه سن پترزبورگ، علاوه بر تقسيم ايران؛ افغانستان رسما تحت الحمایه انگلستان قرار گرفت تا مطمئن باشد كه هندوستان (همه شبه قاره) را از دستش خارج نخواهند ساخت و تبت نيز به چين داده شد كه در آن زمان خود عملا تحت سلطه قدرتهاي اروپايي، ژاپن و آمريكا بود و فقط اسماً استقلال داشت. این سازشنامه سریعا به اجرا درآمد و دو قدرت در مناطق نفوذ در ایران نیروی نظامی مستقر کردند.

در آن زمان در ايران، شاه [محمدعلي شاه قاجار] به روسيه، و مجلس [پارلمان] كه از عمر آن يك سال بيشتر نمي گذشت به انگلستان نزديك بود. باوجوداین مجلس پس از دریافت نسخه ای از موافقتنامه دو دولت، آن را فورا ردّ کرد و علی اصغرخان اتابك نخست وزير وقت هنگام خروج از مجلس (میدان بهارستان) ترور شد. انگلستان بدون اعتناء به تصميم مجلس، در منطقه نفوذ خود به مركزيت كرمان، به دست ژنرال پرسي سايكس Sir Percy Sykes كه «برای ما ایرانیان» تاریخ هم نوشته است!! يك واحد نظامي به نام «اس. پي. آر= South Persia Rifles » ايجاد كرد و روسيه نيز در منطقه نفوذ خويش واحد قزاق به وجود آورد و به دولت تهران اخطار كرد كه «مورگان شوستر» آمريكايي خزانه كل ايران را كه به توصيه رئيس جمهوري وقت آمريكا براي اصلاح ماليه ايران اعزام شده بود بركنار كند.

اوضاع بر همين منوال بود تا اين كه در 1917 در روسيه انقلاب شد و دولت انقلاب از «تفاهم مثلث» خارج شد. انگلستان از فرصت به دست آمده [خروج روسیه از رقابت های استعماری، لغو یکجانبه سازشنامه سن پترزبورک از سوی شخص لنین و درگیری دولت انقلاب با مسائل متعدد و ازجمله جنگ داخلی و …] استفاده كرد و در صدد برآمد كه ايران را تماما تحت الحمايه خود کند. لنين همه دعاوي روسيه نسبت به ايران لغو كرده و تماميت و حاکمیت ملی ايران را به رسميت شناخته بود.

انگلستان كه قبلا انحصارا امتياز نفت ايران را به دست آورده و بسياري از رجال را مطيع و گوش به فرمان خود ساخته و در دست داشت از تصميم تحت الحمایه کردن ایران دست نكشيد. وثوق الدوله نخست وزير وقت و دو تن از وزيرانش كه براي قبول تحت الحمايگي انگلستان رشوه نقدي كلاني گرفته بودند با اين امر كه به قرارداد 1919 معروف است موافقت كردند.
در دهم ژانويه سال 1920 ايران به عضويت جامعه ملل پذيرفته شد و چون انگلستان، ديگر راهي جز پذيرفتن حاكميت ايران نداشت، براي ادامه سلطه خود به طريق ديگر متوسل شد و سرتيپ رضاخان سوادکوهی [پهلوی] را كه دست پرورده افسران روس بود و پس از خروج قزاقخانه ها از دست روسها به فرماندهي تيپ قزاق منصوب شده بود تشويق و حمايت كرد تا دست به كودتا بزند و اين عمل 20 فوريه 1921 صورت گرفت.

دولت انگلستان به اين هم قانع نشد و براي اين كه در برابر گامهاي بعدي لنين غافلگير نشود ايران، تركيه و افغانستان را به درپيش گرفتن روشهاي ناسيوناليستي (در برابر روش انترناسيوناليستي مسكو) و ايجاد دوستي و برنامه هاي ديد و بازديد ميان خود تشويق كرد كه مسكو هم بيكار نماند و با افغانستان قرارداد عدم تجاوز و بي طرفي امضا كرد. انگلستان براي تثبيت و توسعه امتياز نفت، دولت رضاشاه را وادار به امضاي قرارداد 28 ماه می 1933 (تمدید امتیاز نفت)كرد كه بعدا ملت ايران به رهبري دكتر مصدق آن را لغو و صنعت نفت خودرا ملي كرد كه پس از براندازي 28 امرداد دوباره نفت ايران عملا در اختيار خارجي قرار گرفت و ….

مورخان از موافقتنامه سن پترزبورگ به نام يك بي شرمي تمام عيار قدرتهاي اروپايي در قرن 20 ياد كرده اند.

نوشيروان کيهاني زاده, مهمترين رويدادهاي ايران و جهان:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *