پروژه‌های تجزیه‌طلبانه و استفاده از اختلافات قومی

By | تیر ۱۷, ۱۴۰۴

در ادامه از زاویه دید تحریکات دولت‌های خارجی صحبت خواهد شد، اما این به معنای عدم درک و بررسی شکاف‌های قومی، دلایل داخلی از جمله تبعیض‌های تاریخی، عدم توسعه مناطق مرزی، یا ناکارآمدی مدیریت محلی که سهم بزرگی در ایجاد این نوع تفکر داشته است، نمی‌باشد.

فقدان صدای گروه‌های محلی:
در بسیاری از تحلیل‌ها، از گروه‌ها و جنبش‌های قومی سخن به میان می‌آید، اما اغلب این نگاه از بیرون و از منظر تهدید است تا درک مطالبات. اگر هدف، جلوگیری از تجزیه است، لازم است بخشی از تمرکز بر گفت‌وگو با اقوام، شناخت خواسته‌های فرهنگی، زبانی و اقتصادی آن‌ها، و ارائه مدل‌های جامع حقوقی باشد؛ از جمله فدرالیسم فرهنگی یا تمرکززدایی کارآمد. غیبت این صداها در فرآیند سیاست‌گذاری، به انباشت نارضایتی و گسترش احساس طردشدگی می‌انجامد.

بایستی در نظر داشت که صرفاً راه‌حل نظامی-امنیتی (پاکسازی از فساد و تکیه بر حمایت مردمی) بدون اصلاحات اجتماعی-اقتصادی، بهبود وضعیت حقوق اقوام، یا گفت‌وگوی ملی، نمی‌تواند به نتایج پایدار در مقابله با تجزیه‌طلبی منجر شود.

نگاه دولت‌محور به امنیت ملی:
در ایران، همچون بسیاری از کشورهای جهان‌سومی، امنیت ملی غالباً با مفاهیمی چون تقویت نهادهای نظامی، کنترل اطلاعاتی و مقابله با نفوذ خارجی گره خورده است. اما در جوامع متکثر، امنیت پایدار از مسیر اعتمادسازی میان مردم و حاکمیت، شفاف‌سازی ساختار قدرت، و تضمین حقوق اقلیت‌ها می‌گذرد. بی‌توجهی به این ابعاد، باعث می‌شود پروژه‌های خارجی با کمترین هزینه، بر شکاف‌های داخلی سوار شوند.

قدرت‌های غربی به‌ویژه آمریکا و اسرائیل از مدت‌ها پیش در حال اجرای نقشه‌ای موسوم به «خاورمیانه جدید» هستند که هدف آن تضعیف و حتی تجزیه ایران است. این پروژه از طریق فشار نظامی، تحریم‌های اقتصادی و تحریک اختلافات قومی دنبال می‌شود و بهترین سناریو از نگاه آنها «لبنانی کردن» ایران است؛ یعنی ایجاد دولتی ضعیف و گرفتار در هرج‌ومرج شبیه لبنان. حوادث هفتم اکتبر به این طرح شتاب بیشتری بخشید و باعث شد افکار عمومی جهان برای سناریوی فروپاشی ایران آماده شود. در همین راستا، یکی از افسران اطلاعاتی موساد در مصاحبه‌ای با رسانه «ایران اینترنشنال» آشکارا گفت: «ما باید از تنوع قومی در ایران استفاده کنیم. بیش از چهل گروه قومی در ایران وجود دارد و می‌توان از آنها علیه هژمونی فارس‌ها بهره گرفت تا جنگ داخلی راه بیفتد و ایران از درون متلاشی شود.» این اظهارات نشان می‌دهد اسرائیل از اختلافات قومی به‌عنوان ابزاری برای بی‌ثبات کردن و تجزیه ایران استفاده می‌کند.

در این میان، بخشی از حاکمیت ایران که به سازش با غرب امید بسته، با امتیازدهی و تضعیف قدرت دفاعی کشور ناخواسته در خدمت این نقشه عمل می‌کند. در مقابل، اگر نیروهای نظامی بتوانند خود را از فساد پاک کنند و به حمایت مردم متکی شوند، می‌توانند مانع تحقق این پروژه و حافظ تمامیت ارضی ایران باشند. در غیر این صورت، خطر تجزیه و «بالکانیزه» شدن ایران بسیار جدی خواهد بود.

وضعیت گروه‌های قومی در ایران

در ایران، گروه‌ها و احزابی که بر مبنای هویت قومی به‌طور علنی یا پنهانی خواهان جدایی یا خودمختاری از حکومت مرکزی هستند، اغلب در مناطق مرزی فعال‌اند. این گروه‌ها عمدتاً از حمایت برخی کشورهای خارجی (یا همسویی با سیاست‌های بیگانگان) برخوردارند و فعالیت‌شان بعضاً در فهرست سازمان‌های غیرقانونی یا تروریستی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته. به‌طور خلاصه و بدون ارزش‌داوری:

مناطق کرد‌نشین (کردستان، کرمانشاه، بخش‌هایی از آذربایجان غربی):
– حزب دموکرات کردستان ایران (PDKI): از قدیمی‌ترین احزاب کردی که از دهه ۱۳۲۰ فعال است. در دوره‌هایی خواهان استقلال و در دوره‌هایی به دنبال خودمختاری بوده است.
– کومله: شامل شاخه‌های مختلفی چون «کومله زحمتکشان کردستان» که گرایش‌هایی به استقلال‌طلبی در برخی بیانیه‌هایشان داشته‌اند.
– پژاک (PJAK): شاخه ایرانی حزب کارگران کردستان ترکیه (PKK) که فعالیت مسلحانه در مناطق مرزی داشته و صراحتاً خواهان خودمختاری کردهاست.

مناطق عرب‌نشین (عمدتاً خوزستان):
– حرکه النضال العربی لتحریر الأحواز: گروهی تجزیه‌طلب که به دنبال جدایی خوزستان و تشکیل کشور مستقلی به نام «الاحواز» است. این گروه در فهرست تروریستی ایران و برخی کشورها قرار دارد.
مناطق بلوچ‌نشین (سیستان و بلوچستان):
– جیش العدل: گرچه تمرکز اصلی آن مبارزه مسلحانه با جمهوری اسلامی است، در برخی مواضع از حق تعیین سرنوشت بلوچستان نیز سخن گفته.
– برخی جریان‌های کوچک خارج از کشور نیز از تجزیه یا فدرالیسم افراطی دفاع می‌کنند، اما فاقد پایگاه سازمانی و نظامی گسترده هستند.

مناطق ترک‌زبان (آذربایجان):
– جنبش‌هایی مانند «گاموح» (یا گاماج) در خارج از کشور، با تبلیغ استقلال آذربایجان جنوبی (لقب پان‌ترک‌ها برای آذربایجان ایران) فعال‌اند. این گروه‌ها عمدتاً به‌صورت رسانه‌ای فعالیت می‌کنند و پایگاه اجتماعی یا نیروی نظامی مؤثری در داخل ندارند.
اغلب این گروه‌ها به‌دلیل نبود پایگاه اجتماعی گسترده، اختلافات داخلی، و برخورد شدید امنیتی، تاکنون به یک جنبش گسترده تجزیه‌طلب تبدیل نشده‌اند. با این حال در رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور و شبکه‌های اجتماعی، فعالیت‌شان پررنگ‌تر از وزن واقعی‌شان در داخل جلوه می‌کند.

تجربه استفاده از پروژه‌های تجزیه‌طلبی در مناطق دیگردر آفریقا:
پس از دوران استعمار، مرزهای مصنوعی و بی‌توجه به ترکیب قومی، بستر منازعات متعدد شد. قدرت‌های غربی با حمایت از گروه‌های قومی، بی‌ثباتی و تجزیه را دامن زدند.
– جنگ بیافرا (۱۹۶۷-۱۹۷۰): ایالت بیافرا در نیجریه با حمایت برخی کشورها جدا شد. این جنگ بیش از یک میلیون کشته بر جا گذاشت.
– سومالی‌لند: پس از فروپاشی حکومت زیاد باره در ۱۹۹۱، سومالی به مناطق قبیله‌ای تقسیم شد و سومالی‌لند اعلام استقلال کرد.
– سودان جنوبی (۲۰۱۱): تحت حمایت غرب و در نتیجه اختلافات قومی-دینی، از سودان جدا شد، اما خود درگیر جنگ داخلی و بی‌ثباتی ماند.

در آسیای مرکزی:
با فروپاشی شوروی، آسیای مرکزی به منطقه‌ای پر از شکاف‌های قومی و مرزهای ناپایدار تبدیل شد.
– دره فرغانه (قرقیزستان): درگیری خونین میان ازبک‌ها و قرقیزها بستری برای رقابت منطقه‌ای شد.
– جنگ داخلی تاجیکستان (۱۹۹۲-۱۹۹۷): با حمایت خارجی، ده‌ها هزار کشته و یک کشور از هم‌گسیخته به‌جا گذاشت.
– کشمکش‌های قومی: رقابت قدرت‌های جهانی، هر تنش قومی را به ابزاری برای اعمال فشار بر دولت‌ها تبدیل کرده است.

تجربه آفریقا و آسیای مرکزی نشان می‌دهد که قدرت‌های جهانی، به‌ویژه غرب، از شکاف‌های قومی به‌عنوان ابزاری برای بی‌ثبات‌سازی دولت‌ها بهره برده‌اند. اگر ایران بخواهد از این مسیر پرمخاطره عبور کند، علاوه بر مقابله با پروژه‌های خارجی، باید بازنگری اساسی در نگاه امنیتی، تمرکزگرایی، و رابطه مرکز با پیرامون انجام دهد.
پرتغال
۷ جولای ۲۰۲۵
فرشید نوروزی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *