مرگِ “مرگاندیشی”؛ یا تولدِ “الهیاتِ زندگی” رنسانس ایرانی ققنوس
اما ما بر خاکِ تازه به جایِ فاتحه موسیقی گذاشتیم. نه از بیحرمتی، که از خشمِ مقدسِ زندگی. چون مقتول با زبانِ قاتل آرام نمیگیرد. رقصیدیم تا مرگ را از دهانِ استبداد بیرون بکشیم، و دوباره انسانیاش کنیم. تو جان را گرفتی، اما شور را نه— شور هنوز در رگهای ما جریان دارد. استکهلم ۱۵… ادامه مطلب »
