یکی از ویدیوهای مرتبط با سرقت و خفتگیری که در روزهای گذشته در رسانههای اجتماعی منتشر شد، سرقت گردنبند از مادری بود که کودکش را در آغوش دارد. در این ویدیو سارقان بدون توجه به کودک در آغوش مادر با خشونت گردنبند را از گردن زن میکشند و او و کودکش بهشدت به زمین میخورند.
ناتوانی در تامین امنیت شهروندان ایران به یکی از چالشهای حکومت جمهوری اسلامی بدل شده و آمار سرقت از شهروندان در مناطق مختلف ایران بهطور چشمگیری بالا رفته است.
در این گزارش به تجربه شهروندانی که هدف سرقت و زورگیری قرارگرفتهاند پرداختهایم و همچنین در گفتگو با صبا آلاله، روان تحلیلگر اجتماعی اثر وقوع این حوادث بر سلامت روان افراد جامعه را بررسی کردهایم
«دیدن ویدیوی مادر و کودکی که براثر حمله سارقان زمین خوردند من را سه روز زمینگیر کرد. یاد خودم افتادم وقتی فرزندم کوچک بود و من رانندگی نمیکردم و زورگیرها از خلوتی خیابان برای ربودن کیفم به من حمله کردند.»
این بخشی از گفتههای «رزا» است. او شهروندی ساکن اهواز است و حالا بهرغم گذشت بیش از ده سال از این تجربه هنوز جرات نکرده از خیابان محل سکونتش پیاده عبور کند.
رزا به ایرانوایر میگوید: «من آن زمان هنوز رانندگی نمیکردم. پسرم تقریبا یکساله بود و من باید دو فاز از یکی از خیابانهای بلند محله کیان پارس را پیاده طی میکردم تا برسم سر خیابان و سوار تاکسی بشوم. یک روز حوالی ساعت هفت صبح بچه بغلم بود. کیف خودم روی دوش راستم و ساک وسایل بچه روی دوش چپ. همینطور که میرفتم یک ماشین تکسرنشین از روبرو آمد. از من که گذشت حس کردم که سرعتش کم شد و دور زد.»
رزا میگوید راننده از خلوتی خیابان و وضعیت او با کودک در آغوش استفاده کرده و قصد داشته کیف او را برباید: «یک دستی فرمان را گرفته بود با دست دیگرش کیفم را میکشید. وزن بچه که روی همان شانه خواب بود باعث شد نتواند کیف را بکشد ولی من و فرزندم محکم زمین خوردیم و او هم رفت. داشت دوباره دور میزد که من با سر و روی زخمی و خونی زنگ یک آپارتمان را زدم و یکی از ساکنان فرشته نجات شد و در را باز کرد.»
سالها از این ماجرا گذشته اما رزا میگوید هنوز جرات ندارد آن مسیر را پیاده طی کند: «باورتان نمیشود اما حتی اگر بخواهم به سوپر سر کوچه بروم اگر ماشین نداشته باشم اسنپ میگیرم.»
در هفتههای گذشته بارها و بارها ویدیوهایی از زورگیری و خشونت و حتی قتل مردم به دست سارقان در شبکههای اجتماعی منتشرشده است.
بهرغم اینکه نهادهای مسوول از انتشار هرگونه آمار دقیق درباره میزان افزایش سرقت، قتل و نزاعهای خیابانی امتناع میکنند اما گزارشهای میدانی، در کنار آمار مقامهای پلیس مبنی برای افزایش تعداد بازداشت سارقان، نشاندهنده گسترش چشمگیر این بحران در جامعه ایران است.
یکی دیگر از ویدیوهایی که به دست ایرانوایر رسیده بود تصویر دوربین مداربسته از خانهای در غرب تهران بود. در این ویدیو شش سارق مسلح در تاریکی شب با سر و روی پوشیده وارد منزلی میشوند که دو زن در آن حضور دارند و پسر و پدر خانواده هم بعدتر به آن بازمیگردند. سارقان با قمه پدر و پسر خانواده را زخمی میکنند و دست و پای پدر را میبندند. دختر خانواده در انتهای ویدیو با دست و دهان بسته از طبقه بالا پایین میآید درحالیکه مشخص است مورد ضرب و شتم قرارگرفته. سارقان مشخصاً به دنبال اموال قیمتی و پول بودند چون با دو کیسه نسبتا کوچک اما پر، محل را ترک میکنند.
این حادثه ۲۰اسفند1403 رخداده است.
«زیبا» زن ۳۸ سالهای است که دو سال قبل درست مقابل در خانه خود توسط زورگیران موردحمله قرارگرفته است. او به ایرانوایر میگوید: «خانه ما انتهای یک کوچه بنبست است. در منطقهای شلوغ که هیچوقت زندگی شبانه در آن تعطیل نمیشود. همیشه گمان میکردم به این منطقه که برسم دیگر هیچ خطری تهدیدم نمیکند. همه کوچهها دوربین دارند و اهالی همدیگر را میشناسند برای همین غریبه نمیتواند زیاد پرسه بزند.»
زیبا میگوید دستش پر بوده و وقتی وسایل توی دستش را زمین گذاشته و کلید انداخته و در را باز کرده، دو موتورسوار وارد کوچه شده و به سمت او آمدهاند: «پریدم توی حیاط، موتورشان را از در گذراندند، با قمه دستم را زخمی کردند. موبایلم را گرفتند و دررفتند.»
به گفته زیبا او با پیگیری توانست چهره سارقان را شناسایی کند: «دوربین مداربسته سر کوچه و خانه همسایه روبرویی بهوضوح چهرهشان را ثبت کرده بود. آگاهی هم گفت که سابقهدارند اما هیچ همکاری برای دستگیری نکردند. من و همسرم دو هفته کار و زندگیمان را تعطیل کردیم و حتی باشگاهی که این دو نفر برای ورزش و بدنسازی میرفتند، پیدا کردیم اما آگاهی مامور برای بازداشت به ما نمیداد. مدام میگفتند یک موبایل ارزش اینقدر دوندگی ندارد. هرچقدر میگفتم اگر مقاومت میکردم، ممکن بود من را بکشند ولی فایده نداشت انگار از آنها میترسیدند.»
«مرضیه» همراه همسر و فرزندانش در خارج از ایران زندگی میکند. او به ایرانوایر میگوید: «منزل مادر همسرم در سعادتآباد است. از وقتی ویدیوهای سرقت در سعادتآباد را دیدهایم خواب و خوراک نداریم. مادر همسرم سالمند است و چند بار کیفش را در خیابان قاپیدهاند. بیچاره از ترس اینکه زمین نخورد و آسیب نشود دیگر حتی مقاومت هم نمیکند. سعی هم میکند حتیالمقدور تنها بیرون نرود اما بنده خدا حتی برای پیادهروی تا پارک محل زندگیاش هم میترسد، برود.»
اثر ناامنی خانه و خیابان بر سلامت روان جامعه
صبا آلاله روان تحلیلگر اجتماعی درباره اثر مخرب وقوع چنین رخدادهایی بر افکار عمومی در جامعه به ایرانوایر میگوید: «وقوع این اتفاقها مستقیما روی احساس امنیت اثر میگذارد و احساس تعلق آدمها به اجتماع را کاهش میدهد. در چنین شرایطی از بعد روانشناسی افراد دچار احساس بیپناهی و درماندگی میکنند چراکه اینطور حس میکنند که نهتنها امنیت ندارند، هیچ ساختاری هم در خصوص این عدم امنیت پاسخگو نیست، تلاشی نمیکند و قرار نیست عدالتی برقرار شود.»
به باور صبا آلاله مشاهده این سطح از ناامنی در جامعه برای شهروندان موجب از میان رفتمین امنیت افراد و ترمیم اعتماد اجتماعی اقدام موثری نکنند هرروز بیشتر شاهد فروپاشی اعتماد اجتماعی خواهیم بود.»
صبا آلاله در مورد مسوولیت انتشار این اخبار برای رسانه هم به نکاتی اشاره میکند. او میگوید: «وقتی اخبار مرتبط با بزههای خرد و آسیبهای اجتماعی بهصورت پیوسته منتشر میشود ناخودآگاه جامعه به چیزی که عادی نیست، غیرقانونی و نابهنجار است خو میکند. نه از سر اینکه جامعه میپذیرد یا از وقوع این اتفاقها ناراحت نمیشود بلکه از سر ناتوانی به خودش میقبولاند خب من در شهری زندگی میکنم که امن نیست پس کمتر بیرون بروم، بیرون میرود موبایلم را نبرم و کمکم سلامت روان افراد به مخاطره میافتد چون به بیحسی عاطفی مبتلا میشود.»
آمارها چه میگویند؟
روز ۸اسفند۱۴۰۳ عباسعلی محمدیان، فرمانده نیروی انتظامی تهران خبر داد که ماموران پلیس فقط در ۷۲ ساعت در شهر تهران، ۲۶۵ سارق را دستگیر کردهاند.
بر اساس دادههای مرکز آمار ایران، به ازای هر هزار نفر در سال گذشته، ۱۲ مورد سرقت ثبتشده است.
مرکز آمار ایران همچنین در آخرین گزارشهایش درباره تعداد سرقتها در ایران، اعلام کرد که از سال۱۳۹۵ تا۱۴۰۰ میزان سرقت در ایران ۴.۵ برابر شده است. بر این اساس، شمار سرقتها در سال۱۳۹۵ حدود ۳۴۳ هزار فقره بود که در سال۱۴۰۰ به یکمیلیون و ۴۰۰ هزار فقره رسید.
با توجه به جمعیت ۸۵ میلیون نفری ایران، این عدد در مقایسه با کشورهای اروپایی یا کشورهای حاشیه خلیجفارس، رکوردی بزرگ محسوب بهحساب میآید.
بسیاری از شهروندان بهویژه زنان مخالف حجاب اجباری در رسانههای اجتماعی مینویسند اگر نیروی انتظامی جمهوری اسلامی بهجای افزایش نیروهای خود برای سرکوب مخالفان حجاب اجباری تلاشش را صرف انجام اقدامهای امنیتی برای حفظ امنیت شهروندان کند کمتر شاهد چنین حوادثی در شهرها خواهیم بود.
بسیاری از رسانهها، تحلیلگران، جامعهشناسان و مددکاران اجتماعی در ایران، تاکید میکنند که افزایش فقر، مشکلات معیشتی و بیکاری دلیل اصلی ناامنی خیابانهای ایران و چند برابر شدن تعداد سارقان در سالهای اخیر است.
بهعنوان نمونه روزنامه هممیهن در مهر۱۴۰۳ از «افزایش سرقت نان و مواد غذایی در تهران» خبر داد و نوشت افرادی به دلیل ناتوانی در خرید، به بهانه همراه نداشتن کارتبانکی یا گذاشتن خریدها روی موتورسیکلت میروند و دیگر بازنمیگردند.
علی ولیپور گودرزی، رئیس پلیس آگاهی شهر تهران، نیز تابستان سال گذشته گفت «برخی سارقان تنها به دلیل شرایط اقتصادی دست به سرقت میزنند و اگر شرایط بهبود یابد، از تعداد آنها کاسته خواهد شد.»
مریم دهکردی
ایرانوایر
