با دل غافل چه سود از گفت‌وگو؟

By | اردیبهشت ۱, ۱۴۰۴

/هر چه گویی، او کند تأویل نو
بیدل دهلوی

در زمینه بحث

سخت است به کسی که سودش درنفهمیدن است چیزی را بفهمانی.

اگرچه تمامی گفت‌وگوها بی‌ثمر نیستند، اما تمرکز بر گفت‌وگوی آزاد، گوش سپردن فعالانه و آمادگی برای درک دیدگاه‌های متفاوت، اغلب می‌تواند به تعاملاتی ثمربخش‌تر از جدل‌های سنتی منجر شود.

بی‌سوادی سیاسی، اگر با خودبزرگ‌بینی و فهمی سطحی از واقعیت درآمیزد، نه‌تنها قدرت تشخیص را از فرد سلب می‌کند، بلکه ایدئولوژی را به ابزاری برای توجیه جهل بدل می‌سازد

هلن میرن یک‌بار گفت:
«قبل از اینکه با کسی بحث کنی، از خودت بپرس: آیا آن فرد از نظر ذهنی به اندازه‌ای بالغ است که بتواند مفهوم دیدگاه متفاوت را درک کند؟ چون اگر نباشد، بحث هیچ فایده‌ای نخواهد داشت.»

همه‌ی بحث‌ها ارزش صرف انرژی را ندارند. گاهی، فرقی نمی‌کند چقدر واضح منظورت را بیان کنی، طرف مقابل گوش نمی‌دهد تا بفهمد، گوش می‌دهد تا واکنش نشان دهد.
او در دیدگاه خودش گیر کرده است، تمایلی به در نظر گرفتن زاویه‌ی دید دیگری و دیگران را ندارد، وارد شدن به بحث با چنین شخصی فقط هدر دادن وقت و انرژی‌ می‌باشد.

بین یک گفت‌و‌گوی سالم و یک بحث بی‌ثمر تفاوت وجود دارد.

گفت‌وگو با کسی که ذهنی باز دارد و ارزش رشد و درک را می‌ فهمد، می‌تواند بسیار الهام‌بخش و روشنگر باشد حتی اگر دیدگاه‌ها متفاوت باشند،

اما اگر طرف مقابلت حاضر نباشد از باورهای خودش قدمی فراتر بگذارد و بجای گوش دادن دائما نظرات بی پایه و یا با پایه خود را ارائه می دهد و صحبت کردن تو را قطع می کند و تلاش برای قانع کردنش مثل حرف زدن با دیوار و سنگ است ، بی‌نتیجه و فرساینده.

فرقی نمی‌کند که شما چقدر منطقی یا راستگو باشید، او حرف‌های شما را تحریف می‌کند، طفره می‌رود یا نادیده می‌گیرد—نه به‌خاطر اینکه شما اشتباه می‌کنی، بلکه چون او نمی‌خواهد زاویه‌ی دید دیگری را ببیند. فقط زاویه دید دلخواه خودش را مهم است و تمام حقیقت.

سخت است به کسی که سودش درنفهمیدن است بخواهی چیزی را بفهمانی.

بلوغ فکری به این معنا نیست که چه کسی بحث را می‌برد، بلکه به این است که بدانی چه وقت یک بحث ارزش ادامه دادن دارد و یا ندارد.
یعنی بدانی که آرامشت ارزشش بیشتر از اثبات یک نکته برای کسی‌ است که از قبل تصمیمش را گرفته و قصد تغییر نظر خود را ندارد.
همه‌ی بحث ها نیاز به مبارزه ندارند.
همه‌ی آدم‌ها شایسته‌ی توضیح نیستند.

گاهی قوی‌ترین کاری که می‌توانی انجام دهی این است که یک قدم عقب بروی—نه چون حرفی برای گفتن نداری، بلکه چون می‌دانی بعضی‌ها هنوز به بلوغ و آمادگی شنیدن حقیقتی نرسیده اند که دیگران سال‌ها برای رسیدن به آن تلاش کرده‌اند.
و این مسئولیت، چیزی نیست که تو مجبور باشی به دوش بکشی.
تحریف یا ساده‌سازی حقیقت برای قانع کردن دیگران، نوعی بازی ذهنی‌ست، گاهی از روی ناآگاهی و گاهی کاملاً آگاهانه.
استکهلم
۲۰آپریل ۲۰۲۵
فرشید نوروزی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *