بابک زنجانی , مشتی نمونه خروار و یا گرگی دیگر در لباس میش

By | شهریور ۱۶, ۱۴۰۴

آیا جای او پشت میله های زندان نیست؟

«بالا آمدن» زنجانی ترکیبی از دسترسی سیاسی (دولت احمدی‌نژاد/نهادهای امنیتی–نفتی)، معماری شبکه‌های مالی برون‌مرزی (مالزی/دبی و…)، و ویترین‌های داخلی برای مشروعیت‌سازی بود.
این جمع سه‌گانه بدون موج تحریم‌های ۲۰۱۲–۲۰۱۳ نمی توانست ممکن شود؛ همان موجی که بعدها با اسناد رسمی اتحادیه اروپا و وزارت خزانه‌داری آمریکا نقش او را روشن کرد.

روایت «راننده بانک مرکزی» صرف‌نظر از صحتش، که بیشتر کارکرد تبلیغی داشت: ساختن قصۀ صعود از «هیچ»؛ اما در سطح ساختاری، مجوزها-رانت‌ها و مأموریت‌های دور زدن تحریم عامل اصلی جهش او بودند و نه نبوغ کارآفرینی کلاسیک.

فرجام ۱۴۰۳ هم نشان داد که این نوع ثروت‌سازی به‌محض تغییر توازن قدرت، قابل مصادره-چانه‌زنی است: بخشی از اموال برگردانده شد و همان سازوکار سیاسی که او را بالا کشید، حکم را هم تخفیف داد.

بابک زنجانی در سخنرانی جدیدش خزعبلاتی را مطرح کرد که ارزش واشکافی کوتاهی برای شناخت بیشتر سیستم دارد. او در چند روز اخیر در یک پُست ویدیویی در فضای مجازی و مصاحبه‌هایی مشابه، به‌وضوح اظهار کرده است که افزایش قیمت دلار هیچ ارتباطی به فعال شدن مکانیسم ماشه یا تحریم‌ها ندارد و بلکّه تقصیر همه‌چیز بر دوش بانک مرکزی است.

این حرفهای بابک زنجانی را اگر در بستر سیاسی-اقتصادی ایران بخوانیم،
چند لایه معنا پیدا می کند:

۱- جایگاه و موقعیت گوینده
الف- بابک زنجانی نه یک فعال اقتصادی معمولی، بلکه یک «شبکه‌دار مالی ـ امنیتی» است که در دوران تحریم‌ها به بازوی غیررسمی جمهوری اسلامی برای دور زدن تحریم‌های نفتی بدل شد.
ب- نجات او از اعدام و زندان به فرمان خامنه‌ای (یا دست‌کم با چراغ سبز بیت) به‌خوبی نشان می‌دهد که او هنوز بخشی از دارایی‌ها و شبکه‌هایش برای نظام حیاتی است. بنابراین گفته‌هایش را باید بیشتر در چارچوب پروپاگاندای قدرت فهمید تا یک ارزیابی مستقل اقتصادی.

۲- ادعای «بی‌تأثیری» مکانیسم ماشه

وقتی زنجانی می‌گوید مکانیسم ماشه اثری ندارد و «این بانک مرکزی است که مطرح می‌کند»، در واقع چند خط سیاسی–اقتصادی را بازتاب می‌دهد:
الف- عادی‌سازی تحریم‌ها

هدف این است که به جامعه القا شود: «ما به تحریم عادت کرده‌ایم، چیزی تغییر نمی‌کند.» این همان سیاست رسمی حکومت در همه سال‌های گذشته بوده: کوچک‌نمایی فشار خارجی برای جلوگیری از التهاب داخلی.

ب- انتقال تقصیر از سیاست به مدیریت داخلی

زنجانی عملاً می‌گوید: مشکل دلار ناشی از سیاست‌های تحریمی نیست، بلکه حاصل بی‌کفایتی یا سوءمدیریت بانک مرکزی است. این یک خط قدیمی در جمهوری اسلامی است که می‌خواهد مسئولیت اصلی را از دوش سیاست خارجی (خامنه‌ای و سپاه) بردارد و به گردن مدیران اجرایی بیندازد.

پ- حفظ مشروعیت شبکه‌های غیررسمی ارزی

چون زنجانی خود بخشی از همان شبکه‌های غیررسمی انتقال پول است، طبیعی است که بخواهد بگوید تحریم‌ها اثر ندارند؛ یعنی شبکه‌های ما کار می‌کنند و بحران از جای دیگری است.

۳- تناقض‌ها
الف- واقعیت عینی اقتصاد ایران:
همان‌طور که تجربه ۱۳۹۱ و ۱۳۹۷ نشان داد، هر بار که تحریم‌ها تشدید شده، دلار جهش کرده است. ادعای «بی‌تأثیری» با داده‌های اقتصادی نمی‌خواند.
ب- نقش بانک مرکزی:
درست است که سیاست‌های این نهاد (چاپ پول، ارزپاشی، چندنرخی بودن) بر قیمت دلار اثر دارد، اما این‌ها همه واکنش به یک واقعیت بنیادی است:
کمبود ارز ناشی از تحریم. یعنی تحریم علت اولیه است، بانک مرکزی علت ثانویه.
پ- منافع زنجانی:
او تلاش می‌کند خود را به‌عنوان یک «کارگزار مطمئن برای دور زدن تحریم» جا بزند. هرچه اثر تحریم کوچک‌تر نمایش داده شود، نقش او بزرگ‌تر و قابل‌اعتمادتر جلوه می‌کند.

مصاحبه بابک زنجانی در حقیقت خط تبلیغاتی بیت و سپاه را بازتاب می‌دهد و سه پیام دارد:
الف- تحریم‌ها و مکانیسم ماشه را بی‌اثر نشان بده،
ب- تقصیر گرانی دلار را گردن «سوءمدیریت دولت و بانک مرکزی» بینداز،
پ- و همزمان نشان بدهد که شبکه‌های غیررسمی (همان‌هایی که امثال زنجانی نمایندگی می‌کنند) هنوز توانایی تأمین نیاز نظام را دارند.

به بیان دیگر، او از یک واقعیت (سوءمدیریت بانک مرکزی) استفاده می‌کند تا علت اصلی (تحریم و فشار خارجی) را بپوشاند و نقش خودش و حامیان امنیتی‌اش را توجیه کند.
استکهلم
۶ آگوست ۲۰۲۵
فرشید نوروزی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *