دست های کثیف از مردم ‌دور

By | دی ۲۸, ۱۴۰۴

تمام مسئولیت بی کم‌و‌کاست در راس قدرت است .

«دشمن خارجی» تحلیل نیست؛
دروغ رسمیِ قدرت است.
بهانه‌ای آماده برای شستن رد خون از دست‌های ناپاک حاکمیت.
روایتی که هر بار از انبار امنیتی بیرون کشیده می‌شود تا جنایت نه توضیح ، بلکه توجیه شود. این روایت نه خطاست، نه ساده‌لوحانه؛
آگاهانه، حساب‌شده و سرکوب‌محور است.

از کوی دانشگاه ۷۸ تا اعتراضات دهه‌ی هشتاد، این سناریو بارها اجرا شده:
اول معترض را «آلت دست» می‌نامند،
بعد باتوم را «ضرورت امنیتی» جا می‌زنند،
و در نهایت، جنازه را با واژه‌هایی مثل «ثبات» و «امنیت ملی» دفن می‌کنند.
این اتفاقی نیست؛ رویه‌ی تثبیت‌شده‌ی قدرت است.

امروز هم وقتی چهره‌هایی مثل محمد خاتمی و پزشکیان از «مداخله خارجی» و اسرائیل حرف می‌زنند، تحلیل ارائه نمی‌دهند؛ به بازتولید همان روایت امنیتی مشغول‌اند. به قول دوستی : توجیه‌هایشان درباره‌ی نقش اسرائیل را با یک من عسل سبلان هم نمی‌شود قورت داد.
بین «نقش داشتن» و «مسئولیت مستقیم داشتن» فاصله‌ای به اندازه‌ی جنایت تا حقیقت وجود دارد؛
فاصله‌ای که عمداً پاک می‌شود تا مسئول اصلی از زیر بار پاسخ‌گویی فرار کند.

مسئولیت جنایات و تبهکاری‌های سازمان‌یافته‌ی اخیر، مستقیم و بی‌واسطه بر عهده‌ی خامنه‌ای و شرکای اوست؛ این واقعیتی نیست که بتوان آن را با مصلحت، تفسیر یا ماله‌کشی پوشاند. می‌توان از بهره‌برداری خارجی حرف زد، می‌توان حتی دخالت محدود و میدانی اسرائیل برای پیشبرد منافع خودش را رد نکرد؛ اما نسبت‌دادن سازمان‌دهی اعتراضات مردم به اسرائیل و «دشمنان خارجی» چیزی جز لاطائلات امنیتی و مزخرفات رسمی نیست که برای تحمیق جامعه به خورد مردم داده می‌شود.

مردم به خیابان نیامدند چون فرمان گرفتند؛
آمدند چون تحقیر شدند، حذف شدند، له شدند و تمام مسیرهای تنفس سیاسی به‌زور مسدود شد.
تقلیل این خشم انباشته به «دست خارجی»، توهین مستقیم به شعور، تجربه و رنج جامعه است.

این فرافکنی فقط دروغ نیست؛ تیغ دو لبه و دو جنایت هم‌زمان است:
هم سرکوب را تطهیر می‌کند،
هم قربانی را متهم.
هم باتوم را مشروع می‌سازد،
هم مردم را بی‌عاملیت و بی‌صدا.
در این نقطه، دروغ از ابزار تبلیغ عبور می‌کند و به ابزار قتل تبدیل می‌شود.

انتظار نیست خاتمی و پزشکیان جنایت سازمان‌یافته‌ی خامنه‌ای علیه مردم بی‌دفاع را بی‌کم‌وکاست افشا یا محکوم کنند؛ سطح توقع روشن است.
اما حداقل انتظار این است که ( به روایت همان حضرت علی که دوست دارند به آن ارجاع بدهند ) اگر به هر دلیل یا مصلحت قادر به گفتن همه‌ی حقیقت نیستند، لااقل سکوت کنند.
سکوت شرافتمندانه‌تر از آن است که نمک بر زخم مردم بپاشند و روایت سرکوب را بزک کنند.

مسئولیت خشونت و سرکوب جای دیگری است:
در رأس قدرت،
در دل ساختار امنیتی‌ای که تصمیم می‌گیرد، دستور می‌دهد، شلیک می‌کند و بعد انکار می‌کند.
و هرکس که از درون همین ساختار، آگاهانه این روایت را تکرار می‌کند، نه «میانه‌رو» است و نه «منتقد»؛ شریک روایت سرکوب و هم‌دست جنایت است.

تاریخ ـ حتی پیش از ۱۳۸۸ ـ حکم را صادر کرده است:
سکوت، بزدلانه است؛
اما هم‌صدایی با دروغ قدرت، بدون در نظر گرفتن نیت ، آگاهانه یا ناآگاهانه مشارکت فعال در جنایت است.
استکهلم
۱۷ ژانویه ۲۰۲۵
فرشید نوروزی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *