
به اعتقاد بسیاری از ناظران، نزاع ریشهدار جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل به حدی در تمام ابعاد شدت گرفته است که حلوفصل آن از طریق دیپلماسی خیالپردازانه است. به بیان دیگر، بعید است با توافقی شبیه برجام در سال ۲۰۱۵ بتوان منازعات رو به تشدید میان جمهوری اسلامی و آمریکا را مهار کرد. این یعنی تکلیف طرفین ابتدا باید در «میدان» روشن شود.
در طول یک ماه آتشبس، اگرچه از شدت جنگ کاسته شد، اما درگیریها تمام نشد. هدف قرار گرفتن کشتیها، حملات موشکی و پهپادی به زیرساختهای انرژی امارات بهعنوان ضلع چهارم جنگ، انسداد تنگه هرمز توسط سپاه پاسداران، محاصره دریایی بنادر ایران توسط آمریکا و توقیف همزمان کشتیهای متعلق به جمهوری اسلامی، پرواز پهپادهای ناشناس بر فراز ایران و، در یکی از آخرین موارد، حملات هوایی به اهدافی در قشم و بندرعباس توسط آمریکا آشکار میکند که تا چه اندازه شرایط ناپایدار است.
دونالد ترامپ پس از موشکپرانی به ناوشکنهای آمریکا در تنگه هرمز، فرمان حملات محدود به نقاطی در جنوب ایران را صادر کرد. به تلافی آن، جمهوری اسلامی به امارات موشکپرانی کرد و مقامات تهران، آمریکا را متهم به نقض آتشبس کردند، اما ترامپ مدعی شد که این اقدام «نوازشی دوستانه بود» و بار دیگر تأکید کرد: «در حال مذاکره با ایران هستیم.»
اگرچه ترامپ روی مذاکره و توافق اصرار دارد، اما هیچکس به اندازهی او تکرار نکرده است که در ایران مشخص نیست رهبری دست چه کسی است و چه کسانی تصمیمگیر هستند. او بارها گفت نمایندگان رژیم پای میز مذاکره یک چیز میگویند و فردای آن، حرف دیگری میزنند. همچنین تأکید کرد، امروز با آنها [نمایندگان رژیم] توافق میکنیم و فردا یادشان میرود، یا در پای میز مذاکرات از توافق میگویند و در فضای عمومی حرفشان را تغییر میدهند.
دور از واقعیت نیست اگر مقامات جمهوری اسلامی به این باور رسیده باشند که ترامپ آنها را بازی میدهد.
فشار از کانال شورای امنیت
تلاش آمریکا و کشورهای حوزه خلیج فارس برای تصویب قطعنامه علیه جمهوری اسلامی در شورای امنیت سازمان ملل، از جمله فشارها به حکومت ایران برای تسلیم بود.
آنچه در این عرصه اهمیت پیدا میکند، موضع روسیه و چین است. آمریکا امیدوار است روسیه و چین قطعنامه پیشنهادی را که در آن جمهوری اسلامی موظف به بازگشایی تنگه هرمز است، وتو نکنند. در این میان، برخی تصمیمات جمهوری خلق چین، حکومت ایران را نگران کرده است. فشار پکن به جمهوری اسلامی برای بازگشایی تنگه هرمز، ارسال سامانههای دفاعی برای امارات و هدف قرار گرفتن یک نفتکش چینی در آبهای جنوب توسط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی نشان داد که امیدواری آمریکا به همراهی چین علیه جمهوری اسلامی شاید جنبه حقیقی بگیرد. اما همچنان مشخص نیست که روسیه آیا زیر پای جمهوری اسلامی را خالی میکند یا نه.

وضعیت شکننده حکومت
هرچند جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر مزیتهای راهبردی خود، از جمله موقعیت جغرافیایی، وسعت کشور و عمق استراتژیک، توانست در برابر حملات آمریکا و اسرائیل دوام بیاورد، اما از درون بسیار شکننده شده است.
بخشی از این شکنندگی مربوط به سطوح رهبری است؛ آنهم در شرایطی که وضعیت اقتصادی، بهویژه بعد از جنگ ۴۰ روزه، بسیار بحرانی است، نارضایتی به حداکثر رسیده و جبران خسارات ناشی از جنگ و شدت تخریبها سنگین است.
در حال حاضر ایران عملا توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اداره میشود که در واقع شکلی از حکومت نظامی است. هرچند مقامات آمریکایی، بهویژه دونالد ترامپ، مدام از شکاف و اختلاف در درون رژیم صحبت میکنند، اما دستکم فعلا آنها با همه اختلافاتی که دارند، بر سر اینکه باید نظام را با چنگ و دندان حفظ کرد، اتفاق نظر دارند.
براساس گزارشهای میدانی، تمام شهرهای ایران، بهویژه تهران، پادگانی شدهاند. سر هر خیابان و دور هر میدان نیروهای امنیتی مستقر هستند. تجمعات شبانه هواداران نظام که در واقع پوشش یا سپر انسانی نیروهای امنیتی هستند خلوتتر شده، اما همچنان برپاست.
دونالد ترامپ طبق یک روال تکراری، پس از اعلام آتشبس موقت، مدام میگوید به توافق با جمهوری اسلامی نزدیک شدهایم و همزمان تهدید میکند که اگر توافق نشود، «بمباران» آغاز خواهد شد.
ترامپ پس از ۴۸ ساعت اجرای «پروژه آزادی» برای اسکورت کشتیها از تنگه هرمز، آن را متوقف کرد. ادعا شد این تصمیم به درخواست کشورهای عربی منطقه برای جلوگیری از تشدید درگیریها مطرح شده است، هرچند برخی منابع رسانهای و همچنین مقامات جمهوری اسلامی توقف پروژه آزادی را «عقبنشینی» ترامپ خواندند. با این همه، اما محاصره دریایی بنادر ایران ادامه دارد و سنتکام اعلام کرده بیش از ۵۰ کشتی ایران متوقف شدهاند.
در همین دوره، گزارشهایی از اصابت موشک یا پهپاد به کشتیهای خارجی و چند کشتی متعلق به جمهوری اسلامی نیز منتشر شد. یکی از کشتیهایی که هدف قرار گرفت متعلق به کره جنوبی بود که بنا بر گزارشها در نزدیکی تنگه هرمز دچار انفجار و آتشسوزی شد.
با توجه به روند فعلی، به نظر میرسد آیندهی این بحران در کوتاهمدت بیشتر به سمت یک وضعیت فرسایشی و کنترلشده برود تا یک حلوفصل واقعی. یعنی نه میتوان از صلح پایدار صحبت کرد و نه از جنگ تمامعیار.
آنچه از مجموع شرایط پیداست، تصمیم نهایی همچنان با ترامپ است. او باید تعیین کند که بر اساس شرایط با جمهوری اسلامی چطور برخورد شود. خودش که آشکار میگوید یا تسلیم و توافق یا بمباران مجدد.
اکنون درگیریهای محدود، حملات پراکنده و فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد. حکومت که بقای خود را در خطر میبیند به حداقلها یعنی ماندن به هر قیمتی راضی است، اما اینکه فشارها را تا کجا تاب بیاورد مشخص نیست.
در داخل ایران، مردم وضعیتشان به شدت سخت شده است. گرانی، سفرهها را کوچکتر کرده است و سرکوبگران در خیابان جولان میدهند؛ اما امید مردم به تکرار تاریخ است. رژیمهای دیکتاتور در واپسین ماههای عمرشان قدرتمندتر از همیشه به نظر میرسند اما به یکباره فرومیپاشند. در واقع مردم شرایط را تحمل میکنند به امید آنکه روز موعود فرابرسد و فرصت کنند به خیابان بازگردند تا کار را تمام کنند، بهویژه آنکه حکومت روی میدان مین راه میرود.
کیهان لندن
