مدارس غیرانتفاعی؛ چگونه آموزش خصوصی از رفاه تا فرهنگ به بازتولید طبقه حاکم کمک کرد

By | خرداد ۸, ۱۴۰۵

گسترش مدارس غیردولتی و زنجیره‌ای وابسته به نهادها، چهره‌ها و خانواده‌های نزدیک به قدرت، به یکی از محورهای اصلی انتقاد از نظام آموزشی ایران در سال‌های اخیر تبدیل شده است؛ مدارسی که منتقدان می‌گویند عدالت آموزشی را تضعیف کرده و به بازتولید شکاف طبقاتی و سیاسی در آموزش کمک کرده‌اند.

تمرکز امکانات آموزشی، معلمان باتجربه و دانش‌آموزان خاص در مدارس غیردولتی و وابسته به جریان‌های سیاسی و مذهبی، بحث عدالت آموزشی در ایران را بار دیگر به یکی از موضوعات مناقشه‌برانگیز تبدیل کرده است.

کارشناسان آموزش می‌گویند در دهه‌های گذشته شبکه‌ای از مدارس وابسته به نهادهای حکومتی، سازمان‌های مذهبی، بنیادها و خانواده‌های سیاسی شکل گرفته که عملا نوعی «طبقه آموزشی» ایجاد کرده‌اند؛ مدارسی که تنها محل آموزش نیستند و در شبکه‌سازی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیز نقش دارند.

مجتمع آموزشی رفاه شرق

نهادهایی مانند دانشگاه آزاد، بنیاد شهید، سازمان تبلیغات اسلامی و مجموعه‌های وابسته به جریان‌های مذهبی و سیاسی، مدارس متعددی را در شهرهای مختلف اداره کرده‌اند. منتقدان می‌گویند این روند به انتقال تدریجی امکانات، نیروی انسانی باتجربه و فرصت‌های آموزشی از مدارس دولتی به مدارس خاص و شهریه‌ای انجامیده و شکاف میان آموزش عمومی و آموزش خصوصی را عمیق‌تر کرده است.

مدرسه رفاه؛ از دبیرستان مذهبی تا مقر انقلاب

مدرسه رفاه یکی از شناخته‌شده‌ترین مدارس مذهبی و سیاسی در تاریخ معاصر ایران است؛ مدرسه‌ای که از یک دبیرستان مذهبی دخترانه در تهران، به یکی از مراکز اصلی تحولات انقلاب ۱۳۵۷ تبدیل شد.

این مدرسه در دهه ۴۰ خورشیدی با مشارکت چهره‌هایی مانند محمد بهشتی و محمدجواد باهنر تاسیس شد. هدف اولیه، ایجاد مدرسه‌ای مذهبی برای خانواده‌های سنتی و مذهبی تهران بود، اما رفاه به‌تدریج به پایگاهی برای بخشی از نیروهای مخالف حکومت پهلوی تبدیل شد.

اهمیت سیاسی مدرسه رفاه پس از انقلاب افزایش یافت؛ جایی که روح‌الله خمینی در روزهای نخست بازگشت به ایران در آن مستقر شد و بخشی از تصمیم‌های کلیدی روزهای آغازین انقلاب در همان ساختمان گرفته شد.

برگزاری نخستین دادگاه‌های انقلاب و اعدام شماری از مقام‌های حکومت پهلوی بر پشت‌بام مدرسه رفاه، این مدرسه را به یکی از نمادهای آغاز جمهوری اسلامی و خشونت سیاسی در نخستین روزهای پس از سقوط حکومت پهلوی تبدیل کرد.

مدرسه رفاه که در خیابان ایران تهران قرار دارد، بعدها فعالیت خود را در قالب «بنیاد فرهنگی رفاه» ادامه داد. فائزه هاشمی رفسنجانی، دختر اکبر هاشمی رفسنجانی، از جمله چهره‌هایی است که در این مدرسه تحصیل کرده است.

مدرسه علوی؛ الگوی مدرسه اسلامی نزدیک به قدرت

اگر رفاه نماد سیاسی روزهای انقلاب بود، مدرسه علوی را می‌توان یکی از مهم‌ترین نمونه‌های پیوند آموزش مذهبی، نخبه‌گرایی آموزشی و ساختار قدرت در جمهوری اسلامی دانست.

مدرسه علوی در سال ۱۳۳۵ به همت علی‌اصغر کرباسچیان و رضا روزبه تاسیس شد. بنیان‌گذاران این مدرسه به دنبال ایجاد الگویی از «مدرسه اسلامی مدرن» بودند؛ الگویی که آموزش رسمی و مدرن را با تربیت مذهبی ترکیب می‌کرد.

اما علوی نیز به‌تدریج نقشی فراتر از یک مدرسه پیدا کرد. پس از بازگشت خمینی به ایران، او از مدرسه رفاه به مدرسه علوی منتقل شد و این مدرسه به یکی از مراکز اصلی هدایت تحولات انقلاب تبدیل شد.

دیدار معروف همافران نیروی هوایی با خمینی نیز در مدرسه علوی انجام شد؛ تصویری که به یکی از لحظات نمادین فروپاشی حکومت پهلوی تبدیل شد. تشکیل دولت موقت به نخست‌وزیری مهدی بازرگان نیز در همین مدرسه اعلام شد.

در سال‌های بعد، موسسه علوی به شبکه‌ای از مدارس تبدیل شد. بسیاری از مدیران، چهره‌های سیاسی و فرزندان خانواده‌های نزدیک به ساختار قدرت، یا در این مدرسه تحصیل کرده‌اند یا با شبکه آموزشی آن ارتباط داشته‌اند. محمدرضا نعمت‌زاده، کمال خرازی و غلامعلی حدادعادل از جمله چهره‌های شناخته‌شده مرتبط با این مدرسه معرفی شده‌اند.

منتقدان می‌گویند مدرسه علوی از نخستین نمونه‌های پیوند میان آموزش خصوصی مذهبی و ساختار قدرت در جمهوری اسلامی بود؛ الگویی که بعدها در قالب مدارس زنجیره‌ای و نهادهای آموزشی وابسته به جریان‌های سیاسی و مذهبی گسترش یافت.

مجتمع آموزشی فرهنگی علوی

مدارس فرهنگ؛ نسل تازه مدارس نزدیک به قدرت

در دهه ۷۰ خورشیدی، مدارس «فرهنگ» به عنوان نسل تازه‌ای از مدارس غیردولتی، مذهبی و نخبه‌گرا شکل گرفتند؛ مدارسی که نام آن‌ها با غلامعلی حدادعادل، رییس پیشین مجلس و از چهره‌های نزدیک به هسته قدرت در جمهوری اسلامی، گره خورده است.

حدادعادل گفته بود هدف از تاسیس این مدارس، ایجاد محیطی «سالم و قوی» برای دانش‌آموزان علاقه‌مند به علوم انسانی بود؛ زیرا به گفته او، رشته علوم انسانی در مدارس عادی جدی گرفته نمی‌شد.

مدارس فرهنگ به‌طور تخصصی بر علوم انسانی تمرکز کردند؛ موضوعی که در آموزش غیردولتی ایران کم‌سابقه بود. در سال‌های بعد، حضور شماری از رتبه‌های برتر کنکور علوم انسانی در این مدارس، جایگاه آن‌ها را در میان مدارس نخبه‌پرور جمهوری اسلامی تقویت کرد.

با این حال، مدارس فرهنگ همواره از حاشیه‌های سیاسی دور نمانده‌اند. در سال ۱۳۹۹، افشای واگذاری برخی املاک بنیاد مستضعفان به این مدارس جنجال‌برانگیز شد. پرویز فتاح، رییس وقت بنیاد مستضعفان، اعلام کرد برخی املاک میلیاردی بنیاد در اختیار مدارس فرهنگ بوده است. غلامعلی حدادعادل نیز در پاسخ گفت این واگذاری‌ها با مجوز رهبری انجام شده بود.

گزارش‌هایی نیز درباره تحصیل فرزندان خانواده‌های نزدیک به حاکمیت در این مدارس منتشر شده است؛ موضوعی که بار دیگر بحث پیوند آموزش خصوصی، امتیازهای حکومتی و بازتولید طبقه قدرت در جمهوری اسلامی را پررنگ کرد.

آموزش خصوصی یا بازتولید طبقه قدرت؟

منتقدان می‌گویند مدارس خاص و زنجیره‌ای در ایران دیگر تنها مراکز آموزشی نیستند؛ بلکه بخشی از سازوکار بازتولید قدرت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی محسوب می‌شوند.

به باور آنان، تمرکز منابع، معلمان باتجربه، امکانات آموزشی و شبکه‌های ارتباطی در مدارسی که وابسته به نهادها، بنیادها و خانواده‌های سیاسی‌اند، عدالت آموزشی را تضعیف کرده و نوعی جداسازی اجتماعی و طبقاتی در نظام آموزشی ایران به وجود آورده است.

این روند در شرایطی ادامه یافته که بسیاری از مدارس دولتی در ایران با کمبود معلم، فرسودگی ساختمان‌ها، تراکم بالای دانش‌آموزان و ضعف امکانات آموزشی روبه‌رو هستند.

در چنین وضعیتی، مدارس نزدیک به قدرت فقط نشانه‌ای از خصوصی‌سازی آموزش نیستند؛ بلکه به گفته منتقدان، بخشی از ساختاری‌اند که در آن دسترسی به آموزش باکیفیت، بیش از آنکه به حق عمومی شهروندان وابسته باشد، به طبقه، ثروت، رابطه و نزدیکی به شبکه‌های قدرت گره خورده است.

منصوره حسینی یگانه

ایران‌اینترنشنال

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *