ایرانیان در حال تاریخ‌سازی هستند؛ اروپا باید اقدام کند

By | بهمن ۱۳, ۱۴۰۴

پولیتیکو: «مردم ایران با جان خود بهای این مبارزه را می‌پردازند و اتحادیه اروپا دیگر نمی‌تواند پشت روال‌های اداری پنهان شود.»

دیدگاه

۲۸ ژانویه ۲۰۲۶ به قلم: شیرین عبادی، نازنین انصاری، نازنین بنیادی، لادن برومند و شهرزاد سمسار 

با گذشت یک ماه از آغاز اعتراضات سراسری، مردم ایران همچنان در حال تاریخ‌سازی هستند — به بهای جانشان.

دنیای آزاد دیگر نمی‌تواند به طور باورپذیری ادعای بی‌اطلاعی از وقایع میدانی داشته باشد، و نه می‌تواند در برابر آنچه رخ داده است ادعای بی‌طرفی کند. ایرانیان از دیگران نمی‌خواهند که به جای آن‌ها صحبت کنند، بلکه می‌خواهند آن‌ها را توانمند سازند تا کاری را که آغاز کرده‌اند به پایان برسانند. فوریت برای اقدام بین‌المللی اکنون دوچندان شده است.

«برای دهه‌ها، مردم ایران در معرض خشونت سیستماتیک از سوی دولت خود بوده‌اند. این “اجرای قانون” نیست. | عکس: تینو رومانو/EPA»

این هفته، سرانجام فضای بحث در اروپا تغییر کرد. ایتالیا رسماً به فراخوان‌ها برای محکومیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) پیوست و با این تصمیم، فضای سیاسی اتحادیه اروپا محدودتر شد. اکنون فرانسه و اسپانیا تنها دو کشور عضوی هستند که مانع از آن می‌شوند که این اتحادیه به طور جمعی سپاه پاسداران را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار دهد.

پرسش اصلی برای بروکسل دیگر این نیست که آیا شرایط برای این کار مهیاست یا خیر — بلکه این است که آیا پس از مهیا شدن شرایط، این اتحادیه اقدام خواهد کرد؟

برای دهه‌ها، مردم ایران در معرض خشونت سیستماتیک از سوی دولت خود بوده‌اند. این «اجرای قانون» نیست؛ این یک جنگ یک‌جانبه علیه جمعیت غیرنظامی است که با اعدام‌های فراقانونی، ناپدیدسازی‌های اجباری، اعترافات اجباری، شکنجه، سانسور گسترده و استفاده عمدی از محرومیت به عنوان ابزاری برای سرکوب شناخته می‌شود. در یک سو دولتی تمامیت‌خواه ایستاده است و در سوی دیگر، شهروندانی بی‌دفاع.

با وجود قطع گسترده ارتباطات، ویدیوها و گواهی‌های شاهدان عینی همچنان منتشر می‌شوند و دیگر تردیدی در ابعاد این خشونت‌ها باقی نمانده است. گزارش‌های تحقیقی و منابع داخلی در ایران هشدار می‌دهند که از زمان آغاز اعتراضات در ۲۸ دسامبر، ممکن است بیش از ۳۶,۵۰۰ نفر توسط نیروهای رژیم کشته شده باشند. سازمان‌های پیشرو در زمینه حقوق بشر مرگ هزاران نفر را تأیید کرده‌اند و هشدار می‌دهند که به دلیل محدودیت‌های دسترسی و قطع اینترنت، تمامی آمارهای موجود تقریباً به طور قطع کمتر از میزان واقعی هستند.

مقیاس، سازماندهی و نیت این سرکوب‌ها با معیارهای قانونی «جنایت علیه بشریت»، آن‌گونه که در اساسنامه رم (۱۹۹۸) برای تأسیس دیوان کیفری بین‌المللی تعریف شده است، مطابقت دارد. همچنین طبق اصل «مسئولیت حمایت» (R2P) سازمان ملل متحد — اصلی که هدف آن اطمینان از محافظت از جمعیت‌ها در برابر جنایات فجیع توده‌ای است و اتحادیه اروپا رسماً آن را تأیید کرده — رسیدن به این آستانه، تعهد ایجاد می‌کند. در این مرحله، انفعال دیگر به معنای «خویشتن‌داری» نیست، بلکه یک شکست اخلاقی، سیاسی و حقوقی است.

خطرات در اینجا فوری هستند. هزاران معترض بازداشت‌شده با خطر قریب‌الوقوع اعدام روبرو هستند. مقامات ارشد قضایی ایران هشدار داده‌اند که تداوم اعتراضات، به ویژه با ادعای حمایت خارجی، مصداق «محاربه» یا «جنگ با خدا» است — اتهامی که مجازات اعدام به همراه دارد و در طول تاریخ برای توجیه اعدام‌های دسته‌جمعی پس از ناآرامی‌ها استفاده شده است. بازداشت‌های خودسرانه و نبود دادرسی عادلانه، بازداشت‌شدگان را در معرض خطری آشکار و پیش‌بینی‌پذیر قرار می‌دهد و وظایف جامعه بین‌المللی را سنگین‌تر می‌کند.

مردم ایران شجاعانه با چالشی که پیش روی آن‌هاست روبرو شده‌اند و اراده، انسجام و عزم خود را نشان می‌دهند. بر اساس ستون‌های اصل R2P، اکنون مسئولیت به خارج از مرزها منتقل می‌شود — ابتدا برای کمک و در صورت لزوم، برای اقدام جمعی در زمانی که خودِ یک دولت عامل جنایات فجیع علیه مردمش است.

شش اقدام مشخص که از این تعهدات ناشی می‌شود:

اول: غیرنظامیان باید از طریق کاهش توانایی رژیم برای ارتکاب جنایات مورد حمایت قرار گیرند. این امر مستلزم آن است که با توجه به نقش مرکزی سپاه پاسداران (IRGC) در خشونت‌های سیستماتیک علیه غیرنظامیان در داخل و خارج از ایران، این نهاد رسماً به عنوان یک سازمان تروریستی تعیین شود. این اقدام با استانداردهای قانونی اروپا همخوانی دارد. ایتالیا در این مسیر گام برداشته است؛ اکنون فرانسه و اسپانیا باید دنباله‌رو باشند تا اتحادیه اروپا بتواند به صورت واحد عمل کند.

دوم: این اتحادیه باید اقدامات اقتصادی هماهنگ و پایداری را منطبق با اصل «مسئولیت حمایت» (R2P) اعمال کند. این شامل مسدود کردن دارایی‌های رژیم در سطح جهان تحت چارچوب‌های تحریمی اتحادیه اروپا، و همچنین شناسایی، توقیف و متلاشی کردن ناوگان سایه «نفت‌کش‌های ارواح» است که هزینه سرکوب را تأمین کرده و تحریم‌ها را دور می‌زنند.

تعهد سوم: تضمین حق دسترسی به اطلاعات است. قطع دسترسی دیجیتال در ایران، نقض فاحش آزادی‌های مورد حمایت در کنوانسیون اروپایی حقوق بشر محسوب می‌شود. دسترسی آزاد، امن و مداوم به اینترنت باید از طریق استقرار گسترده اتصالات ماهواره‌ای و فناوری‌های ارتباطی امن تضمین شود. اقدامات دفاعی سایبری باید از قطع خودسرانه شبکه‌های غیرنظامی جلوگیری کند.

چهارم: اتحادیه اروپا باید برای پایان دادن به مصونیت دولت از طریق پاسخگویی قانونی اقدام کند. این به معنای اخراج نمایندگان رژیم که در سرکوب شهروندان دست دارند از پایتخت‌های اروپایی، و آغاز دادرسی‌های قانونی علیه مسئولان جنایت علیه بشریت تحت اصل «صلاحیت قضایی جهانی» است؛ اصلی که پیش‌تر توسط چندین کشور عضو اتحادیه اروپا به رسمیت شناخته شده است.

پنجم: این اتحادیه باید خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی شود که در نقض آشکار تعهدات بین‌المللی حقوق بشری ایران بازداشت شده‌اند.

ششم: اروپا باید یک اولتیماتوم (اتمام حجت) صادر کند و خواستار دسترسی فوری، بدون محدودیت و زمان‌بندی‌شده‌ی سازمان‌های مستقل حقوق بشری و بشردوستانه غیردولتی به داخل خاک ایران شود. اگر این دسترسی در یک بازه زمانی مشخص فراهم نشود، اتحادیه اروپا باید رسمیت دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران را لغو کند.

پس گرفتن رسمیت دیپلماتیک، پاسخی قانونی به رژیمی است که مشروعیت خود را با حمله سیستماتیک به مردمش از دست داده است. این اقدام همچنین پیامی روشن در حمایت از حق مردم ایران برای داشتن دولتی منتخب و پاسخگو خواهد بود.

حمایت از ایرانیان نه صدقه است و نه دخالت؛ بلکه تحقق تعهدات حقوقی و سیاسی است که اتحادیه اروپا پیش از این پذیرفته است. رژیم تهران به مدت ۴۷ سال به تروریسم دولتی دامن زده، خشونت صادر کرده، منطقه را بی‌ثبات ساخته و به تهدیدات هسته‌ای سوخت رسانده است. پایان دادن به این مسیر، یک اقدام ایدئولوژیک نیست، بلکه مسئله‌ی امنیت اروپا و جهان است.

برای اتحادیه اروپا، هیچ بهانه اداری و تشریفاتی باقی نمانده است. شواهد غیرقابل انکار هستند و چارچوب قانونی مشخص شده است. اکنون تنها فرانسه و اسپانیا میان این اتحادیه و اقدام جمعی علیه سپاه پاسداران ایستاده‌اند. آنچه در خطر است، دیپلماسی نیست، بلکه اعتبار اروپا است — و اینکه آیا اصولی را که به آن‌ها استناد می‌کند، در لحظه‌ی آزمونِ تاریخ، اجرا خواهد کرد یا خیر.


نویسندگان:

  • نازنین انصاری: روزنامه‌نگار، مدیر مسئول کیهان لندن و کیهان لایف.

  • نازنین بنیادی: فعال حقوق بشر، بازیگر و برنده جایزه صلح سیدنی ۲۰۲۳.

  • لادن برومند: فعال حقوق بشر، تاریخ‌نگار و از بنیان‌گذاران بنیاد عبدالرحمن برومند.

  • شیرین عبادی: وکیل و برنده جایزه نوبل صلح ۲۰۰۳.

  • شهرزاد سمسار : کارآفرین، مدیرعامل سابق پولیتیکو اروپا و رئیس هیئت مدیره بنیاد عبدالرحمن برومند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *