فرمانده پیشین ناتو: بحران ایران نشان داد غرب چندپاره‌تر از دشمنان خود است

By | اردیبهشت ۱۷, ۱۴۰۵

همزمان با افزایش تنش‌ها در تنگهٔ هرمز و فشار واشینگتن به متحدانش برای افزایش مشارکت در بازگشایی آن، اکنون بحث تنها درباره این نیست که آیا ناتو قابلیت لازم برای دخالت دارد یا خیر، بلکه مسئله این است که آیا این پیمان می‌تواند بدون تشدید اختلافات در دو سوی اقیانوس اطلس، یک آزمون امنیتی بزرگ دیگر را مدیریت کند؟

در قلب این بحث، سازوکاری قرار دارد که تاکنون عمدتاً در این گفت‌وگوها غایب بوده است: مادهٔ چهار ناتو؛ بندی که به متحدان اجازه می‌دهد در صورتی که یکی از اعضا احساس کند امنیت، یکپارچکی سرزمینی یا استقلال سیاسی آن تحت تهدید قرار گرفته، به طور رسمی برای مشورت گرد هم آیند.

به عقیدۀ فیلیپ بریدلاو، ژنرال بازنشستهٔ چهارستاره و فرمانده پیشین ناتو در اروپا، انجام نشدن این مشورت‌ها بخشی از مشکل است.

او در مصاحبه با رادیو اروپای آزاد در روز ۱۵ اردیبهشت تأکید کرد، آنچه برخی به عنوان «آزمون تعیین‌کنندهٔ ایران» برای ناتو ترسیم می‌کنند، در واقع فرصتی برای بازتعریف رویکرد این پیمان در مدیریت بحران‌هایی است که اگرچه خارج از حوزۀ سنتی عملیات‌های ناتو قرار دارند، اما تبعات راهبردی مستقیمی ایجاد می‌کنند.


فیلیپ بریدلاو، ژنرال بازنشستهٔ چهارستاره و فرمانده پیشین ناتو در اروپا

آیا این وضعیت یک «آزمون تعیین‌کننده ایران» برای ناتو محسوب می‌شود یا لحظه‌ای که محدودیت‌های آن را آشکار می‌کند؟ با توجه به انتظارات واشینگتن و اختلاف‌نظرهای میان متحدان، واقعاً چه کاری از دست ناتو بر می‌آید و محدودیت‌های آن کجاست؟

فیلیپ بریدلاو: همان‌طور که می‌دانید، ما هرگز در مورد این اقدام، مادهٔ چهار ناتو را فعال نکردیم. توصیه من به همه این است که از تاکتیک‌های فشار و زبان تند فاصله بگیرند، بنشینند و این وضعیت را به عنوان یک فرصت ببینند. چه کارهایی می‌توانیم با هم انجام دهیم؟ ناتو چه کمکی می‌تواند به حل این معما کند؟ و در صورت لزوم، حتی می‌توان برای مشورت حول ماده چهار دعوت به مشورت کرد تا ناتو احساس کند به شیوه‌ای که باید درگیر شود، درگیر شده است.

به محض این‌که گرد هم بیاییم، معتقدم می‌توانیم زمینه‌های زیادی پیدا کنیم که ناتو می‌تواند و امیدوارم که بخشی از این عملیات شود. اما کلید کار این است که از رویکرد خصمانه دست برداریم، از لفاظی‌های روزنامه‌نگارانه فاصله بگیریم، مشاوره‌های واقعی در سطح همکاری را آغاز و فرصت‌ها را شناسایی کنیم، و این را یک فرصت مثبت برای آینده مشترک‌مان ببینیم.

این پرسش را از مقامات و کارشناسان مختلف، از هر دو جناح، می‌شنویم که آیا ناتو برای مدیریت چنین بحران نامتقارنی و در حوزه‌ای خاکستری‌طور مانند تنگهٔ هرمز ساخته شده؟ یا این‌که برای دوران دیگری طراحی شده است؟

خب، ناتو برای دفاع در برابر دشمن‌مان ساخته شده است. ما هنوز همان دشمن را داریم. آن دشمن، روسیه است. ما سرانجام اسناد و مدارک‌مان را به روز کردیم که تأیید می‌کند روسیه دشمن است. روسیه با حمله به اوکراین جنگی تجاوزکارانه را در اروپا آغاز کرده است، و بسیاری هنگام صحبت درباره آن مرتکب این اشتباه می‌شوند: می‌گویند این جنگ ۴-۵ سال است که ادامه دارد. درحالی که این یک جنگ ۱۲ ساله است! از سال ۲۰۱۴ آغاز شده و از آن زمان متوقف نشده است.

پس ناتو برای دفاع از اروپا و متحدان در برابر دشمن مشترک‌مان، یعنی روسیۀ ولادیمیر پوتین، ساخته شد. بله، ما به شکلی خاص طراحی شدیم، اما معتقدم قابلیت‌های زیادی در ناتو وجود دارد، از جمله توانایی‌های مین‌روبی و دیگر قابلیت‌ها، که می‌تواند مکمل بسیار خوبی برای تلاش‌های جاری در خلیج فارس باشد. و دوباره می‌گویم: اگر عقب‌نشینی کنیم، لفاظی را کاهش دهیم و همکاری و جستجوی مشترک فرصت‌ها را آغاز کنیم، به نتیجه خواهیم رسید.

به دوران فرماندهی شما بازگردیم؛ اگر اکنون در آن سمت بودید، نقش‌آفرینی ناتو در قبال ایران چگونه بود؟

نقش ناتو دقیقاً همان چیزی بود که «شورای آتلانتیک شمالی»، بالاترین نهاد تصمیم‌گیرنده، تصمیم می‌گرفت باشد. همان‌طور که می‌دانید، فرماندهی عالی ناتو در اروپا گزینه‌ها را تهیه و به شورا ارائه می‌کند که دارای اختیار واقعی تصمیم‌گیری در ناتو است. اختیار و قدرت در این نهاد نهفته است.

پس فرماندهی عالی گزینه‌ها را به شورای آتلانتیک شمالی ارائه می‌کند و این شورا تصمیم‌گیرنده است. ناتو در واقع این‌طوری کار می‌کند. فرماندهی عالی ناتو در اروپا طیفی از گزینه‌ها را به شورا ارائه کرده و گزینهٔ لازم را توصیه می‌کند و بعد شورای آتلانتیک شمالی در مورد آن بحث کرده و تصمیم‌گیری می‌کند.

اگر شورا دسته‌جمعی از عملیات حمایت نکند، ممکن است «ائتلافی از داوطلبان» در لوای پرچم ناتو در عملیات مشارکت کند. پس مسئله بر سر انجام هماهنگی‌های لازم و سطح هماهنگی است، یافتن فرصت‌ها و حرکت مشترک به جلو، نه این‌که مجادله‌ها به رسانه‌ها کشیده شود.

در عمل، ارتش‌های اروپایی در شرایط کنونی چه کمکی می‌توانند بکنند؟ و به طور خاص در بعد دریایی، آیا ناوگان‌های اروپایی قابلیت‌های حیاتی برای مقابله با مین‌ها را دارند که آمریکا در حال حاضر در این منطقه فاقد آن است؟

مطمئن نیستم که آمریکا واقعاً «فاقد» آن باشد. ما هنوز بیشتر نیروی‌مان را در آن‌جا به‌کار نگرفته‌ایم. می‌توان نیروی بیشتری را مستقر کرد. اما به نظرم آنچه آمریکا می‌خواهد این است که دیگر کشورهای جهان که از جریان نفت منتفع می‌شوند یا نمی‌شوند، با آمریکا همراهی کنند و در این روند کمک حال باشند.

بله، چندین نیروی دریایی ناتو از توانایی‌های دریایی بسیار پیشرفته همراه با قابلیت‌های بسیار پیچیدهٔ ضدموشکی برخوردار هستند. و همان‌طور که گفتم، ما دو گروه برای مقابله با مین‌های دریایی داریم که همواره در آماده‌باش هستند.

پس دارایی‌هایی در ناتو وجود دارد؛ اگر ناتو به درستی درگیر شود و به توافق برسیم، فرصت بزرگی برای این پیمان در زمینهٔ مشارکت در این روند وجود دارد.

اگر تنش‌ها ادامه یابد، حمایت اروپا برای تداوم عملیات آمریکا در تنگه تا چه اندازه واجد اهمیت است؟ با توجه به سفر وزیر خارجه آمریکا به رم برای بحث با متحدان، و فضای مذاکره که شما اشاره کردید، نقش اروپا در فاز بعدی این بحران چیست؟

به نظر شخصی من، این فوق‌العاده مهم است. [رئیس‌جمهور روسیه ولادیمیر] پوتین و [رئیس‌جمهور چین] شی جین‌پینگ از ایران حمایت کرده‌اند. و به نظر من ایران خود را در موضع خوبی می‌بیند، زیرا در حال حاضر در این عملیات، خود را تنها با اسرائیل و آمریکا روبه‌رو می‌بیند. تا زمانی که ایران، شی و پوتین بتوانند متحدان غربی را از عملیات دور نگه دارند، کل بار دوباره بر دوش اسرائیل و آمریکا خواهد بود.

این مسیر برای آمریکا سخت‌تر خواهد بود، اما معتقدم ایالات متحده مصمم است که با متحدان یا بدون آن‌ها، کار لازم را انجام دهد؛ هرچند بهتر است پوتین، شی و رهبران مذهبی در ایران ببینند که کشورهای دیگر غربی، و حتی کره جنوبی، ژاپن، استرالیا، نیز به آمریکا پیوسته‌اند. خوب خواهد بود اگر سه کشور روسیه، چین و ایران ببینند که کشورهای غربی در این تلاش همسو هستند.

اگر گزارش‌ها درباره حمایت فعال ولادیمیر پوتین از ایران، از جمله به اشتراک گذاشتن اطلاعات، درست باشد، آیا این خود بهانه‌ای برای پاسخ متحد از سوی ناتو نیست؟ و این هماهنگی فزایندهٔ دشمنان، در مقابل اختلاف متحدان، چقدر به انسجام ناتو آسیب می‌زند؟

سال‌ها پیش چیزی گفتم که افراد خوششان نیامد، اما توجه همه را جلب کرد. و آن این است که «اگر دشمن با شما می‌جنگد، و شما در حال رقابت یا سازماندهی یا فکر کردن به او هستید، او دارد برنده می‌شود».

نتیجه این است که ما دشمنی داریم، در این مورد ایران، که دو قدرت از آن حمایت می‌کنند؛ دو قدرتی که آرزوهای خوبی برای آمریکا و غرب ندارند. پس آن‌ها متحد هستند و ما نیستیم. و این در بلندمدت مشکل‌ساز خواهد بود.

برخی متحدان از ابتدا استدلال کرده‌اند که «این جنگ ما نیست». اما با توجه به حمایت روسیه از ایران، و حمایت متقابل ایران از روسیه در اوکراین، آیا این موضوع، درگیری را به یک چالش امنیتی گسترده‌تر برای کل ناتو تبدیل نمی‌کند؟

زمانی که من فرمانده عملیات ناتو در اروپا بودم، یاد گرفتم که نمی‌توانم سیاستی به کشورهای مستقل دیکته کنم. آن‌ها باید خود تصمیم بگیرند که حمایت می‌کنند یا نه.

اما فکر می‌کنم بسیاری از آن‌ها، اگر محاسبه کنند، خواهند فهمید که این برایشان چه معنایی دارد: بله، آن‌ها این جنگ را آغاز نکرده‌اند، اما اکنون جنگی داریم که به تدریج فرصت‌های انرژی را برای دیگر کشورهای جهان غرب و حتی برخی متحدان شرق دور تحت تأثیر قرار می‌دهد.

پس امیدوارم این کشورهای مستقل هنگامی که ارزیابی می‌کنند آیا باید نقش‌آفرینی کنند یا نه، ارزش جلوگیری از تحمیل هزینه و سیاست انرژی توسط پوتین، شی و رژیم ایران را ببینند.

در حال حاضر چه راه‌هایی برای کاهش تنش‌های داخلی ناتو، بدون نشان دادن ضعف، وجود دارد؟

آن‌ها [ائتلاف ناتو] یا باید تصمیم بگیرند که درگیر شوند، یا یک ائتلاف داوطلبانه تشکیل دهند، یا کشورهای مستقل مشارکت کنند؛ یا نکنند. پس در حال حاضر آن‌ها خارج از گود هستند؛ درگیر نیستند.

دونالد ترامپ بارها گفته که آمریکا به اندازه اروپا به تنگهٔ هرمز وابسته نیست و اروپایی‌ها که منتفع می‌شوند باید پا پیش بگذارند. بدون آمریکا، آیا آن‌ها به تنهایی می‌توانند این کار را انجام دهند؟

به نظر من، برای ناتو این کار بدون آمریکا بسیار سخت خواهد بود. ما یک ائتلاف داریم. چرا از این فرصت استفاده نکنیم تا به شیوهٔ درست ائتلافی با هم کار کنیم؟ این به نظرم مسیری است که باید در پیش بگیریم.

در نهایت، ژنرال، آیا ناتو با این خطر روبه‌رو نیست که در لحظه‌ای که دشمنانش، شامل روسیه، چین و ایران، هماهنگ‌تر به نظر می‌رسند، آن متفرق به نظر می‌رسد؟ و آیا این بحران در نهایت وحدت ناتو را تقویت می‌کند یا خطر شتاب دادن به شکاف ورای دو سوی آتلانتیک را تشدید خواهد کرد؟

این موضوع بسیار بزرگ‌تر از ناتو است، خیلی خیلی بزرگ‌تر از ناتو. چین به این وضعیت نگاه می‌کند و احتمالاً از هر زمان دیگری خوشحال‌تر است. آن‌ها می‌بینند که غرب دچار تفرقه شده است. آقای پوتین در تمام دوران رهبری‌اش در روسیه تلاش کرده ایالات متحده را از ناتو جدا کند. او باید از آنچه می‌بیند به‌شدت خشنود باشد. ما بزرگ‌ترین هدیه‌ای را که او در دوران رهبری‌اش داشته به او می‌دهیم، و باید راهی پیدا کنیم که این وضعیت را اصلاح کنیم.

دشمنان غرب نباید ببینند که غرب با خودش درگیر است، و به‌نظر من رهبران غرب، اگر واقعاً پیامی را که با این تفرقه به آقای شی و آقای پوتین می‌فرستند درک کنند، مکث می‌کنند و درباره موقعیتی که در آن هستیم بازنگری می‌کنند، و این بسیار مهم است.

به همین دلیل گفتم: اکنون فرصتی داریم که اوضاع را دوباره سر و سامان بدهیم، آن را در چارچوب درست قرار دهیم، و سپس با همکاری از این مشکل عبور کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *