پس از مرگ رئیسی، جمهوری اسلامی با زنجیرهای از تحولات کمسابقه مواجه شد، از جنگ با آمریکا و اسرائیل تا کشتهشدن علی خامنهای
روز سیام اردیبهشتماه سال ۱۴۰۳، هلیکوپتر حامل ابراهیم رئیسی، رئیسجمهوری منصوب علی خامنهای، و همراهانش در جنگلهای ارسباران سقوط کرد. این حادثه از همان ساعات نخست، به یکی از پرابهامترین رخدادهای تاریخ جمهوری اسلامی تبدیل شد و در حالی که دو هلیکوپتر همراه دیگر بدون مشکل به مقصد رسیدند، سقوط هلیکوپتر حامل رئیس دولت سیزدهم موجی از پرسشها و گمانهزنیها را برانگیخت.
تناقضگویی مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی از همان ساعتهای نخست وقوع حادثه شروع شد. حتی خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، ادعای «فرود سخت» رئیس دولت سیزدهم را مطرح کرد، اما سرانجام صبح ۳۱ اردیبهشت، جمهوری اسلامی کشته شدن ابراهیم رئیسی و همراهانش را رسما تایید کرد.
مرگ ابراهیم رئیسی که از او به عنوان یکی از گزینههای اصلی جانشینی علی خامنهای یاد میشد، تنها یک سانحه هوایی نبود. از آن زمان به بعد، جمهوری اسلامی با زنجیرهای از تحولات کمسابقه مواجه شد؛ از جنگ مستقیم با آمریکا و اسرائیل گرفته تا کشته شدن دهها مقام نظامی و سیاسی و حذف فیزیکی علی خامنهای. در واقع طی دو سال، مجموعهای از حوادث رخ داد که نظام اسلامی را تا آستانه سرنگونی پیش برد.
اعلام مرگ ابراهیم رئیسی، عضو هیئت موسوم به «مرگ» در اعدام زندانیان سیاسی، برای مردمی که هنوز زخم سرکوب خیزش مهسا در سال ۱۴۰۱ و پس از آن را فراموش نکرده بودند، خبری خوشایند بود. با این حال، بسیاری از ایرانیان ضمن اینکه از کشته شدن رئیسجمهوری منصوب خامنهای در دولت سیزدهم ناراحت نبودند، این فرضیه را مطرح میکردند که احتمالا رئیسی و همراهانش در یک «حادثه عمدی» کشته شدهاند.
وقتی این گمانهزنیها اوج گرفت، ستاد کل نیروهای مسلح طی دو اطلاعیه، ادعا کرد که «وقوع هرگونه انفجار ناشی از خرابکاری و اختلال» در ارتباط با سقوط هلیکوپتر «منتفی» است.
به فاصله اندکی پس از مرگ ابراهیم رئیسی، دهها سرود، موزیک ویدیو، کتاب، نشریه و محتوای تبلیغاتی درباره او منتشر شد و دولتیها رئیس دولت سیزدهم را «شهید جمهور» نامیدند و خامنهای نیز ادعا کرد رئیسی و همراهانش «شهدای خدمت» بودند. با این حال نه هیچیک از این اقدامها و نه مراسم سه روزه تشییع و نامگذاری خیابانها در شهرهای مختلف ایران به نام رئیسی، باعث نشدند ابهام موجود درباره علت سقوط هلیکوپتر به طور کامل از بین برود. بهخصوص اینکه برخی افراد وابسته به حاکمیت نیز این ابهامها را تایید کردند.
یکی از آنان علیاکبر رائفیپور، سخنران حکومتی، بود که «تئوری توطئه» در مرگ رئیسی را مطرح کرد و گفت که سقوط هلیکوپتر از نظر خلبانانی که او با آنها صحبت کرده، نیز سوالبرانگیز بوده است.
کامران غضنفری، عضو جبهه پایداری و از حامیان سعید جلیلی، هم با انتشار ویدیویی در فضای مجازی، احتمال «ترور و خرابکاری» در حادثه سقوط هلیکوپتر رئیسی را مطرح کرد و انگشت اتهام را به سمت اسرائیل گرفت.
انتخابات زودهنگام برای تعیین رئیس دولت چهاردهم
پس از مرگ ابراهیم رئیسی، مطابق قانون اساسی، محمد مخبر، معاون اول او، سرپرستی نهاد ریاستجمهوری را برعهده گرفت و متعهد شد که ظرف مدت کوتاهی، انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری را برگزار کند.
به این ترتیب، داوطلبان بین روزهای دهم تا چهاردهم خردادماه همان سال ثبتنام کردند و شورای نگهبان بیستم خرداد، اسامی نهایی نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری را اعلام کرد. بر این اساس، مسعود پزشکیان، مصطفی پورمحمدی، سعید جلیلی، علیرضا زاکانی، امیرحسین قاضیزاده هاشمی و محمدباقر قالیباف بهعنوان نامزدهای نهایی معرفی شدند. شورای نگهبان صلاحیت برخی دیگر از داوطلبان، از جمله علی لاریجانی، را تایید نکرد.
در جریان رقابتها، علیرضا زاکانی و امیرحسین قاضیزاده هاشمی به نفع سعید جلیلی کنار کشیدند و در نهایت، سعید جلیلی و مسعود پزشکیان به دور دوم راه یافتند.
مسعود پزشکیان که از حمایت ویژه جریان اصلاحات برخوردار بود، وعدههای مختلفی به مردم داد؛ از «جمع کردن بساط فیلترینگ و فیلترشکنبازی» گرفته تا مذاکره با آمریکا و پذیرش لوایح افایتیاف برای حل مشکلات اقتصادی ایران. با این حال، بعدها علی شکوریراد، از چهرههای جریان اصلاحات، اذعان کرد که پزشکیان در واقع گزینه موردنظر علی خامنهای بود که او را بهاصطلاح «برکشید» و اصلاحطلبان نیز از او حمایت کردند.
مرگ رئیسی و به قدرت رسیدن پزشکیان درست زمانی رخ داد که جمهوری اسلامی بهشدت ضعیف شده بود و نشانههای فرسایش در پایههای حکومت آشکارتر از گذشته به نظر میرسید.
پزشکیان که در جریان کارزارهای انتخاباتی بارها اذعان کرده بود برنامهاش را مطابق با سیاستهای خامنهای پیش خواهد برد، در جلسه اخذ رای اعتماد برای کابینهاش در مجلس شورای اسلامی، نیز بهصراحت گفت که وزرا با نظر و هماهنگی علی خامنهای، معرفی شدهاند.
بسیاری دخالت آشکار خامنهای در انتخاب وزرا را نشانههای مرگ جمهوریت در ساختار حکومتی ایران دانستند.
ترور اسماعیل هنیه در تهران
تحولات پس از روی کار آمدن مسعود پزشکیان، دولت او را به مصداق «دولت مستعجل» حافظ نزدیک کرد، چرا که جمهوری اسلامی حتی فرصت نیافت پروژه تثبیت و بازسازی چهره حکومت با استقرار رئیسجمهوری جدید را طبق برنامه، پیش ببرد و اندکی پس از مراسم تحلیف پزشکیان در مجلس شورای اسلامی، اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی حماس که برای شرکت در این مراسم به تهران سفر کرده بود، ترور شد.
این حادثه علاوه بر اینکه آبروریزی بزرگی برای حکومت محسوب میشد، نشان داد ساختار امنیتی جمهوری اسلامی حتی در تامین امنیت مهمان ویژه خود در پایتخت نیز ناتوان است.
پس از این رخداد بود که تنشهای تازهای میان جمهوری اسلامی و اسرائیل شکل گرفت و بسیاری ماجرای مرگ رئیسی را پیش کشیدند که احتمال دادند که عامل آن اسرائیل بوده باشد. حتی ایدی کوهن، روزنامهنگار اسرائیلی، در حساب شخصیاش در رسانه اجتماعی ایکس، به ترور اسماعیل هنیه واکنش نشان داد و خطاب به مقامهای ایران نوشت: «فهمیدید چه کسی هلیکوپتر را هدف قرار داد؟ همین که بفهمید کفایت میکند.»
دولت موسوم به «وفاق ملی»
مسعود پزشکیان در حالی کار خود در دولت چهاردهم را با شعار «وفاق ملی» آغاز کرد که جمهوری اسلامی با یکی از بحرانیترین دورههای اقتصادی و مدیریتی خود روبرو بود؛ از کسری بودجه، بالا رفتن نرخ ارز و تورم فزاینده گرفته تا بحران برق، آب، گاز، بنزین و فرسودگی زیرساختها.
رئیس دولت چهاردهم برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت این وضعیت، به واژه «ناترازی» متوسل شد و ناترازی برق، ناترازی بنزین، ناترازی آب و ناترازیهای دیگر به کلیدواژه رسمی دولت برای توجیه کمبودها و بحرانها تبدیل شدند. در این راستا، مقامهای دولت تلاش کردند ریشه مشکلات را نه در ساختار سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی، بلکه در نبود توازن میان منابع و مصارف معرفی کنند، اما هیچیک نمیگفتند این وضعیت نتیجه سیاستهای تنشزای جمهوری اسلامی در جامعه جهانی است.
طی سالهای متمادی، نیروهای نیابتی و محور موسوم به «مقاومت» بخش زیادی از ثروت ملی ایران را میبلعید و دستاوردش برای مردم ایران نیز تحریم، بحران معیشت، بیکاری، مهاجرت و مشکلات فراوان در بخشهای مختلف از جمله دارو و درمان بود.
کشته شدن سید حسن نصرالله
دومینو ضربات کاری به جمهوری اسلامی ششم مهرماه ۱۴۰۳ با کشته شدن سید حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان ادامه یافت. نصرالله در جریان حملات اسرائیل به ضاحیه جنوبی بیرون کشته شد و مرگ او برای جمهوری اسلامی که طی سالها سرمایهگذاری مالی، نظامی و امنیتی گستردهای روی حزبالله لبنان انجام داده بود، ضربهای راهبردی و حیثیتی به شمار میرفت.
کشته شدن دبیرکل حزبالله نشان داد شبکه نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی در منطقه، بیش از هر زمان دیگری در برابر عملیات اطلاعاتی و نظامی اسرائیل آسیبپذیرند. بهخصوص که اندکی پس از آن، یحیی سنوار، از رهبران ارشد حماس، و هاشم صفیالدین، دبیرکل جدید حزبالله لبنان، نیز در حملات اسرائیل کشته شدند.
حمله موشکی جمهوری اسلامی به اسرائیل
مهرماه ۱۴۰۳، جمهوری اسلامی در واکنش به کشته شدن اسماعیل هنیه در تهران و سید حسن نصرالله در لبنان، بیش از ۱۸۰ موشک بالیستیک به سمت اسرائیل شلیک کرد. نام این عملیات نیز «وعده صادق ۲» بود. به این ترتیب تقابل جمهوری اسلامی و اسرائیل از مرحله جنگ نیابتی خارج و به مرحله رویارویی مستقیم وارد شد. البته هر دو کشور پیش از آن نیز حمله مستقیم به یکدیگر را آغاز کرده بودند، اما این رویارویی تنش میان دو طرف را به سطحی کمسابقه رساند.
ارتش اسرائیل بامداد پنجم آبان ۱۴۰۳ در پاسخ به عملیات «وعده صادق ۲»، مجموعهای از اهداف نظامی در ایران را در حملات هوایی بمباران کرد. در این حملات، مراکز مرتبط با تولید موشک، سامانههای پدافند هوایی و برخی تاسیسات نظامی اطراف تهران، خوزستان و ایلام هدف قرار گرفتند. مقامهای اسرائیلی اعلام کردند این عملیات با مشارکت دهها جنگنده انجام شد و هدف آن، تضعیف توان موشکی و پدافندی جمهوری اسلامی بود.
جمهوری اسلامی ابتدا تلاش کرد ابعاد حمله را محدود و کماهمیت جلوه دهد، اما کشته شدن چند نیروی نظامی و انتشار تصاویر انفجارها و فعال شدن پدافند هوایی در اطراف تهران، نشان داد اسرائیل برای نخستین بار توانسته است بهصورت علنی و مستقیم به اهدافی در داخل خاک ایران حمله کند.
تقریبا از همان زمان به بعد بود که سایه وقوع جنگ بر سر ایران سنگین شد و رسما زندگی مردم را متاثر کرد. کسبوکارها اندک رونق باقیمانده را نیز از دست دادند، موج تازهای از سرکوبها آغاز شد، گرانی کالاهای اساسی روزبهروز بیشتر شد و نارضایتی عمومی در بالاترین سطح قرار گرفت.
جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل
بامداد بیستوسوم خرداد ۱۴۰۴، بسیاری از مردم ایران با خبر کشته شدن تعدادی از فرماندهان سپاه و دانشمندان هستهای از خواب بیدار شدند.
حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه و فریدون عباسی، دانشمند هستهای، از جمله کسانی بودند که در ثانیههای نخست حمله اسرائیل هدف قرار گرفتند و کشته شدند.
در جریان همین جنگ، بمبافکنهای بیــ۲ آمریکا به دستور دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالاتمتحده، برای حمله به تاسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان اعزام شدند و پس از آن، رئیسجمهوری آمریکا از نابودی کامل تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی خبر داد.
در این جنگ چندین پایگاه نظامی، مراکز مرتبط با برنامه موشکی و هستهای و همچنین برخی مقرهای سپاه پاسداران نیز هدف قرار گرفتند.
فعال شدن مکانیسم ماشه
مردم ایران تابستان ۱۴۰۴ را با دشواریهای بسیار و قطعیهای طولانیمدت برق و آب سپری کردند. صعود قیمت کالاهای اساسی هم ادامه یافت و گرانیها باعث شد سفرههای مردم بیش از هر زمان دیگری کوچک شود. در این اوضاع، پزشکیان که حل مشکلات اقتصادی را وعده داده بود، با دستور خامنهای، از مذاکره با آمریکا خودداری کرد و در نهایت مکانیسم ماشه با تصمیم کشورهای اروپایی فعال شد.
مکانیسم ماشه که در متن توافق هستهای سال ۲۰۱۵ پیشبینی شده بود، به کشورهای عضو اجازه میداد در صورت نقض تعهدات از سوی جمهوری اسلامی ایران، تمامی تحریمهای سازمان ملل را که پیشتر لغو شده بودند، دوباره برقرار کنند.
دی ماه خونین و انقلاب ملی ایران
مهمترین رخداد داخلی ایران طی دو سال اخیر که بهعنوان یکی از تکاندهندهترین وقایع در تاریخ و حافظه جمعی مردم ثبت شده، کشتار وسیع معترضان و حتی رهگذران در سراسر ایران است.
این اعتراضهای مردمی که از اوایل دیماه با اعتصاب بازاریان در اعتراض به سقوط بیسابقه ارزش پول، تورم و رکود شدید اقتصادی آغاز شدند، خیلی زود ابعاد بسیار گستردهتری پیدا کردند و معترضان در نقاط مختلف ایران شعار «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» سر دادند؛ شعاری که از ابتدای سال در اعتراضهای مختلف شنیده میشد، اما در دیماه با گستردهتر شدن اعتراضها در نقاط بیشتری از خاک ایران طنینانداز شد. تا اینکه شاهزاده رضا پهلوی فراخوان تجمع خیابانی در روزهای هجدهم و نوزدهم دیماه را صادر کرد.
حکومت که از به خیابان آمدن میلیونها ایرانی با شعارهایی در حمایت از خاندان پهلوی بهشدت ترسیده بود، عصر پنجشنبه هجدهم دیماه اینترنت را قطع کرد و در تاریکی دیجیتال، بزرگترین کشتار خیابانی تاریخ معاصر را رقم زد.
حمله آمریکا و اسرائیل و حذف خامنهای
پس از سرکوب وسیع مردم در دیماه، رئیسجمهوری ایالاتمتحده آمریکا طی چندین موضعگیری، کارگزاران جمهوری اسلامی را تهدید کرد چنانچه کشتار معترضان را ادامه دهند، هدف قرار میگیرند. او در پیامی دیگر به ایرانیان معترض قول داد به آنان «کمک» خواهد کرد.
در نهایت صبح روز نهم اسفندماه در حمله به مجتمع رهبری در خیابان پاستور تهران، علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، و تعدادی از فرماندهان نظامی کشته شدند. پس از آن نیز هزاران هدف نظامی، انتظامی و مراکز سرکوب در نقاط مختلف ایران هدف قرار گرفتند.
جمهوری اسلامی با ایجاد محدودیت در تنگه هرمز و حمله موشکی و پهپادی، جنگ منطقهای راه انداخت. همزمان مجتبی خامنهای را نیز بهعنوان جانشین علی خامنهای معرفی کرد. در حالی که درباره برگزاری جلسه مجلس خبرگان برای انتخاب رهبر جدید حرف و حدیثها بسیار بود.
اکنون نزدیک به سه ماه از قطعی یا اختلال شدید اینترنت در ایران میگذرد و سایه جنگ و ناامنی همچنان بر سر کشور سنگینی میکند. جمهوری اسلامی نیز همزمان با افزایش فشارهای امنیتی، برای مهار نارضایتیهای عمومی به صدور و اجرای احکام اعدام علیه معترضان و مخالفان روی آورده است.
در سوی دیگر، مردم ایران زیر فشار تورم، گرانی، بحران انرژی، تعطیلی گسترده کسبوکارها، قطعی اینترنت و فروپاشی معیشت روزگار میگذرانند و به نقطه پایان این روزها که سرنگونی جمهوری اسلامی است، امیدوارند.
