ما چون دو دریچه، روبهروی هم
آگاه ز هر بگو مگوی هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرار روز آینده
مهدی اخوان ثالث (م. امید)
چندین سال است که ایران و آمریکا بر سر یک میز مذاکره و معامله مینشینند، البته نه آنطور که مردم انتظار دارند؛ نه با شفافیت، نه با حضور صاحبان اصلی این مرز و بوم. بلکه در سکوت، در سایه، با صندلیهایی که وارونهاند و مردانی که پشت پرده نشستهاند، گویی قهر کردهاند و منتظرند یک واسطه بیاید تا بگوید کی کوتاه بیاید.
در تصویر که هنرمند خلاقانه به نقش کشیده است ، حقیقت تلخ مذاکرهای نوینی( که بوی کهنگی می دهد)است که دیگر بیشتر به یک شوی سیاسی شبیاهت دارد تا گفتوگویی واقعی. گویی دو طرف، مثل زن و شوهری هستند که سالهاست حتی به هم نگاه نمیکنند، اما به واسطههایی دل خوش کردهاند و شاید یک روزی محللی بتوانند آشتیشان دهند.
اما این وسط، آنکه هیچ سهمی از این «گفتوگو» ندارد، مردماند. همانهایی که بار تحریم و خفقان ۴۵ ساله را به دوش میکشند، اما از مفاد هیچ مذاکرهای خبر ندارند.
مگر نه اینکه صاحب این خانهاند؟
پس چرا همیشه پشت در میمانند؟
مذاکرهای که صندلیهایش وارونهاند، میزِ گفتوگو نیست، میزِ تئاتر و یا در بدتر حالت خیمه شب بازی هنرپیشگان دست چندم است.
استکهلم
۲۰ آوریل ۲۰۲۵
فرشید نوروزی
