دولت آباد؛ پاتوق خوش‌گذرانی عراقی‌ها در جنوب شرقی تهران

By | ۱۴۰۲-۰۷-۱۰

هوا رو به تاریکی است و «محسن»، یکی از دلال‌های محله دولت آباد تهران، جلوی در مغازه ایستاده و منتظر مشتری است تا به قول خودش، مخش را بزند.

او که سال‌هاست در این محله کار می‌کند و برای مسافران و گردشگران عراقی همه‌جور تفریح و امکانات فراهم می‌آورد، می‌گوید: «همه چی توی دست‌و‌بالم دارم. مسافر را شما معرفی کن، من برایش آپارتمان اجاره می‌کنم، زیباترین دخترهای تهران را می‌آورم، تریاک و مشروب ناب هم دارم. اگر قصد سفر به شمال و عشق و حال در آنجا را هم داشته باشند، سه سوته برای‌شان  همه چی آماده می‌کنم.»

از طریق یکی از دوستان به چند نفر از کسبه محله دولت‌آباد که حالا شبیه یک عراق کوچک است، معرفی شده‌ام. می‌دانند قرار است نام و هویت آن‌ها را تغییر دهم و بدون نگرانی برایم حرف می‌زنند. محسن می‌گوید: «همان‌طور که می‌بینید اینجا محله عرب‌نشین‌های عراقی است، برای همین مسافران عراقی که به قصد تفریح و خوشگذرانی به ایران می‌آیند، اینجا راحت‌تر هستند. یک جورایی اینجا را مثل وطن خودشان می‌دانند. فست فودها و رستوران‌ها انواع غذای عربی سرو می‌کنند، سوپری‌ها، نانوایی‌ها، صرافی‌ها، حتی املاک، آژانس‌های گردشگری و کرایه تاکسی و …، همه به زبان عربی صحبت می‌کنند، یا یک عرب زبان را دارند که به مسافران سرویس بدهد.»

گشتی در کوچه و خیابان‌های محله دولت آباد، گفته‌های محسن را تایید می‌کند. اینجا همه‌چیز رنگ و نشانی از عراق و عرب زبان‌ها دارند. از دشداشه پوشیدن مردان و چادر عربی زنان، تا تابلوهای سردر مغازه و بوی تند قلیان عربی، فلافل و شاورما ابوسیف، همه و همه رهگذران را به خیابان‌های بغداد، کاظمین، نجف و … می‌برند.

البته این‌ها یک روی سکه محله عرب‌نشین دولت آباد است. درست آن‌طرف بلوار، جایی که مغازه کمتری است و بیشتر پیاده‌روهایش در اختیار دست‌فروشان و رهگذران است، لابه‌لای ماشین‌های پارک شده زنان و دختران تن‌فروش ایرانی که برای پیدا کردن مشتری عرب به این محله آمده‌اند، توی ماشین نشسته و منتظر تماس دلال‌هایی مثل محسن هستند. اگرچه برخی هم پیاده هستند و خودشان می‌خواهند مشتری پیدا کنند.

«ناصر»، یکی دیگر از دلال‌های محله که جلوی یکی از ماشین‌هایی که دختر جوانی پشت فرمان نشسته است، درباره کارش می‌گوید: «مسافر عراقی که به اینجا می‌آید، می‌تواند یک آپارتمان دو خوابه ۷۵ متری را شبی یک میلیون و ۵۰۰هزار تومان اجاره کند، اگر دختر هم بخواهد می‌تواند با پنج میلیون تومان تا صبح باهاش باشد، اما اگر بخواهد شمال برود و در مدت سفر با او همراه باشد، قیمت بالاتر می‌رود. قیمت انواع مشروب و تریاک هم به مقدار و نوعش بستگی دارد، اما هرچیزی که بخواهید هست.»

ساکنان عراقی این محله اغلب مذهبی و از شهرهای کاظمین، نجف و کربلا به ایران آمده‌اند و سال‌هاست در اینجا زندگی می‌کنند. شهرک دولت آباد در جنوب شرقی تهران و در ضلع جنوبی بزرگراه آزادگان قرار گرفته است. بیشتر اهالی آن را عراقی‌هایی تشکیل می‌دهند که اصالتا ایرانی هستند و سال‌ها در عراق زندگی کرده و فرزندان عراقی داشتند، تا اینکه در زمان حاکمیت رژیم بعث و ریاست جمهوری «احمد حسن البکر» در سال ۱۳۵۰ و پس از آن ریاست جمهوری «صدام حسین»، به‌دلیل تمدید نشدن اقامت‌شان، مجبور به ترک عراق شده و به ایران بازگشتند. به همین دلیل، فضای عمومی محله رنگ و بوی مذهبی دارد. ساکنان مذهبی از رفت‌و آمد دلال‌ها و زنان غیر مذهبی خشنود نیستند.

«الهام»، فروشنده یکی از مغازه‌های لباس فروشی زنانه درباره ساکنان و مسافران عراقی این محله می‌گوید: «برای تردد در این محله بهتر است حجابت را رعایت کنی، وگرنه به چشم زن خیابانی و تن فروش نگاهت می‌کنند و توی خیابان جلویت را می‌گیرند و بد و بیراه نثارت می‌کنند. کسی هم کاری به کارشان ندارد. زنان و دخترانی هم که برای کاسبی و ارائه خدمات جنسی به مسافران عراقی به اینجا می‌آیند، یا توی ماشین‌هایشان منتظر مشتری می‌مانند، یا توسط دلال‌ها به آدرس مورد نظر فرستاده می‌شوند.»

ساعت حدود ۹ شب است، دولت آباد کاملا حال‌و‌هوای خیابان‌های عراق را گرفته است و ساکنان و مسافرانش می‌روند تا شبی دیگر را به انتها برسانند. تردد ماشین‌ها در خیابان کم شده و حتی از دختری که ناصر مشغول چانه زدن با او بود هم، خبری نیست.
سامان بختیاری
ایران وایر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *