گفتار نکو دارم و کردارم نیست
از گفت نکوی بیعمل عارم نیست
دشوار بود کردن و گفتن آسان
آسان بسیار و هیچ دشوارم نیست
ابوسعید ابوالخیر
“دیده شدن یعنی قبول مسئولیت کردن.”
اما بسیاری از سلطنتطلبان، تنها برای فردای پس از سرنگونی خوابهای طلایی میبینند، نه برای مبارزهی امروز و دوران گذار. آنها پروژهای برای تحقق تغییر ندارند؛ فقط نسخهای آماده برای بعد از کارزار، وقتی که دیگران زحمت مبارزه را کشیدهاند.
این را پیشتر در پروژهی ققنوس دیدیم: پروژهای که رضا پهلوی در سال ۱۳۹۷ (۲۰۱۹ میلادی) معرفی کرد، با وعدهی گردهم آوردن ۴۰ کارشناس و نخبه برای تدوین طرحهای علمی و سیاسی بازسازی ایران. برخی از چهرههای حاضر در این پروژه عبارت بودند از
– شهریار آهی (مشاور رسانهای و تحلیلگر سیاسی)
– مجید محمدی (تحلیلگر سیاسی)
– محمدجواد اکبرین (نویسنده و روزنامهنگار)
– جمشید اسدی (استاد اقتصاد و عضو شورای مدیریت گذار)
– مجید گلپایگانی (کارشناس مهندسی و عضو هیئت علمی پروژه ققنوس)
– مهرداد ساغرچی (فعال رسانهای)
– سعید بشیری (روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی)
هیچ کدام از این اشخاص در ایران زندگی نمی کنند.
اما در عمل، پروژهی ققنوس هرگز به فراتر از چند نشست آنلاین و بیانیههای رسانهای نرسید. وعدهی «تشکیل شورای سیاستگذاری ملی» هرگز تحقق نیافت و پس از مدتی، عملاً خاموش شد. حتی برخی از اعضای اولیه به نداشتن برنامهی مشخص و بیعملی پروژه انتقاد کردند و از ادامهی همکاری کنار کشیدند. ققنوس، همچون افسانهاش، در آتش وعدهها سوخت و به خاکستر تبدیل شد.
اکنون، همان جریان با پروژهی جدیدی به نام «شکوفایی» رضا پهلوی به صحنه بازگشته است. اوایل سال ۲۰۲۴ (۱۴۰۲)، رضا پهلوی با انتشار «منشور شکوفایی» این پروژه را معرفی کرد. وعدهها باز هم آشنا بود: «همگرایی ایرانیان»، «تشکیل نظام سیاسی مردمی»، «بازسازی کشور پس از سرنگونی». اما همچنان هیچ نقشهی راه عملی برای مبارزهی امروز و دوران گذار ارائه نشد. نشستهای رسانهای این پروژه بیشتر به تبلیغات چهرهای شبیه بود تا پاسخگویی به بحرانهای فوری، از جمله اعتراضات معیشتی یا نقشآفرینی در اعتصابات کارگری.
این همان مشکلی است که همواره در پس پردهی پر زرقوبرق این پروژهها پنهان مانده است:
آنها دیده شدن را دوست دارند، اما مسئولیت را نه.
دیده شدن یعنی قبول مسئولیت کردن – یعنی امروز را هم دید، دوران گذار را هم ساخت، نه فقط خواب فردا را دید.
این همان قصهای است که ما را از سرابهای طلایی به حقیقت تلخ و در عین حال روشن نزدیک میکند:
حقیقتی که در پس پردهی این وعدهها، همیشه گم شده است.
استکهلم
۳۰ مای ۲۰۲۵
فرشید نوروزی
