آتشبس شکننده در جنگ اسرائیل و ایران، هماهنگی جامعه عظیم ایرانیان لسآنجلس را محک میزند.
– در روزهایی که اخبار جنگ ایران و اسرائیل در صدر رسانههای جهان قرار داشت، جامعهی نیم میلیونی ایرانیان لسآنجلس معروف به «تهرانجلس» بیش از هر زمان دیگری خود را درگیر بحرانی دید که هم سیاسی و بینالمللی بود و هم عمیقاً شخصی و عاطفی. گزارش تازهی آسوشیتدپرس با نگاهی چندوجهی نشان میدهد که چگونه پیچیدگیهای جنگ و سیاست، بر زندگی، هویت و پیوندهای این مهاجران سایه انداخته است.
– به گزارش آسوشیتدپرس، جامعهی ایرانی لسآنجلس در نقطهای حساس ایستاده است: جایی که اشتیاق به رهایی با نگرانی از بیثباتی گره خورده، و امید به دموکراسی با ترس از تکرار تجربههای تلخ گذشته در هم تنیده است.
– وجه مشترک تقریباً تمامی گروههای ایرانی در «تهرانجلس»، نفرت از جمهوری اسلامی بوده و هست. از نگاه بسیاری، این حکومت در تضاد کامل با هویت ایرانی، تمدن، شرافت و پیشرفت قرار دارد. همین دشمنی عمیق، با وجود همهی تفاوتها، عاملی برای حفظ حداقلی از همبستگی در «تهرانجلس» شده و همچنان پابرجاست.
در روزهایی که اخبار جنگ ایران و اسرائیل در صدر رسانههای جهان قرار داشت، جامعهی نیم میلیونی ایرانیان لسآنجلس معروف به «تهرانجلس» بیش از هر زمان دیگری خود را درگیر بحرانی دید که هم سیاسی و بینالمللی بود و هم عمیقاً شخصی و عاطفی. گزارش تازهی آسوشیتدپرس با نگاهی چندوجهی نشان میدهد که چگونه پیچیدگیهای جنگ و سیاست، بر زندگی، هویت و پیوندهای این مهاجران سایه انداخته است.

لسآنجلس، که میزبان بزرگترین جامعهی ایرانیان خارج کشور است، در آن روزها به صحنهی بحث و درگیری درونی بسیاری تبدیل شده بود؛ هم برای کسانی که از سقوط جمهوری اسلامی استقبال میکردند و هم برای آنان که نگران پیامدهای انسانی و سیاسی آن تحولات بودند.
بسیاری از ایرانیان یهودیتبار، به ویژه کسانی که خانوادههایشان مستقیماً قربانی جمهوری اسلامی بودند، از حملات اسرائیل به مراکز نظامی و اطلاعاتی رژیم استقبال کردند. این حملات، در نگاه آنها، فرصتی برای تضعیف حکومتی بود که دههها با یهودستیزی، صدور تروریسم و سرکوب ملت ایران شناخته میشد. با این حال، این استقبال با اضطراب نیز همراه بود؛ ترس از آنکه درگیریها به جنگی تمامعیار منجر شود یا موجب آسیب به مردم عادی در داخل کشور گردد.
در همین حال، به گزارش آسوشیتدپرس، بسیاری از ایرانیان مسلمان و دیگر اقلیتهای دینی که با امید به آزادی از سلطهی رژیم به آمریکا پناه آورده بودند، ضمن ابراز تنفر شدید از جمهوری اسلامی، نسبت به مداخلات نظامی خارجی ابراز نگرانی میکردند. تجربهی کشورهای منطقه مانند عراق، لیبی، سوریه و افغانستان در ذهن آنها زنده مانده و همین باعث شده نگاهشان به جنگ توأم با تردید باشد.
وجه مشترک تقریباً تمامی این گروهها، نفرت از جمهوری اسلامی بوده و هست. از نگاه بسیاری، این حکومت در تضاد کامل با هویت ایرانی، تمدن، شرافت و پیشرفت قرار دارد. همین دشمنی عمیق، با وجود همهی تفاوتها، عاملی برای حفظ حداقلی از همبستگی در «تهرانجلس» شده و همچنان پابرجاست. برای برخی، امید به آزادی ایران، بیش از هر چیز، به ریشههای فرهنگی، خانوادگی و احساسیشان گره خورده است؛ امیدی که با هر حمله به تأسیسات سپاه، با هر نطق تند در کنفرانسهای بینالمللی، و با هر نشانهای از ضعف در حاکمیت رژیم، بار دیگر زنده میشود.
با این حال، بخشی از جامعهی ایرانی لسآنجلس همچنان از تصمیم دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده مبنی بر پایان دادن زودهنگام به عملیات و خودداری از پیگیری سیاست تغییر رژیم، دلسرد شده است. برخی از فعالان سیاسی ایرانیتبار، از جمله آرزو رشیدیان، در گفتگو با آسوشیتدپرس گفتند: «هیچکس خواهان جنگ نیست، اما ما تا آستانهی فروپاشی رژیم پیش رفته بودیم. خیلی نزدیک بودیم.» از دید این گروه، آتشبس زودرس نهتنها فرصت بینظیری برای فروپاشی کامل جمهوری اسلامی را از بین برد، بلکه با اعلام رسمی ترامپ مبنی بر اینکه به دنبال تغییر رژیم نیست، امید به تحولی اساسی را نیز به شدت کاهش داد.
با وجود این چالشها، «تهرانجلس» همچنان به عنوان یک پناهگاه فرهنگی و اجتماعی نقش ایفا میکند. فروشگاههای مواد غذایی ایرانی، رستورانها، گالریهای هنری، برنامههای نوروزی، کنسرتها و حتی مراسم ترحیم، فضایی برای پیوند میان نسلهای مختلف مهاجر فراهم کردهاند. بسیاری از خانوادهها دارای ترکیبهای مذهبی متنوع هستند و فرزندانشان همزمان با فرهنگ ایرانی و ارزشهای لیبرال آمریکایی بزرگ میشوند. این پیوندهای انسانی، در دل بحران، به نقطهی اتکایی برای مقاومت و پایداری تبدیل شدهاند.
در پاسخ به فضای متشنج اخیر، گروههایی از فعالان جوان و رهبران مدنی تلاش کردهاند برنامههایی چون «لسآنجلس متحد» را برای ترویج گفتگو، همزیستی مسالمتآمیز و بازخوانی تجربههای مشترک مهاجرت و تبعید راهاندازی کنند. هدف از این برنامهها، پرهیز از قطبیسازی، ایجاد درک متقابل میان اقشار گوناگون، و انتقال تجربهی تبعید به نسلهای بعدی بوده است.
به گزارش آسوشیتدپرس، جامعهی ایرانی لسآنجلس در نقطهای حساس ایستاده است: جایی که اشتیاق به رهایی با نگرانی از بیثباتی گره خورده، و امید به دموکراسی با ترس از تکرار تجربههای تلخ گذشته در هم تنیده است. با این حال، شاید مهمترین پیام این جامعه برای جهان آن باشد که ملت ایران سزاوار حکومتیست مبتنی بر شرافت، شفافیت و رأی آزاد مردم؛ و هر راهی که به آن منتهی میشود، باید نه از دل جنگ، بلکه از مسیر خرد جمعی، برنامهریزی، سازماندهی، همبستگی و ارادهی ملی عبور کند.
*منبع: آسوشیتدپرس
*ترجمه و تنظیم: دیوید اعتباری
