یک سال گذشت و آقای پزشکیان همان مسیری را میرود که پیشینیان رفتند: وعدهها بلعیده شدند، امیدها گروگان گرفته شدند، و پاستور دوباره به اتاق کنترل روزمره تقلیل یافت.
این فاجعه نه حادثهای تازه، که تکرار یک بازی پوسیده است؛ بازیای که هر بار به نام «رئیسجمهور» اجرا میشود، اما کارگردانش جایی در تاریکی است.
آقای پزشکیان!
مردم از شما بهانه نمیخواهند.
باید بگویید: کجا ایستادهاید؟
کدام وعده را دنبال کردهاید
و در کجا سرکوب شدید؟
چه کسانی بر سر راه شما ایستادند و
چرا هر رأی عمومی به گروگان گرفته میشود؟
استعفا مطالبهی مردم نیست؛ استعفا در ساختاری که اساساً دموکراسی را انکار میکند یک ژست بیاثر است.
آنچه مردم میخواهند حقیقت است:
بیپرده،
با اسم و رسم.
اگر راست میگویید،
پردهها را کنار بزنید
و نام گروگانگیرها را به زبان بیاورید.
سکوت شما خیانت است؛
تأخیر شما همدستی است.
هر روزی که سکوت کنید ، بیشتر در همان باتلاقی فرو میروید که پیشینیانتان را بلعید.
اگر دروغ بگویید یا سکوت کنید، به مهرهای بیاثر در صفحهی شطرنج قدرت بدل میشوید؛ اما اگر راست بگویید، حتی به بهای حذف خودتان، نامتان بهعنوان کسی ثبت میشود که جرعت بر زبان آوردن حقیقت را داشت.
هیچ اصلاحی بدون فشار مردم ممکن نیست، هیچ تغییری بدون مطالبهی جمعی دوام نمیآورد.
وعدهها گروگاناند و گروگانگیرها در تاریکیاند؛ تنها نور افشاگری است که میتواند آنها را رسوا کند.
اکنون زمان حسابکشی است.
جامعه از سیاستمدارانش نه قول میخواهد، نه ژست استعفا؛ بلکه
گزارش کار،
افشاگری و
مسئولیتپذیری میطلبد.
بازی قدرت باید از دست اتاقهای بسته بیرون کشیده شود و در میدان عمومی برهنه گردد.
سکوت بس است؛ یا حقیقت را بگویید، یا برای همیشه کنار همانها بایستید که مردم را به گروگان گرفتهاند.
استکهلم
۳ سپتامبر ۲۰۲۵
فرشید نوروزی
