جنبش های جوانان جهانی, جنبش‌های «بی‌سَر»

By | مهر ۲۳, ۱۴۰۴

در دهه‌ی اخیر، موجی جهانی از جنبش‌های «بی‌سَر» یا به‌اصطلاح
‏leaderless movements شکل گرفته که اغلب توسط نسل‌های جوان، تحصیل‌کرده، و ناامید از ساختار رسمی قدرت به راه افتاده‌اند.
در کنار پرو و مراکش، می‌توان چندین کشور دیگر را در همین مسیر دید؛ کشورهایی که هرچند از نظر جغرافیا و فرهنگ متفاوت‌اند، اما از نظر روح زمانه، در یک خط تاریخی مشترک حرکت می‌کنند.

جنبش‌های جوانان بی‌رهبر، شبکه‌ای و ضدسیستم، در سال‌های اخیر در کشورهای زیادی رخ داده‌اند. فهرست زیر، نمونه‌هایی از شناخته‌شده‌ترین آن‌هاست:

آمریکای لاتین
-شیلی (۲۰۱۹ تا امروز): جنبش علیه نابرابری و هزینه‌های آموزش و درمان؛ بدون حزب و رهبر مشخص.
-کلمبیا (۲۰۲۱): اعتراض جوانان علیه اصلاحات مالیاتی و خشونت پلیس؛ سازمان‌دهی از طریق شبکه‌های اجتماعی.
-اکوادور (۲۰۱۹، ۲۰۲۲): جنبش‌های مردمی علیه افزایش قیمت سوخت و فقر، با محوریت دانشجویان و بومیان
-پرو (۲۰۲۰ و ۲۰۲۲): اعتراض گسترده به فساد و بحران سیاسی، با شعار «هیچ‌کس ما را نمایندگی نمی‌کند».

آفریقا
-مراکش (۲۰۱۱ و ۲۰۱۷–۲۰۱۹): جنبش «الریف» در شمال کشور، علیه فقر و تبعیض منطقه‌ای.
-الجزایر (۲۰۱۹): جنبش «حراک» که بدون رهبر شکل گرفت و رئیس‌جمهور بوتفلیقه را مجبور به استعفا کرد.
-سودان (۲۰۱۸–۲۰۱۹): اعتراضات مردمی که به سقوط عمرالبشیر انجامید، اما بعدها به دلیل نبود ساختار پایدار، دوباره سرکوب شد.
-نیجریه (۲۰۲۰): جنبش EndSARAS علیه خشونت پلیس؛ از بزرگ‌ترین جنبش‌های دیجیتال آفریقا.

خاورمیانه و شمال آفریقا
-لبنان (۲۰۱۹): «ثوره» یا انقلاب اکتبر؛ مردمی از همه طبقات و مذاهب علیه فساد و سهم‌خواهی فرقه‌ای.
-عراق (۲۰۱۹): جنبش جوانان در بغداد و بصره علیه فساد و نفوذ خارجی، بدون چهره‌ی مرکزی.
-ایران (به‌ویژه از ۱۴۰۱): جنبش «زن، زندگی، آزادی» با ساختار شبکه‌ای و شعارهای ضداقتدارگرایانه.
-تونس (۲۰۱۱ تا امروز): از انقلاب یاس تا موج‌های جدید اعتراض به بیکاری و تمرکز قدرت.

اروپا و آمریکای شمالی
-فرانسه: جنبش جلیقه‌زردها (۲۰۱۸–۲۰۲۰)؛ بی‌رهبر، متنوع، علیه نابرابری و بی‌عدالتی اقتصادی.
-اسپانیا: جنبش ایندیگنادوس (۲۰۱۱)، که الهام‌بخش «Occupy Wall Street» شد.
-ایالات متحده: جنبش Occupy Wall Street (۲۰۱۱) و Black Lives Matter (۲۰۱۴–۲۰۲۰)؛ ساختار افقی و تمرکز بر عدالت اجتماعی.

در تظاهرات جوانان در تمامی این کشورها وجهی مشترک دیده می‌شود؛
حرکتی که سر ندارد، اما معنا دارد.
این جنبش‌ها نه از ناآگاهی، که از آگاهیِ زخمی برخاسته‌اند؛ از نسلی که دیگر به هیچ‌کس اعتماد ندارد، نه به احزاب، نه به نخبگان، نه به وعده‌های کهنه‌ی قدرت. آن‌ها نه چپ سنتی را باور دارند، نه راست رسمی را. هر دو را چهره‌های متفاوت یک نظم فرسوده می‌دانند که سال‌هاست مردم را به سکوت، ترس و فقر عادت داده است.

این نسل در جست‌وجوی آلترناتیو نیست، در جست‌وجوی نفی است؛
نفیِ دروغ، فساد و بی‌عدالتی.
از خیابان به عنوان آخرین میدان گفت‌وگو استفاده می‌کند، چون هیچ زبان رسمی‌ای برایش باقی نمانده است.
سازمان‌دهی‌اش افقی است، بی‌رهبر، بی‌سلسله‌مراتب.
تصمیم‌ها در شبکه‌ها گرفته می‌شوند، از دلِ جمع، نه از رأس قدرت. همین ویژگی، هم توان حرکت و خلاقیت به آن می‌دهد، هم مانع ماندگاری و انسجامش می‌شود. جنبش‌ها فوران می‌کنند و خاموش می‌شوند، بی‌آنکه به ساختار سیاسی تازه‌ای تبدیل شوند.

اما پشت این «بی‌سری»، نوعی آگاهی جمعی نهفته است. جوانان آموخته‌اند که هر رهبری دیر یا زود به ابزار کنترل بدل می‌شود. تجربه‌ی خیانت‌ها و مصادره‌ها باعث شده از رهبری بترسند، چون می‌دانند تمرکز قدرت یعنی بازتولید همان چیزی که علیه آن برخاسته‌اند. بنابراین ترجیح می‌دهند صدا باشند، نه فرمانده.

در مراکش، خشم از بیکاری و فقر؛ در پرو، از فساد و نابرابری؛ در لبنان و شیلی و ایران، از تحقیر و بی‌آیندگی. هر جا نام کشور عوض می‌شود، اما فریاد یکی است:
عدالت، کرامت، آینده.
این جنبش‌های پراکنده در ظاهر، در عمق یک پیکرند؛ پیکر نسلی که از تاریخ طرد شده است، اما هنوز نمی‌خواهد تسلیم شود.

آن‌چه در خیابان‌های جهان جریان دارد، صرفاً شورش جوانی نیست؛ پژواک بحران جهانی یک نظام فرسوده است. جهانی که دیگر نمی‌تواند پاسخ دهد، اما هنوز نمی‌گذارد کسی تازه‌ای پاسخگو شود. دولت‌ها فرسوده‌اند، وعده‌ها تکراری، و نسل جوان بیش از همیشه به هم متصل اما از قدرت جداست.

این جنبش‌ها بی‌رهبرند، چون شاید دوران رهبران گذشته است. آنان به جای «دنبال‌کردن»، می‌خواهند «هم‌صدا شدن» را تمرین کنند؛ به جای ساختن بت، می‌خواهند شأن انسانی خود را بازیابند.
در واقع، آنچه در خیابان‌ها می‌جوشد، زبانِ جهانیِ نسلی است که می‌گوید:
ما رهبر نمی‌خواهیم، ما گوش می‌خواهیم — گوشِ شنوای تاریخ.

تقریباً در همه این کشورها، الگوی تکرارشونده‌ای وجود دارد:
جوانانی که از نهادها بریده‌اند، به خیابان می‌آیند، در فضای دیجیتال سازمان می‌یابند و با شعارهایی جهانی مثل عدالت، کرامت، آزادی و برابری سخن می‌گویند، اما چون رهبر و ساختار ندارند، دیر یا زود با موجی از سرکوب، خستگی یا مصادره مواجه می‌شوند.
استکهلم
۱۵ اکتبر ۲۰۲۵
فرشید نوروزی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *