هجده دی۴۰۴ با مشارکت میلیونی شهروندان ایران در برگزاری اعتراضات ضدحکومتی و پاسخ به فراخوان شاهزاده رضاپهلوی در تاریخ ایران ماندگار خواهد شد. حضور باشکوه و بینظیری که معترضان رقم زدهاند، برافراشتن پرچمهای شیروخورشید، در کنار واکنشهای علی خامنهای و نهادهای امنیتی و قضایی حکومت، همگی به صدا درآمدن شمارش معکوس عمر جمهوری اسلامی را نوید میدهند.
فارغ از آنکه روز موعودِ «پیروزی» چه زمانی فرا میرسد، معترضان با شعارهایی همچون «جاویدشاه» نشان دادهاند ایرانیان اینبار بهطور مشخص به جای «اعتراض به وضع موجود» علیه ساختار و نظم سیاسی حاکم قیام کردهاند. این دور از اعتراضات سراسری نه تنها بدون پشتوانه حکومتی -مانند اعتراضات ۸۸- شکل گرفت، بلکه برای نخستینبار ساعت معترضان در ایران با ساعت رهبر اپوزیسیون، در خارج از کشور، کوک شده است.
در حالیکه جناحین حکومت همچنان در تلاش هستند تا واقعیت اعتراضات را مخدوش کرده و آن را اعتراضاتی از سر غیظ اقتصادی جا بزنند اما این روزها در ایران، انقلابی ملی در جریان است که هر کنش آن بر پایه آگاهی جمعی و برآمده از تجربه زیست تاریخی یک ملت است. جنبش ملی نیم قرن گذشته، خانهبهخانه انسجام یافت و رشد کرد و نخستین نمود اجتماعی آن در هفتم آبان۹۵ در پاسارگاد بود و با شعارهای «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» و «رضاشاه روحت شاد» گام به گام در جامعه فراگیر شد و بلوغ یافت و امروز به شعارهای «جاوید شاه» و «این آخرین نبرده، پهلوی بر میگرده» رسیده است.
سال پنجاهوهفت همه گروههای انقلابی در شعار «مرگ بر شاه» همراه و همآواز بودند. آنها انقلابشان را علیه تاریخ «شاهنشاهی» ایران یا به گفته خودشان «دوران ستمشاهی» ترسیم کرده بودند؛ یعنی برانداختن و دفن کردن نهاد کهنسال و دیرپای «پادشاهی». همان ساختاری که هزاران سال از یورش اسکندر تا هجوم تازیان و بیابانگردان استوار مانده بود؛ ساختاری که ایرانیان در درازای تاریخ آنرا از آن خود دانسته و خود را با آن شناخته بودند. در فصل جدید «بیشاهی» که پس از انقلاب۵۷ با جمهوری اسلامی آغاز شد ساختاری تباهکار و تباهیگستر شکل گرفت و ملت کهن ایران را در روندی فرساینده رو در روی بحرانهای عمیق و جانفرسا قرار داد.
جنبش ملی معاصر پس از نمایان شدن آثار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی انقلاب۵۷ متبلور شد و با تکیه بر آگاهی ملی، «شاه» را نجاتبخش مصائب این کهندیار و مردمانش، و نهاد پادشاهی را چون چتری بر سر همه مردم این سرزمین برای بازگشت دوباره رفاه و شکوفایی و امنیت یافت. این جنبش چند دهه مقاومت و کوشش خستگیناپذیر ایرانخواهان را پشت سر گذاشته، و مجیدرضاها و پویاها و نیکاها برایش جان را سپر کردند و در این روزهای بیمناک اما پرامید نیز با چشمانداز روشن، مشخص است که با چه چیزی در نبرد است، بر چه اصولی استوار است، هدفش چیست و از همه مهمتر رهبرش کیست. در همین چارچوب، ملت ایران هجدهم دیماه با شاهزاده رضا پهلوی پیمانی دوباره بستند تا در نبرد با دستگاه خلافتِ برآمده از اُمت و ولایت، و تا پیروزی نور بر تاریکی با هم همراه و همرزم باشند.
کیهان لندن :
