نیویورک تایمز: چگونه جمهوری اسلامی قیام شهروندان را با نیروی مرگبار سرکوب کرد

By | بهمن ۵, ۱۴۰۴

در اینجا ترجمه متن گزارش ویژه نیویورک تایمز درباره حوادث اخیر ایران آورده شده است:

نویسندگان: فرناز فصیحی، سانجانا وارگیس، مالاکی براون، پرین بهروز زمان مطالعه: ۴۵ دقیقه تاریخ: ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویه ۲۰۲۶)

به‌روزرسانی شده در ساعت ۵:۳۴ صبح به وقت منطقه زمانی شرقی (ET)

در تهران، پایتخت ایران، نیروهای امنیتی از پشت‌بام یک ایستگاه پلیس به سوی معترضان آتش گشودند. در کرج، آن‌ها با گلوله‌های جنگی به سمت یک راهپیمایی شلیک کردند که منجر به اصابت گلوله به سر یک نفر شد. در اصفهان، مردان جوان در حالی که صدای تیراندازی و انفجار طنین‌انداز شده بود، در یک کوچه سنگر گرفتند.

اعتراضات پراکنده که از اواخر ماه دسامبر و با اعتصاب در بازار تهران آغاز شده بود، با فروپاشی وضعیت اقتصادی شدت گرفت. اما تا اوایل ژانویه، ایرانیان به‌طور گسترده دست به قیام زدند و نیروهای امنیتی سرکوب با استفاده از نیروی مرگبار را آغاز کردند.

سرکوب معترضان در ایران

نیروهای امنیتی در نخستین هفته‌های ماه ژانویه، معترضان را در سراسر ایران به شدت سرکوب کردند.

تنها اعتراضات نبود که رژیم را نگران می‌کرد؛ پرزیدنت ترامپ معترضان را تشویق کرده و تهدید به مداخله نظامی کرد. در بسیاری از نقاط، شورش‌ها به موازات اعتراضات مسالمت‌آمیز شعله‌ور شد؛ ساختمان‌های دولتی، املاک تجاری، مساجد و کلانتری‌ها به آتش کشیده شدند.

به گفته دو مقام ایرانی که در جریان دستور رهبری قرار گرفته بودند، روز جمعه ۹ ژانویه، آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر معظم ایران، به شورای عالی امنیت ملی — نهادی که وظیفه حفاظت از کشور را بر عهده دارد — دستور داد تا اعتراضات را به هر وسیله ممکن سرکوب کنند. این مقامات گفتند که نیروهای امنیتی با دستور «شلیک به قصد کشت» و «عدم ترحم» اعزام شدند. در پی آن، آمار کشته‌شدگان به سرعت بالا رفت.

علیرغم قطع اینترنت و اختلال در سرویس‌های تلفن توسط ایران، برخی از ایرانیان موفق شدند با دور زدن محدودیت‌ها، مشاهدات عینی و صدها ویدیو را به اشتراک بگذارند که بسیاری از آن‌ها توسط «نیویورک تایمز» جمع‌آوری و تأیید شده است. نیویورک تایمز ویدیوهایی از تیراندازی نیروهای امنیتی به سوی معترضان در دست‌کم ۱۹ شهر مختلف و حداقل ۶ محله در تهران در اوایل ژانویه را تأیید کرده است. این ویدیوها وسعت و شدت سرکوب رژیم را نشان می‌دهند. همچنین گواهی پزشکان و پرستاری که در بیمارستان‌های ایران کار می‌کنند، و عکس‌هایی که توسط یک شاهد به اشتراک گذاشته شده و نیویورک تایمز آن‌ها را تأیید کرده است، صدها قربانی را نشان می‌دهد که به سردخانه‌ای در تهران منتقل شده‌اند.

تایمز همچنین با ۲۰ ایرانی در شهرهای تهران، اصفهان، شیراز، رشت و اهواز که در اعتراضات شرکت کرده بودند و همچنین بستگان کشته‌شدگان مصاحبه کرده است. معترضان، ساکنان و کادر پزشکی مصاحبه شده برای این گزارش، همگی به دلیل ترس از مجازات و انتقام، خواستند که نام یا نام کامل آن‌ها منتشر نشود. تا روز دوشنبه ۱۲ ژانویه، اعتراضات تا حد زیادی سرکوب شده بود.

با انتشار اطلاعات بیشتر از ایران، طبق گزارش «هرانا» (مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران) مستقر در واشینگتن، آمار کشته‌شدگان به حداقل ۵۲۰۰ نفر، از جمله ۵۶ کودک رسیده است. سازمان «حقوق بشر ایران» مستقر در نروژ که وضعیت ایران را رصد می‌کند، کشته شدن حداقل ۳۴۰۰ نفر را تأیید کرده است. هر دو سازمان می‌گویند که با ادامه روند راستی‌آمایی، این اعداد ممکن است دو یا سه برابر بیشتر شود.

شورای عالی امنیت ملی ایران در بیانیه‌ای اعلام کرد که ۳۱۱۷ نفر کشته شده‌اند که ۴۲۷ نفر از آن‌ها نیروهای امنیتی بوده‌اند. مقامات، از جمله آقای خامنه‌ای، هسته‌های تروریستی وابسته به اسرائیل و ایالات متحده را مسئول قیام و کشتارها دانسته‌اند. رها بحرینی، حقوقدان و پژوهشگر عفو بین‌الملل در امور ایران، گفت: «این صرفاً سرکوب خشونت‌آمیز یک اعتراض نیست؛ این یک قتل‌عام سازمان‌یافته توسط دولت است.»


سرکوب

یک مامور امنیتی مسلح که در اوایل ژانویه، زمانی که گزارش شد معترضان با گلوله‌های جنگی کشته شده‌اند، در محله صادقیه تهران روی یک خودرو نشسته است.

در ۸ ژانویه، نسیم پورآقایی ۴۵ ساله، مادر دو فرزند، و همسرش علی، همراه با جمعیت زیادی در محله صادقیه تهران راهپیمایی کردند. او با مادرش تماس گرفت تا بگوید جو پرشور و حضور مردم بسیار گسترده است. ناگهان، اوضاع مرگبار شد.

به گفته یکی از بستگان خانم پورآقایی که در مصاحبه‌ای وقایع آن شب را از زبان علی بازگو می‌کرد، همسرش پشت سر او راه می‌رفت و دست‌هایش را برای محافظت دور شانه‌های او حلقه کرده بود. این خویشاوند گفت که گلوله‌ای به گردن خانم پورآقایی اصابت کرد؛ او به زمین افتاد و شروع به استفراغ خون کرد.

نسیم پورآقایی، در عکسی که توسط خانواده‌اش منتشر شده است.

پسرعموی او می‌گوید همسرش در حالی که صورت او را در میان دستانش گرفته بود، فریاد می‌زد: «نسیم، نسیم، نسیم». اما او پاسخی نمی‌داد. او از سایر معترضانی که از آن هرج‌ومرج فرار می‌کردند التماس می‌کرد: «کمک، کمک»، اما کسی جلو نیامد. پسرعمویش گفت که او هنگام بلند کردن پیکر همسرش، سرد شدن بدن او را حس کرده و یک ساعت و نیم پیاده رفت تا به ماشینشان برسد. وقتی به بیمارستان رسیدند، مرگ او تایید شد. ویدئویی که توسط «تایمز» راستی‌آزمایی شده، صدای شلیک مستقیم گلوله‌های جنگی به سمت معترضان در صادقیه را ثبت کرده است. با شنیدن صدای شلیک، معترضان رو برمی‌گردانند، فرار می‌کنند و فریاد می‌کشند.

ویدئو ویدئوهایی که فرار معترضان از نیروهای امنیتی در تهران را در تاریخ ۱۸ دی (۸ ژانویه) نشان می‌دهند. بارگذاری‌کننده اصلی نسخه اصلی، چهره دو نفر را محو کرده است.

حدود ۴۰ ویدئوی تایید شده، نیروهای مسلح و امنیتی را در حال سرکوب تظاهرات نشان می‌دهند. در این تصاویر، آن‌ها سوار بر موتورسیکلت‌های دوترکه دیده می‌شوند که از سلاح‌های مختلفی از جمله سلاح گرم، باتوم و گاز اشک‌آور استفاده می‌کنند. در ویدئویی که در میدان هفت حوض تهران ضبط شده، زنان و مردان در میان صدای تیراندازی فرار می‌کنند. ویدئوی تایید شده توسط تایمز نشان می‌دهد که برخی از معترضان به وضوح از ناحیه پا مجروح شده‌اند و در حالی که لنگ‌لنگان دور می‌شوند، رد خون بر پیاده‌رو باقی می‌گذارند. در خیابان، برخی نیز در حال حمل افرادی دیده می‌شوند که قادر به راه رفتن نیستند.

ویدئو معترضان در حال دویدن در خیابانی در تهران در ۲۰ دی (۱۰ ژانویه). تار کردن تصویر معترض مجروح توسط تایمز انجام شده است.

محمد، ۴۰ ساله و صاحب مغازه، گفت که او و برادر کوچکترش روز جمعه ۱۹ دی در تهرانپارس، محله‌ای متوسط‌نشین در شرق تهران، در میان تظاهرکنندگان بودند که صدای رگبار گلوله را شنیدند. محمد گفت: «دو جوان را دیدم که در حال فرار روی زمین افتادند؛ از پشت به آن‌ها شلیک شد.» یک ویدئو نشان می‌دهد که نیروهای امنیتی بیش از شش دقیقه از پشت‌بام یک کلانتری در تهرانپارس به سمت معترضان شلیک کردند. این ویدئو شعله‌های خروجی از لوله چندین تفنگ را نشان می‌دهد و صدای صدها شلیک و آنچه به نظر می‌رسد شلیک سلاح خودکار است را ضبط کرده است. گروهی از معترضان در خیابان مجاور فرار می‌کنند. دقایقی بعد، فردی به داخل حیاط کلانتری کشیده می‌شود.

ویدئو نیروهای امنیتی در حال شلیک به معترضان در ۱۸ یا ۱۹ دی در تهرانپارس؛ محله‌ای در شرق تهران که گزارش شده معترضانی در آنجا کشته شده‌اند.

ویدئوی دیگری که در همان خیابان و در مسیری که نیروهای امنیتی به آن سمت شلیک می‌کردند ضبط شده، معترضانی را نشان می‌دهد که از گلوله‌ها پناه گرفته‌اند. یک نفر می‌گوید: «گوشیت رو بیار پایین، دستت رو می‌زنن. بین‌شون تک‌تیرانداز هست.» صدای برخورد گلوله‌ها به نزدیکی محل، در میان شعارهای «مرگ بر خامنه‌ای» شنیده می‌شود.

ویدئو صدای تیراندازی در پس‌زمینه در حالی که معترضان در تهرانپارس پناه گرفته‌اند شنیده می‌شود. بارگذاری‌کننده اصلی، ویدئو را محو کرده است.

ویدئویی که تایمز تایید کرده در بیمارستان تهرانپارس در همان نزدیکی ضبط شده، چندین کیسه جسد را نشان می‌دهد که در بیرون ورودی بخش اورژانس روی زمین ردیف شده‌اند و صدای شیون مردم شنیده می‌شود.

ویدئو کیسه‌های جسد قرار داده شده روی زمین در بیرون بیمارستان تهرانپارس. بارگذاری‌کننده اصلی ویدئو را محو کرده است. اعتبار: وحید آنلاین، از طریق ایکس.

یک زن و شوهر با نیروهای شبه‌نظامی بسیج، نیروی امنیتی لباس‌شخصی سوار بر موتور، در خیابان کریم‌خان در مرکز تهران درگیری شدیدی داشتند. این زن ۵۰ ساله که طراح است، در مصاحبه‌ای گفت که مردان به طور بی‌هدف به هوا و به سمت مردم شلیک می‌کردند و فریاد می‌زدند: «برگردید داخل». به کمر شوهر با تفنگ ساچمه‌ای شلیک شد. زن گفت که یکی از اعضای بسیج او را در حالی که پشت یک تیر چراغ برق مخفی شده بود پیدا کرد، بالای سرش ایستاد و اسلحه را روی پیشانی او، در چند میلی‌متری چشمش، قرار داد. او گفت که آن مرد تهدید کرد او را می‌کشد، اما گلوله‌هایش تمام شده بود. مجموعه‌ای از ویدئوهای تایید شده توسط تایمز از ۱۸ دی در فردیس کرج، صدها نفر را در حال راهپیمایی نشان می‌دهد که با شلیک یک قبضه گاز اشک‌آور به سمتشان، فرار می‌کنند. صدای شلیک گلوله‌ها بلند می‌شود. ویدئوی دیگری که در نزدیکی یک کلانتری در فردیس ضبط شده، معترضی را نشان می‌دهد که به نظر می‌رسد از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته است. صدای بیش از بیست شلیک در حالی که معترضان فریادزنان پناه می‌گیرند شنیده می‌شود. در آخرین ویدئو، پیکرهای بی‌جان هفت نفر روی زمین افتاده است.

ویدئو معترضان در ۱۸ دی به خیابان‌های فردیس آمدند، جایی که نیروهای امنیتی آن‌ها را عقب راندند. تار کردن تصاویر معترضان مجروح توسط تایمز انجام شده است.

در مشهد، ویدئوی تایید شده توسط تایمز جمعیت عظیمی را نشان داد که در ۱۸ دی تجمع کرده و شعارهایی علیه حکومت سر می‌دادند. اواخر همان شب، گروهی از معترضان در جاده‌ای در حدود یک مایلی محل تجمع در حال حرکت بودند که نیروهای امنیتی سوار بر موتور به آن‌ها نزدیک شدند. برخی از ماموران پیاده شده و با باتوم به جان معترضان افتادند، در حالی که دیگران پخش شده و اسلحه خود را به سمت خیابان نشانه گرفتند و همزمان صدای شلیک گلوله در نزدیکی شنیده می‌شد.

ویدئو نیروهای امنیتی موتورسوار در حال مقابله با گروهی از معترضان در پیاده‌روی خیابانی در مشهد در ۱۸ دی.

در ویدئوی دیگری که از اعتراضی در مشهد ضبط و توسط تایمز تایید شده، فردی روی زمین افتاده دیده می‌شود و دیگران برای کمک به سمت او می‌دوند. فردی که ویدئو را ضبط می‌کند می‌گوید: «ببین، یک دختر را زدند. دارند از سلاح جنگی استفاده می‌کنند.»

بیمارستان‌ها

طبق مصاحبه‌ها و پیام‌های متنی با هشت پزشک و یک پرستار در ایران، بیمارستان‌ها در سراسر کشور که با هزاران معترض زخمی محاصره شده بودند، برای حجم گسترده جراحات ناشی از گلوله که با آن مواجه می‌شدند، آمادگی نداشتند.

خشونت مسلحانه در ایران نادر است و شهروندان عادی اجازه حمل سلاح ندارند. پزشکان و پرستاری که تجربیات خود را از تهران، مشهد، اصفهان و زنجان به اشتراک گذاشتند، صحنه‌هایی از هرج‌ومرج را توصیف کردند: کادر پزشکی که سراسیمه برای نجات جان انسان‌ها تلاش می‌کردند و روپوش‌های سفیدی که غرق در خون بود. آن‌ها گفتند که بیماران در اورژانس‌های بیش از حد شلوغ، روی نیمکت‌ها، صندلی‌ها و حتی روی کف زمین خوابانده شده بودند.

آن‌ها گفتند که بیمارستان‌ها با کمبود خون مواجه بوده و به دنبال جراحان تروما و عروق بودند. به گفته آن‌ها، قطع اینترنت مانع از آن می‌شد که کادر پزشکی بتوانند نام و سابقه پزشکی بیماران را بررسی کنند.

یک پرستار در بیمارستان نیکان تهران در مصاحبه‌ای گفت که بیمارستان شبیه به یک منطقه جنگی بود. یک پزشک در بیمارستان شهدای تجریش در شمال تهران، که یک مرکز درمانی دولتی بزرگ است، گفت که به‌طور متوسط، کادر پزشکی در دو روز اوج خشونت یعنی ۱۹ و ۲۰ دی‌ماه (۹ و ۱۰ ژانویه)، در هر ساعت حدود ۷۰ معترض با جراحات گلوله را ویزیت می‌کردند. او گفت بسیاری از بیماران در بدو ورود یا مدت کوتاهی پس از آن جان می‌باختند.

در یک پیام صوتی که با «تایمز» به اشتراک گذاشته شد، پزشکی در مشهد وضعیت بیمارستان خود را «وحشتناک» توصیف کرد. او گفت علاوه بر تعداد سرسام‌آور معترضان مجروح، نیروهای امنیتی نیز در بیمارستان حاضر می‌شدند و برای بازداشت بیماران، تقاضای دسترسی به آن‌ها را داشتند. او گفت تیمی از پزشکان یک واحد تریاژ موقت در ویلایی خارج از شهر برپا کرده‌اند و در آنجا بیمارانی را که از رفتن به بیمارستان می‌ترسند، مداوا می‌کنند.

یک متخصص بیهوشی در بیمارستانی در محله ستارخان تهران در پیام متنی که با تایمز به اشتراک گذاشته شد، گفت که تنها در یک شب، بیمارستان آن‌ها ۳۰۰ معترض مجروح را پذیرش کرده است. در پیام متنی دیگری از پزشکی در یک بیمارستان دانشگاهی در زنجان آمده است که اکثر قربانیان از ناحیه بالاتنه، سر و گردن هدف گلوله قرار گرفته بودند و بیمارستان مرگ حدود ۲۰۰ نفر را ثبت کرده است.

تایمز تصاویر و ویدئوهایی از داخل بیمارستان‌ها دریافت کرده که برای نمایش بیش از حد دلخراش هستند. تصاویر گرافیکی دیگری نیز توسط یک حساب کاربری با سابقه انتشار تصاویر مستند، در فضای مجازی منتشر شده است. این تصاویر اجساد خون‌آلود و بی‌جان را در داخل بیمارستان‌هایی نشان می‌داد که گفته می‌شد در تهران هستند. به نظر می‌رسید برخی از قربانیان از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته‌اند. تایمز به طور مستقل قادر به تأیید اعتبار تصاویر داخل بیمارستان‌ها نبود.

یک جراح در پیامی متنی گفت بیمارستان چشم‌پزشکی فارابی تهران، که مرکز اصلی چشم‌پزشکی کشور است، در روز ۱۸ دی حدود ۵۰۰ مورد آسیب چشمی ناشی از گلوله‌های ساچمه‌ای و در دو شب بعد، صدها مورد آسیب چشمی با گلوله‌های جنگی را ثبت کرده است. او که سه شب متوالی در اتاق عمل بود، گفت زمانی که مجبور شد هر دو کاسه چشم یک کودک ۱۳ ساله را تخلیه کند، آرزوی مرگ کرده است.

پزشکی در اصفهان در پیامی متنی نوشت: «جوانانی را دیدیم که مغزشان با گلوله جنگی متلاشی شده بود، و مادری که از ناحیه گردن تیر خورده بود در حالی که دو کودک خردسالش در ماشین گریه می‌کردند؛ کودکی که مثانه، لگن و راست‌روده‌اش با گلوله خرد شده بود.» این پزشک افزود: «آنچه شاهدش بودم تا ابد مرا رها نخواهد کرد. احساس گناه می‌کنم که هنوز زنده‌ام.»

عکس‌ها، ویدئوها و گفتگوهای متنی که توسط دکتر کیوان میرهادی، پزشک ایرانی-آمریکایی در روچستر نیویورک که با تیم‌های پزشکی و بیمارستان‌های ایران در تماس منظم بوده، در اختیار تایمز قرار گرفته است، ده‌ها جراحت آشکار ناشی از گلوله و ساچمه در تنه، اندام‌ها، سر و چشم‌ها را نشان می‌دهد.

دکتر میرهادی گفت: «آن‌ها عملاً مردم را در خیابان‌ها اعدام می‌کنند. از روز پنجشنبه، گزارش‌های جراحاتی که دریافت می‌کردم به طور قابل توجهی تغییر کرد. از ضرب و شتم، شکستگی و گاز اشک‌آور به سمت شکستگی جمجمه و جراحات ناشی از گلوله رفت.»

برخی از تصاویری که دکتر میرهادی به اشتراک گذاشته، توسط افرادی ارسال شده که می‌پرسیدند چگونه جراحات خود یا بستگانشان را درمان کنند. یک نفر درباره زخم گلوله در پای برادرش پرسیده بود. دیگری عکسی از یک چشم فرستاده بود که خون از زخمی درست بالای آن جاری بود.

تایمز نمونه‌ای شامل ۱۷ تصویر را برای کارشناسان «گروه مستقل کارشناسان پزشکی قانونی» که توسط شورای بین‌المللی بازتوانی قربانیان شکنجه هماهنگ می‌شود، ارسال کرد. آن‌ها تشخیص دادند که به نظر می‌رسد این جراحات ناشی از شلیک گلوله‌های ساچمه‌ای (چهارپاره یا ساچمه ریز) از فاصله نزدیک باشد.

هرانا، خبرگزاری حقوق بشری در واشینگتن، تعداد قابل توجهی از جراحات ناشی از شلیک ساچمه در جریان اعتراضات اخیر، از جمله اصابت به کره چشم را مستند کرده است. این نهاد اعلام کرد ۷,۴۰۲ نفر دچار جراحات جدی شده‌اند.

ویدئویی که توسط شبکه خبری فارسی‌زبان ایران اینترنشنال مستقر در لندن تهیه و توسط تایمز تأیید شده است، اجسادی را در حیاط بیمارستان الغدیر نشان می‌دهد؛ بیمارستانی که کمتر از یک مایل با میدان هفت‌حوض، جایی که معترضان هدف گلوله قرار گرفته و مجروح شدند، فاصله دارد. برخی از اجساد پوشانده شده و در کیسه‌های پلاستیکی بسته شده‌اند و برخی دیگر در پتو پیچیده شده‌اند.

زنی بر بالین جسد مردی که در پتو پیچیده شده و چشمانش بسته است، زانو زده؛ او گریه می‌کند و با او سخن می‌گوید.

سردخانه

اجساد پیچیده در کیسه‌های پلاستیکی سیاه، تمام فضاها و سطوح را پوشانده بودند. روی هم در یخچال‌ها چیده شده، روی کف زمین در داخل ساختمان قرار گرفته و ردیف به ردیف روی زمینِ پارکینگ و حیاط پراکنده شده بودند.

سردخانه اصلی تهران، مرکز پزشکی قانونی کهریزک، در نخستین روزهای پس از کشتار، بیش از حد ظرفیت پر شده بود.

یکی از مقامات دولتی در تلویزیون دولتی اعتراف کرد که تعداد اجساد از ظرفیت سردخانه فراتر رفته است، اما مسئولیت این کشتارها را به گردن «هسته‌های تروریستی» انداخت.

با این حال، طبق ویدیوها و گفته‌های شخصی که از سردخانه بازدید کرده، نحوه جابه‌جایی و رسیدگی به اجساد نیز بی‌نظم و آشفته بوده است. خانواده‌هایی که به دنبال عزیزانشان بودند به سالنی برده می‌شدند که در آن، یک صفحه تلویزیون تصاویر چهره‌های جان‌باختگان را به همراه شماره‌ای که به هر کدام اختصاص یافته بود، نمایش می‌داد. به گفته این شاهد عینی، از برخی قربانیان چندین عکس وجود داشت، زیرا شدت جراحات به حدی بود که برای شناسایی به عکاسی از زوایای مختلف نیاز بود.

این بازدیدکننده گفت که گاهی خانواده‌ها از کارکنان سردخانه می‌خواستند تصویر را متوقف کنند، به عقب برگردانند یا روی آن زوم کنند. برخی دیگر بلافاصله عزیز خود را شناسایی کرده و از حال می‌رفتند. مردم از شدت شوک و غم فریاد می‌کشیدند، ناله می‌کردند و به صورت و بدن خود می‌زدند.

تصاویر و ویدیوهای متعددی که توسط «نیویورک تایمز» تأیید شده است، صدها جسد را نشان می‌دهد که ظرف چند روز پس از آغاز اعتراضات در ۸ ژانویه، در سردخانه کهریزک روی زمین گذاشته شده بودند. بیرون مرکز، مردان در حالی که به دنبال بستگان مفقود خود می‌گشتند، زیپ کیسه‌های سیاه جسد را باز می‌کردند. برخی دیگر با پیدا کردن اجساد، با گریه یکدیگر را در آغوش می‌گرفتند. در داخل سالن بزرگی که ده‌ها جسد دیگر در آن چیده شده بود، صدای ضجه و مویه زنان به گوش می‌رسید.

یک ویدیوی ۱۶ دقیقه‌ای که در خارج از مرکز ضبط شده، نزدیک به ۳۰۰ قربانی را نشان می‌دهد که روی پیاده‌روها و آسفالت چیده شده‌اند.

فردی که در حال فیلم‌برداری بود می‌گفت: «این یک صف است. صفی از مردم تا بتوانند عزیزان از دست رفته‌شان را تحویل بگیرند. جوانان. نور چشمانشان.»

کارکنانی با روپوش‌های سفید آزمایشگاهی، زیپ کیسه‌های جسد را باز کرده و زخم‌های قربانیان را معاینه می‌کردند. یکی از کارکنان زخمی را در پشت سر یکی از قربانیان شناسایی کرد که خون از آن جاری بود و جزئیات را در دفتری یادداشت کرد. دیگری زخم‌های ناشی از گلوله را روی تنه یک قربانی غرق در خون ثبت می‌کرد.

خانواده‌ها و عزاداران در کهریزک، جایی که صدها کیسه جسد در بزرگترین سردخانه تهران روی زمین چیده شده بود، گرد هم آمدند. (تار کردن تصاویر پیکرهای مجروح و کیسه‌های جسد توسط «تایمز» انجام شده است).

همان‌طور که دوربین میان جمعیت حرکت می‌کرد، افرادی دیده می‌شدند که جسد به جسد به دنبال عزیز خود می‌گشتند. مردان بر پیکر بی‌جان کسی که شناسایی کرده بودند، با گریه یکدیگر را در آغوش می‌گرفتند. در یک ویدیوی جانسوز، پدری در حالی که داخل مرکز به دنبال پسر ۱۹ ساله‌اش، «سپهر شکری» (بوکسور)، می‌گشت، هق‌هق گریه می‌کرد. او فریاد می‌زد: «سپهر، پسرم، کجایی؟» و می‌گفت: «لعنت بر خامنه‌ای، این جنایت اوست. سپهر، بابا، کجایی؟»

مردی در جستجوی پسرش در کهریزک، در ویدیویی که در ۲۳ ژانویه منتشر شد. (تار کردن تصاویر پیکرهای مجروح و کیسه‌های جسد توسط «تایمز» انجام شده است).

«تایمز» به عکس‌های بیش از ۳۰۰ جسد که به کهریزک منتقل شده بودند، دست یافته است. این عکس‌ها چهره جان‌باختگان را نشان می‌داد در حالی که زیپ بالای کیسه‌های سیاه جسد باز شده بود و کارت‌های شناسایی سفید روی سینه‌شان قرار داشت. ده‌ها جسد با عناوینی چون «مرد ناشناس»، «زن ناشناس» و «کودک ناشناس» علامت‌گذاری شده بودند. بیش از ۱۹۰ مورد تنها با عدد مشخص شده بودند. «تایمز» ۲۹ نام خوانا را شناسایی کرد؛ از جمله «محمدعرفان فرجی»، ۱۸ ساله، که یک نهاد حقوق بشری ایرانی گزارش داد در جریان اعتراضات در شهرری (حومه‌ای در جنوب تهران و در فاصله حدود ۱۶ کیلومتری سردخانه‌ای که عکس جسدش در آنجا گرفته شده) به ضرب گلوله کشته شده است.

«تایمز» نتوانست بر اساس تصاویر، ارزیابی قطعی از جراحات داشته باشد، اما اکثریت اجساد آسیب‌های شدید مغزی، بریدگی‌های عمیق و فرورفتگی حدقه چشم داشتند. برخی به شدت تغییر شکل داده بودند. چندین جسد هنوز لوله‌هایی در دهان و پدهای الکتروکاردیوگرام (نوار قلب) بر سینه داشتند که نشان می‌داد از بیمارستان منتقل شده‌اند. دکتر «نظام پیروانی»، مشاور پزشکی قانونی در سازمان «پزشکان برای حقوق بشر» که تصاویر را برای «تایمز» تحلیل کرده است، گفت شواهد نشان می‌دهد که قربانیان متعددی «در صحنه یا در بازداشتگاه به شکلی وحشیانه با باتوم یا ضرب و شتم مورد آزار قرار گرفته‌اند.»

به گفته فردی که در سردخانه حضور داشت، وقتی زنی همسرش را روی صفحه نمایشگر شناسایی کرد و روی زمین افتاد، زن دیگری به او نزدیک شد و گفت: «بلند شو، بلند شو عزیزم، تو هنوز کارهایی داری که باید انجام بدهی.»

مراسم‌های تشییع پیکر

در سراسر ایران، مراسم‌های تشییع پیکر در حال برگزاری است. والدین فرزندان خود را به خاک می‌سپارند. فرزندان والدینشان را دفن می‌کنند. خواهران، برادران، دوستان، همسایگان، همکاران، همکلاسی‌ها و هم‌تیمی‌ها در مراسم‌های خاکسپاری شرکت می‌کنند.

همان‌طور که چهره‌ها و داستان‌های قربانیان نمایان می‌شود — که توسط بستگان یا دوستان بازگو شده و در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شوند — داستان این قیام نیز آشکارتر می‌گردد. معترضان کشته‌شده طیف گسترده‌ای از مردم ایران را از نظر قومی، اقتصادی و اجتماعی نمایندگی می‌کنند.

به گفته خانواده‌هایشان، بسیاری از آن‌ها بسیار جوان بودند. نوجوانان و جوانانی در اوایل دهه بیست زندگی‌شان، با رؤیای زندگی بهتر، آینده‌ای شکوفا و آزادی به خیابان‌ها آمدند.

در میان آن‌ها، یک ستاره ۲۱ ساله بسکتبال که در تیم ملی بازی می‌کرد؛ یک بازیکن ۱۷ ساله کرد فوتبال در یک باشگاه ملی جوانان؛ یک قهرمان ۱۵ ساله شنا؛ یک دانشجوی ۱۹ ساله رشته زبان ایتالیایی؛ و یک معلم ۲۶ ساله زبان انگلیسی دیده می‌شوند.

تجمع خانواده‌ها در مقابل غسال‌خانه بهشت‌ زهرا در تاریخ ۲۰ دی‌ماه (۱۰ ژانویه). موسیقی توسط بارگذار اصلی ویدیو اضافه شده است.

مرگ سینا اشکی‌بوسی ۱۷ ساله در تاریخ ۱۸ دی‌ماه (۸ ژانویه)، توسط عمه او در یک پیام صوتی که در صفحه اینستاگرام وکلای پرونده‌های حقوق بشری در ایران منتشر شد، شرح داده شده است. او گفت: «سینا با شلیک مستقیم گلوله به قلبش در تهرانپارس کشته شد. او بسیار باهوش و رویاپرداز بود. او به دنبال آزادی و بسیار مهربان بود.»

بر اساس ویدیوهای تایید شده توسط نیویورک تایمز، مراسم‌های خاکسپاری به اعتراضات بدل شده است و هزاران شرکت‌کننده با در دست داشتن تصاویر قربانیان، شعار «مرگ بر خامنه‌ای» سر می‌دهند.

تصاویر منتشر شده، جمعیت انبوهی را در مراسم خاکسپاری سه تن از کشته‌شدگان در ملکشاهی، منطقه‌ای روستایی در استان ایلام، در تاریخ ۱۴ دی‌ماه (۴ ژانویه) نشان می‌دهد. یک هفته بعد، ویدیوهایی که در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شد، جمعیت عظیمی را در نزدیکی آنجا، در شهر آبدانان (استان ایلام)، برای مراسم خاکسپاری علیرضا سعیدی ۱۶ ساله نشان می‌داد که گفته می‌شود در جریان اعتراضات آن هفته در تهران کشته شده است.

تجمع تظاهرکنندگان در مراسم خاکسپاری علیرضا سعیدی در ایلام، ۲۱ دی‌ماه (۱۱ ژانویه).

در این مراسم‌های خاکسپاری و همچنین در مراسم احمد خسروانی، ستاره بسکتبال، جمعیت از آیین‌های سنتی عزاداری مانند گریه و تلاوت قرآن فاصله گرفتند. در عوض، آن‌ها دست می‌زدند، هلهله می‌کردند و هم‌صدا شعار می‌دادند: «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده.»

روش‌شناسی (Methodology)

به‌رغم قطع اینترنت و سانسور ارتباطات، ایرانیان موفق شدند با استفاده از شبکه‌های خصوصی مجازی (VPN) و سیستم‌های اینترنت ماهواره‌ای ممنوعه‌ استارلینک، گزارش‌های شاهدان عینی و ویدیوهایی را به اشتراک بگذارند که نیویورک‌تایمز توانست بسیاری از آن‌ها را جمع‌آوری و اصالت‌سنجی کند.

برخی از این ویدیوها مستقیماً با خبرنگاران تایمز به اشتراک گذاشته شد؛ برخی دیگر در اختیار گروه‌های حقوق بشری ایرانی، بخش فارسی بی‌بی‌سی و وبلاگ ایرانی «وحید آنلاین» قرار گرفت که همگی آن‌ها این ویدیوها را در تلگرام، ایکس (توییتر سابق) و اینستاگرام منتشر کردند.

تایمز بیش از ۳۰۰ ویدیو را جمع‌آوری کرد و بیش از ۱۶۰ مورد از آن‌ها را به‌طور مستقل مورد تأیید قرار داد. این کار از طریق تطبیق جزئیات مشاهده شده در ویدیوها — مانند نام کسب‌وکارها، نمای خیابان‌ها، تابلوها و درختان — با تصاویر آرشیوی، تصاویر ماهواره‌ای و نمای خیابان گوگل (Google Street View) انجام شد. خبرنگاران ایرانیِ تایمز، ویدیوها را برای بررسی لهجه‌ها یا سایر جزئیاتی که نشان‌دهنده اصالت آن‌ها باشد، بازبینی و بازشنوایی کردند. در برخی موارد، ما به تاییدیه انجام شده توسط «ژئوکونفِرم‌د» (GeoConfirmed) ارجاع دادیم؛ یک گروه پژوهشی که در زمینه مکان‌یابی جغرافیایی فیلم‌ها تخصص دارد.

نیویورک‌تایمز تمام ویدیوهایی را که در این گزارش استفاده شده، به‌طور مستقل تأیید کرده است. با گذشت دو هفته از شدیدترین موج خشونت‌ها، ویدیوهای جدید همچنان در حال انتشار هستند. تایید تاریخ دقیق فیلم‌برداری این ویدیوها همیشه امکان‌پذیر نیست؛ اما با بررسی جدید بودن ویدیوها (و عدم انتشار آن‌ها در سرکوب‌های قبلی ایران) و همچنین با نقشه‌برداری از زمان و مکان وقوع اعتراضات و سرکوب‌ها در ماه ژانویه، تاریخ احتمالی ضبط آن‌ها را تایید و اثبات کردیم.


گزارشگران و تیم تولید:

  • گزارشگر همکار: هیلی ویلیس (Haley Willis)

  • تولید ویدیو: جان هزل (Jon Hazell)

  • تولید ویدیوی تکمیلی: ناتالی رنو، جفری برنیر و جاش هولدر

  • نقشه: ساموئل گرانادوس

نویسندگان و تحلیل‌گران:

  • فرناز فصیحی: رئیس دفتر سازمان ملل در نیویورک‌تایمز و مسئول پوشش اخبار این سازمان. او همچنین اخبار ایران را پوشش می‌دهد و به مدت ۱۵ سال درباره منازعات خاورمیانه قلم زده است.

  • سنجانا وارگیس: خبرنگار تیم «تحقیقات بصری» نیویورک‌تایمز که در استفاده از تکنیک‌های پیشرفته دیجیتال برای تحلیل شواهد بصری تخصص دارد.

  • مالاکی براون: مدیر پروژه‌های ویژه تیم «تحقیقات بصری» در نیویورک‌تایمز. او عضو تیم‌هایی بوده که در سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۳ برنده جایزه پولیتزر در بخش گزارش‌های بین‌المللی شده‌اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *